رعايت مقدمات و اصول ابتدايي




عنوان مجموعه اشعار : جوانه زد امید
شاعر : نیره سپهری


عنوان شعر اول : میتوان

می توان بر دشت خواب آلوده ای
ابر شد باران بیداری فشاند

می توان بر قلبهایی پر عطش
جرعه ای مهر و محبّت نوشاند

میتوان بر کاسه ی لبریز صبر
نوشدارو از شکیبایی رساند

میتوان زنگار چرکین از کدورتها را
با زلال عشق از جانها زدود

می توان بر خسته بال آرزو
مرهمی ازجنس رویاها نهاد

می توان نادیدنی ها را ندید ...

می توان ناگفتنی ها را نگفت ...

می توان بر زخم دلهای پریش
بوسه زد امّید را پرپرنکرد

می توان در آسمان عاطفه
بذر نیکی کاشت سبزی را نشاند

می توان در یک کلام ...
دست در دست خدا
چشم در چشمان او ...

گرم خشنودی بود ...

زندگانی را سرود ...

دردهایش نوشید ...

نغمه اش باور کرد ...

نیره سپهری

عنوان شعر دوم : می توان

می توان بر دشت خواب آلوده ای
ابر شد باران بیداری فشاند

می توان بر قلبهایی پر عطش
جرعه ای مهر و محبّت نوشاند

میتوان بر کاسه ی لبریز صبر
نوشدارو از شکیبایی رساند

میتوان زنگار چرکین از کدورتها را
با زلال عشق از جانها زدود

می توان بر خسته بال آرزو
مرهمی ازجنس رویاها نهاد

می توان نادیدنی ها را ندید ...

می توان ناگفتنی ها را نگفت ...

می توان بر زخم دلهای پریش
بوسه زد امّید را پرپرنکرد

می توان در آسمان عاطفه
بذر نیکی کاشت سبزی را نشاند

می توان در یک کلام ...
دست در دست خدا
چشم در چشمان او ...

گرم خشنودی بود ...

زندگانی را سرود ...

دردهایش نوشید ...

نغمه اش باور کرد ...

نیره سپهری

عنوان شعر سوم : میتوان

می توان بر دشت خواب آلوده ای
ابر شد باران بیداری فشاند

می توان بر قلبهایی پر عطش
جرعه ای مهر و محبّت نوشاند

میتوان بر کاسه ی لبریز صبر
نوشدارو از شکیبایی رساند

میتوان زنگار چرکین از کدورتها را
با زلال عشق از جانها زدود

می توان بر خسته بال آرزو
مرهمی ازجنس رویاها نهاد

می توان نادیدنی ها را ندید ...

می توان ناگفتنی ها را نگفت ...

می توان بر زخم دلهای پریش
بوسه زد امّید را پرپرنکرد

می توان در آسمان عاطفه
بذر نیکی کاشت سبزی را نشاند

می توان در یک کلام ...
دست در دست خدا
چشم در چشمان او ...

گرم خشنودی بود ...

زندگانی را سرود ...

دردهایش نوشید ...

نغمه اش باور کرد ...

