دست و پا بسته پیش شاه نرو




عنوان مجموعه اشعار : زیر انگشت های تشریح
شاعر : رحمت اله رسولی مقدم


عنوان شعر اول : تبعیدی
گرچه حوا نخواست,آدم باش
پای حرفت بایست رستم باش
دست و پا بسته پیش شاه نرو
ننگ دارد برای اسطوره

عشق را توی دام سیب بکش
وسط شهر یک صلیب بکش
تشنه کشتن پیامبری
بعد از ارسال آخرین سوره

توی تاریخ ریخت و پاش نشد
راز تاریخی تو فاش نشد
وارث تاج پادشاهی ماد
جیره خوار خدای آشوره

آب افتاد از دهان خدا
در مقدس ترین زمان خدا
مرد شیکی تو قاب ماه عسل
نان خور زجر دختری کوره

دختری شعر عاشقانه نوشت
تا خدایان آفتاب و بهشت
وسط آسمان رها بکنند
عشق را توی اوج دلشوره

آرزو دور بود و خائن شد
همه چی بی تو غیر ممکن شد
ما دو تبعیدییم -تبعیدی
راهش از خانه خودش دوره


#رحمت اله رسولی مقدم

عنوان شعر دوم : ..
..

عنوان شعر سوم : ..
..
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
اين درست كه ما در وهله‌ي نقد يا خوانش، با خود متن، طرف هستيم ولي در مواجهه با هر متني، بسياري از عناصر فرامتني هم تاثيرگذارند؛ چراكه ذهن، نمي‌تواند به طور كامل از خودآگاهي و داده‌هايش، مبرّا باشد. تجربه‌شده‌ترين شاهد مدعاي من هم اينكه وقتي مي‌دانيم فلان شعر را فلان شاعر شناخته‌شده نوشته است، خواه‌ناخواه بسياري از دانسته‌هايمان درباره او و آثارش را به تخاطب‌مان با متن جديدش، احضار مي‌كنيم. تخاطب من با سروده‌هاي رحمت‌الله رسولي‌مقدم نيز در چنين وضعيتي شكل گرفت. نخست، مشخصاتش را مرور كردم، سپس اثري از او كه براي من فرستاده شده بود را خواندم و وقتي چشم‌ام به فهرست كارهاي قبلي‌اش كه نسبتا مفصّل بود افتاد، همه‌ي سروده‌هاي قبلي او و تعدادي از نقدهاي دوستان همكارم در پايگاه را مطالعه كردم. نكته‌ي مهمي كه دليل نوشته‌شدن اين مقدمه بود اينكه شايد اگر آن آثار را نديده بودم، از منظر ديگري به اين اثر نگاه مي‌انداختم و حالا خوشحالم كه با در نظر گرفتن بخش بيشتري از توانايي‌هاي اين دوست عزيز، درباره سروده‌اش مي‌نويسم.
قبل از هر چيز بايد گفت اينكه رسولي‌مقدم مي‌داند شعر، چيزي فراتر از موسيقي وزن و قافيه و كرشمه‌هاي عاطفه و مضمون يا بازي‌هاي زباني است و اساسا در منطقي فراتر، دنبال آن مي‌گردد، دستاورد بسيار خوب و مهمي است؛ ديگر اينكه جسارت او در احضار فضاها و واژگان تازه ـ خصوصا در موسيقي كناري ـ ستودني‌ است؛ جسارتي كه در دانسته‌هايش درباره شعر ريشه دارد؛ چنان كه تقريبا در همه‌ي آثاري كه از او خواندم، اصرار بر حفظ فضاي مورد نظر، باعث شده است كه در برخي سطرها، مرتكب لغزش‌هاي وزني شود. اينكه در يك سروده موزون، موسيقي بيروني دچار خدشه شود، نقض غرض است ولي اينكه سراينده سعي كند همه ‌چيز را به وزن نسپارد هم مبارك است و نهايتا مي‌تواند باعث شود كه سراينده به جاي فكركردن به وزن و ساختن آن، موسيقي را در خود زبان كشف كند؛ بدون اينكه مجبور باشد به تحميلات وزني تن بدهد. در اين سروده هم وزن مصراع «توی تاریخ ریخت‌وپاش نشد» به دليل استفاده از هجاي اضافه (ريخ«ت»و) مخدوش شده است.
بر خلاف ديگر آثاري كه از آقاي رسولي‌مقدم خواندم، در اين سروده‌شان كه بين ديگر آثارشان رتبه‌ي بالايي ندارد، يك لغزش بزرگ ديده مي‌شود: دوگانگي زباني؛ لغزش چند باره از زبان نوشتاري به زبان گفتاري؛ آسيبي كه حاصل تنگناي قافيه است. اينجاست كه ايشان بايد يك بار ديگر، توصيه‌هاي استادم جناب محمد مستقيمي (راهي) را مرور كنند و از اين به بعد حواسشان باشد كه دچار چنين لغزش بزرگ و تعجب‌انگيزي نشوند. در اين سروده، قافيه‌هاي «آشوره» (آشور است)، «كوره» (كور است) و «دوره» (دور است) زبان را مخدوش كرده‌اند و اين خدشه در يك مورد، به كل بيت هم نشت كرده (مرد شیکی تو قاب ماه عسل / نان‌خور زجر دختری کوره)! قاعدتا اگر پاي قافيه در ميان نبود، اين بيت به زبان گفتاري نوشته نمي‌شد اما وقتي سراينده به خودش مجوز داده كه «كور است» را «كوره» بنويسد، ناخودآگاه «توي قاب» يا «در قاب» را هم به شكل «تو قاب» نوشته است. جالب اينكه تلاش ذهن سراينده براي باقي ماندن در فضاي زبان نوشتاري، باعث شده كه «نان‌خور» به شكل «نون‌خور» نوشته نشود. در مورد دو قافيه‌ي ديگر هم به همين قياس رفتار شده كه نيازي به توضيح جداگانه نيست. البته در بند آخر هم وزن، چنين تحميلي را رقم زده و «همه چيز» به شكل «همه چي» استخدام شده است تا در وزن جا بگيرد.
