فرزند زمان خويشتن باش




عنوان مجموعه اشعار : نیمه جان
شاعر : مریم کوهکن


عنوان شعر اول : طلوع
باز صبح شد
دیدم رخ ماهش
میان گلبرگ های مینا
باز آمده بود بخوابم
خواب بودم
در خواب
عطر تنش را بوییدم

عنوان شعر دوم : یار مند
دیدمش باز ز دیدنش
مدهوش شدم
شوق کلامش داشتم
در نگاهش مبهوت شدم
دلبرم آمد به دیدار م
چه حیف
در ازدهام آدمیان
گم شدم

عنوان شعر سوم : عجیب رخ تو دیدم
دوستت دارم
دوست داشتن ات
غریب اس
در کنار می
داشتن هات
عجیب است
دوستت دارم در میان آدمیان
کاش بمانی
روزگاری در کنارم
همانند
شب های لعالی
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
در نوبت قبلي كه درباره‌ي تجربه‌هاي خانم كوهكن نوشتم، يادآور شدم كه به نظر مي‌رسد به رغم تجربه‌ي بيش از پنج‌ساله‌ي ايشان در سرودن، به دليل نقدنشدن آثارشان، برخي كاستي‌ها و لغزش‌ها در سروده‌هايشان تكرار شده و به نوعي، برخي فرصت‌ها از دست رفته است (اين نكته از سوي خود ايشان هم تاييد شد) و بر همين مبنا به برخي نكات مهم اشاره كردم؛ اما با توجه به اينكه اين اثر هم پيش از نقد سروده‌ي قبلي ارسال شده، مواردي كه به آنها اشاره شده، نمي‌توانسته در اين اثر، مورد توجه قرار گيرد و در اين سه اثر هم ديده مي‌شود. با توجه به اين شرايط، برخي نكات مهم ديگر را در اين سروده‌ها مرور مي‌كنيم.
يكي از موضوعاتي كه معمولا در فصل‌هاي اول سرودن شعر، دوستان به آن كمتر توجه دارند و به همين دليل با كاربرد درست آن مواجه نيستيم، «عنوان» است. سابقه‌اي كه از عنوان در ذهن ما هست، بيشتر به آثار غيرهنري و غيرادبي برمي‌گردد؛ يعني مطالب درسي كتاب‌هاي دوران تحصيل، انواع تيتر در نوشته‌هاي مطبوعاتي، عناوين و اسامي جاي‌ها و... كه بيشتر، نقش معرفي‌كننده دارند و قرار است اشاره‌وار، اصل مطلب را به مخاطب منتقل كنند؛ به همين دليل، معمولا در آنها صراحتي هست كه تكليف همه‌چيز را روشن مي‌كند. اما در آثار هنري و خصوصا شعر، عنوان، بخشي از واحد هنري محسوب مي‌شود و به جاي توضيح، وظيفه‌ي تكميل به عهده‌ي آن گذاشته مي‌شود؛ به همين دليل، بسياري از آثار را مي‌بينيم كه اصلا عنوان ندارند چون نيازي به تكميل ندارند؛ يا مثلا در مواردي كه برخي شاعران، مي‌خواسته‌اند آثارشان نشاني داشته باشند، از شماره استفاده كرده‌اند كه از جمله مي‌شود به غزل‌هاي زنده‌ياد حسين منزوي اشاره كرد؛ شاعري كه حتي در اين باره توضيح داده و اشاره كرده است كه عنوان، باعث جهت‌مندشدن ذهن مخاطب مي‌شود و امكانات تاويلي را كاهش مي‌دهد. چه‌بسا گاهي ممكن است مخاطب، خوانشي از يك اثر داشته باشد كه اصلا مورد نظر يا توجه مولف نبوده اما قرينه‌هاي آن در متن، وجود داشته باشد. در اين موارد، عنوان‌گذاري قطعا باعث خواهد شد كه اثر، دچار محدوديت شود. در اين سه اثر، با سه عنوان مواجه هستيم كه اولي، چيز