نیره سپهری
نقد این شعر از : انسیه موسویان
خانم نيره سپهري، دوست خوش ذوق و علاقه مند، درود بر شما. خوشحالم كه اولين شعر ارسالي شما براي پايگاه نقد را مي خوانم. شعري با عنوان «مي توان». اين شعر نشان مي دهد سراينده ي آن فردي علاقه مند و داراي استعداد اوليه براي سرودن است اما هنوز در مراحل نخست سرودن قرار دارد و در اين مسير بايد گام هاي بلند ديگري بردارد. ابتدا كه شروع به خواندن اين شعر كردم، به نظرم رسيد شما قصد سرودن «غزل» داشته ايد، اما سروده ي شما در نيمه هاي شعر، از غزل فاصله گرفت و صرفاً ابياتي موزون شد و در انتها نيز به شعر نيمايي شباهت يافت!
دوست عزيز، براي گام نهادن در هر مسيري و اقدام به هر كاري، علاقه مندي و استعداد، شرط لازم است اما كافي نيست؛ براي موفقيت بايد هم مسير و پيچ و خم هاي آن را بشناسيم و هم مقدمات و اصول اوليه ي هر كار را فرا بگيريم. در مسير شاعري نيز ابتدا بايد با مطالعه ي فراوان شعر شاعران برجسته و كتاب هاي ديگري كه در زمينه ي شعر و ادبيات نگاشته شده اند آگاهي هايي در زمينه ي قالب هاي شعر كسب كنيم. يعني اگر به سراغ قالب هاي كهن و في المثل قالب غزل مي رويم بدانيم كه در اين قالب، بيت اول با تمام مصراع هاي دوم همقافيه است و يا در قالب مثنوي هر بيت قافيه ي جديد و جداگانه اي دارد...يا وزن در شعر كلاسيك، با شعر نيمايي متفاوت است و ... اينها اصول و مقدمات شاعري هستند و از كسي كه در اين راه گام مي نهد، انتظار مي رود كه با اين حداقل ها آشنا باشد. اگر چهارچوب و ساختار اوليه ي شعر، درست و كامل بود، آن وقت مي توان درباره ي ساير عناصر و ويژگي هاي شعر، ( مثل تخيل، عاطفه، انديشه و ...) صحبت كرد.
در شعر ارسالي شما اين مقدمات ايراد دارند. در وهله ي نخست، قالب شعر شما مشخص نيست و وزن نيز ايرادهايي دارد. نكته ي بعدي اين كه در اين شعر تركيب هاي شاعرانه اي به كار برده ايد كه خيال انگيزند و كلام شما را از نثر عادي متمايز كرده اند. تركيب هايي نظير :
دشت خواب آلوده، باران بيداري، كاسه ي لبريز صبر، نوشداروي شكيبايي، آسمان عاطفه، بذر نيكي و ...
اما مشكل اينجاست كه اين تركيب ها بسيار تكراري و كليشه اي هستند و مخاطب بارها و بارها در متن ها و شعرهاي فراواني آن ها را خوانده و شنيده است، بنابراين نمي توانند بر ذهن و دل خواننده ي شعر شما اثر بگذارند و ايجاد لذت يا زيبايي كنند. براي اين كه بتوانيد تركيب هاي خلاقانه تر و زيباتري در شعر خود به كار ببريد، لازم است اولاً مطالعه ي شعرهاي خوب را جدي بگيريد تا دايره ي واژگاني تان گسترده شود و ثانيا بكوشيد تا با نگاهي متفاوت از ديگران دنيا را ببينيد و از زاويه اي جديد به پديده ها بنگريد. خوب است در اين مورد مثالي بياورم:
حتما بارها و بارها خوانده و شنيده ايد كه اشك يا گريه را به باران تشبيه كرده اند، به گونه اي كه ديگر شنيدن اين تشبيه براي ما جذابيتي ندارد و حسي را در ما بر نمي انگيزد اما سيمين بهبهاني، غزل سراي توانمند معاصر در يك تشبيه ضمني و پوشيده، چشم خود را به آسمان و اشك هاي خود را به ستاره تشبيه كرده و مي گويد:
ستاره ها نهفتم، در آسمان ابري
دلم گرفته اي دوست! هواي گريه با من ....

مي بينيد كه اين نگاه، تازه و خلاقانه است و از شنيدن آن لذت مي بريم. چون شاعر حرف ديگران را تكرار نكرده بلكه از زاويه يا دريچه اي تازه به اين موضوع نگريسته است.
مطالعه ي فراوان و تمرين مداوم در مسير سرودن براي شما دوست عزيز بسيار راهگشا خواهد بود. ضمناً توصيه مي كنم نقدهاي ديگري را كه در اين پايگاه بر شعر ساير دوستان نگاشته شده، مطالعه كنيد.
برقرار باشيد.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.