اما اگر بخواهيم به مهم‌ترين نكته‌اي كه باعث مي‌شود بين ذهن و زبان اين سراينده، هماهنگي كافي به وجود نيايد صحبت كنيم، بايد گفت مشكل اصلي اين است كه او در پردازش خرده‌روايت‌ها و روايت كلي، دانسته‌هاي خودش را از متن و مخاطب، دريغ مي‌كند و اين باعث مي‌شود كه گاهي به ورطه تزاحم تصاوير بيفتد، گاهي دچار ايجاز و ابهام مخل شود، گاهي در تلميح، قرينه‌ها را ناگفته بگذارد، گاهي در نحو درست زبان دست ببرد و نهايتا هم نتواند در پيوند خرده‌روايت‌ها و رسيدن به يك روايت واحد، كاملا موفق عمل كند.
در مصراع اول بند اول، سراينده مي‌خواسته بگويد «حتي اگر حوا همراهي نكرد، آدم باش» و «گرچه» و «نخواست» را تسامحا به كار برده است اما در ادامه بند ـ جز در «ننگ دارد» كه كاربردي طبيعي نيست ـ توانسته بيان سالمي داشته باشد.
در بند دوم اگرچه رابطه‌اي بين «سيب» و «حوا» هست و «سوره» و «صليب» و «پيامبر» نيز بي‌ارتباط نيستند، كل خرده‌روايت از كار درنيامده است؛ با اينكه به لحاظ مضموني، تازگي‌ها و جذابيت‌هايي در سطرها ديده مي‌شود.
یکی دیگر از مواردی که می‌توان به آن اشاره کرد و نقش مهمی در کامل ‌نشدن انسجام روایی اثر داشته، این است که «تو» به عنوان نقش اول این روایت، به طور بایسته معرفی نمی‌شود و بعد هم ناگهان از صحنه محو می‌شود؛ آغاز این غیبت هم در بند سوم است؛ غیبتی که باعث می‌شود ارتباط بین بیت‌های اول و دوم بند هم کمرنگ باشد.
بند چهارم اگرچه با کلیت ماجرا بی‌نسبت نیست اما لحن و زاویه دید در آن، متفاوت است؛ انگار راوی یادش افتاده باشد که به یکی از دغدغه‌های روزمره‌اش هم به عنوان نمونه و شاهد، اشاره کند؛ به همین دلیل، لحن این بند، شعاری شده است.
بند پنجم بند خوبی است؛ فقط ای کاش به عشق خدایان، تا این حد کلی و گذرا اشاره نشده بود؛ در آن صورت، این بند می‌توانست خیلی تاثیرگذارتر از این باشد.
بند آخر برای پایان‌بندی، بند خوبی است؛ خصوصا تشخیصی که برای «آرزو» به کار گرفته شده؛ اگرچه اینجا هم مثل خیلی از جاهای دیگر، قافیه بیش از حد، تعیین‌کننده ظاهر شده است.
آقای رسولی‌مقدم بدون شک می‌تواند شاعر بسیار خوب و متفاوتی باشد به شرط اینکه اسب توانایی را که بر آن نشسته، رام کند و چموشی‌هایش را زیر ران بکشد؛ خصوصا وقتی از بلندی‌های قافیه بالا می‌رود و نیز هنگامی که می‌خواهد از منظری به منظر دیگر بتازد. بدون شک، در آن صورت، این نام را بیشتر و بلندتر خواهیم شنید.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۲
ابراهیم اسماعیلی اراضی » سه شنبه 26 تیر 1397
منتقد شعر
سلام و احترام. البته من استاد نیستم؛ همشاگردی شاید کمی باتجربه‌تر شما هستم و امیدوارم در این همراهی، مناظر و منازل دلخواهی را تجربه کنیم. برقرار باشید. شک ندارم که آثار بهتری از شما خواهیم خواند.
رحمت اله رسولی مقدم » دوشنبه 25 تیر 1397
سلام استاد اسماعیلی عزیز،عرض ادب دارم، چند بار با دقت نقدشما رو خوندم و یادداشت کردم که اویزه گوشم باشه، من آثار قبلی رو به ترتیب زمان به نقد گذاشتم جز این موردی ک شما زحمت نقدشو کشیدید قدیمی تر از بقیه سروده ها بود، شاید به همین دلیل بود ک اشکالاتی ک همکاران پرتلاش شما در شعرهای قبلی گوشزد کردن و من تکرارشون نکردم، در این شعر وجود داشت و شما به من یاد اوری کردید، من به دستان کسانی ک چراغ راهم هستن بوسه میزنم، به دست های شما نیز، امیدوارم زحمات شما بی نتیجه نمونه و من در پیشگاه شعر سربلند باشم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.