خاصي به متن اضافه نكرده است؛ يعني انگار بيشتر، نقش خلاصه‌كنندگي و معرفي‌كنندگي براي آن در نظر گرفته شده است. اگر از اين عنوان، انتظارات تاويلي داريم، نبايد در همان سطر اول، بلافاصله بگوييم «باز صبح شد» چون اين سطر و عنوان (طلوع)، در عين توضيح‌دادن يكديگر، همپوشاني دارند. عنوان اثر دوم (يار مند) شايد با اشتباه تايپي درج شده باشد؛ اگر چنين نباشد، دچار نوعي ابهام است كه مخاطب، سخت مي‌تواند آن را بفهمد. عنوان اثر سوم، حتي اگر با هدف اطلاع‌رساني و پيش‌آگاهي هم انتخاب شده باشد، مناسب نيست؛ چون جذابيت، فراگيري موضوعي و... ندارد.
نكته‌ي مهم ديگري كه حتما بايد به آن اشاره كنم اين است كه همه‌ي ما بنا به آموخته‌هاي عمومي‌مان كه بيشتر، محدود به شعر قدمايي‌ست تصوري آن‌چناني از شعر داريم و فراموش مي‌كنيم كه شعر هر دوره با مختصات خاص همان دوره بايد سروده شود. واضح‌ترين نمود اين تصور، رفتار ما در انتخاب واژگان است. از آنجا كه معمولا آنچه از شعر شنيده‌ايم با كلمات فخيم كهن و موسيقي مطنطن و تعدادي كليدواژه و مضمون تكراري بوده است، وقتي دست‌به‌قلم مي‌شويم، سراغ همان ابزار تكراري مي‌رويم؛ پس قطعا نتيجه نيز تكراري خواهد شد. هميشه يادمان باشد كه شاعران بزرگ ما بهترين و زيباترين استفاده‌ها را از اين ابزار كرده‌اند و به اين دليل موفق بوده‌اند كه اولا از ابزار روزگار خودشان بهره برده‌اند و ثانيا اين بهره‌مندي با آگاهي و توانايي بسيار زيادي همراه بوده است. خلاصه اينكه خانم كوهكن گرامي، «فرزند زمان خويشتن باش». سروده‌هاي شما وقتي نهايت تاثير را بر مخاطب خواهد داشت كه او بتواند آنها را باور كند. اولين لازمه‌ي اين باورمندي، طبيعي‌بودن لحن و نحو متن شماست. شما به شكل روزمره، مثلا چقدر از واژه‌ي «رخ» به جاي «صورت» استفاده مي‌كنيد؟ اين نكته اصلا به اين معنا نيست كه كلمات، تاريخ مصرف دارند و بايد برخي از آنها را به طور كامل و قطعي كنار گذاشت بلكه به اين معناست كه انتخاب آنها بايد متناسب و درخور باشد. شما ممكن است لباس سنتي هم بپوشيد ولي اين استفاده، محدود به جايگاه‌ها و وضعيت‌هاي خاصي‌ست و عموميت ندارد؛ يعني اين استفاده، در فضايي ممكن و طبيعي‌ست كه زمينه‌هايي فراهم باشد. در فضا و متن اثر ادبي هم دقيقا بايد متوجه اين زمينه‌ها باشيم وگرنه اثرمان به هيچ وجه، طبيعي از كار درنخواهد آمد. اگر در آينده يك نفر، چند عكس از شما ببيند، با توجه به برخي شاخصه‌هاي وضعيت ظاهري شما مي‌تواند بفهمد كه در چه دوره‌اي زندگي كرده‌ايد؛ اين شاخصه‌ها بايد در سروده‌هاي شما هم موجود باشد تا نشان دهد كه شما در كدام زمينه‌هاي زيستي، چنين اثري را خلق كرده‌ايد؛ پس با كلمات و موسيقي كلامي كه با آن زندگي مي‌كنيد، بنويسيد؛ شعر، جاي دوري نيست.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.