بهره‌مندي از يك امكان مغفول




عنوان مجموعه اشعار : کلاغِ سفید - رؤیایِ خیس
شاعر : سین. قاف


عنوان شعر اول : کلاغِ سفید

یه پرنده بود، نصفِش کبوتر
نصفِش کلاغ، یه مرغِ اَبتَر!

مثلِ کلاغا، قار و قار می‌کرد
ولی سفید بود، ( این ) کارُ زار می‌کرد

نه توو کلاغا، آشیونه داشت
نه توو کفترا، آب و دونه داشت

خلاصه اینکه، تک و تنها بود
خسته و حیرون، توویِ دنیا بود

پَرید و پَرید، رفت یه جایِ دور
یه پرنده دید، یه کلاغِ کور

کلاغه ندید، رنگِ بالِشُ
گفت خوش اومدی، پرسید حالِشُ

گفت چه صدایی، چه مهربونی
من خیلی تنهام، با من می‌مونی؟

کلاغِ سفید، دل بِهِش سِپُرد
غم گذشته رو، از یادِش بُرد

کلاغِ سفید، با کلاغِ کور
خوشبخت بودن، توو بیشه‌ی دور

اسفند 96

عنوان شعر دوم : رؤیایِ خیس
رؤیایِ خیس

دوباره فصلِ پاییزه
غروبِ خسته‌یِ دلگیر
دوباره دیدَنِت از دور
دوباره عشقِ دامنگیر

دوباره چِک چِکِ بارون
و اَبرایی که دلگیرن
بگو این لحظه‌هایِ سرد
تو رو از من نمی‌گیرَن

چه هِق‌هِق می‌کُنَن اَبرا
تو رو عاشق شدن انگار
تو رو می‌بارَنِت هر دَم
و لمسِت می‌کُنَن هر بار

چه حالی داره این بارون
که نزدیکِ به تو دَستاش
و من کمترتَر از بارون:
زنی که تَر شده رؤیاش...

پاییز 90


عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
اين پنجمين بار است كه درباره‌ي آثار دوست همراه پايگاه نقد شهر ـ سين قاف ـ مي‌نويسم و چيزي كه در اين نوبت‌ها تا حد زيادي در رصد روند پيشرفت ايشان به من كمك كرده، اين است كه زير هر اثر، زمان تقريبي سروده‌شدن آن درج شده است؛ داده‌اي كه به من و همكارانم اجازه مي‌دهد بتوانيم نوعي نگاه قياسي هم به تجربه‌هاي سراينده در دوره‌هاي مختلف داشته باشيم و بر مبناي همين قياس به نتيجه برسيم كه چه داشته‌ها و ظرفيت‌هايي يا چه آسيب‌ها و كاستي‌هايي، در سروده‌هاي او كم يا زياد شده‌اند. در اين نوبت، دو اثر از اين سراينده با فاصله‌ي زماني شش سال پيش روي ماست كه مي‌تواند نمايانگر بسياري از تغييرات در تجربه‌هاي سين‌. قاف باشد. براي اينكه اين تغييرات و نيز برخي نكات مهم قابل اشاره در اين دو سروده را مرور كنيم، نخست به اثر دوم مي‌پردازيم.
«رؤياي خيس» يك چهارپاره‌ي گفتاري احساسي‌ست كه با توجه به ظرفيت‌هاي موجود و بدون تاكيد بر كاستي‌ها، مي‌توان آن را اصطلاحا ترانه دانست. مهم‌ترين نكته‌اي كه در اين ترانه، برجسته شده و جلب توجه مي‌كند، تحميلات وزني‌ست كه در دو ـ سه جاي اثر، نحو طبيعي زبان را دچار خدشه كرده است. اگر استفاده از «و» در آغاز مصراع «و اَبرایی که دلگیرن» را با توجيه فاصله‌گذاري در معرفي فضا بپذيريم، تكرار آن در مصراع‌هاي «و لمسِت می‌کُنَن هر بار» و «و من کمترتَر از بارون» نه‌تنها توجيهي ندارد بلكه اين ظن را تقويت مي‌كند كه سراينده براي پركردن هجاي كوتاه آغاز مصراع، مكررا از «و» استفاده كرده است. در مصراع «تو رو می‌بارَنِت هر دَم»، تحميل وزن به شكل تكرار زايد ضمير دوم‌شخص رخ داده است. از بين «تو» و «ت» (مي‌بارنت) يكي كافي‌ست و بدون ترديد، به‌كاربردن همزمان آنها حشو قبيح است. در مصراع «و من کمترتَر از بارون» هم صفت تفضيلي «كمتر» يك بار ديگر تفضيلي شده كه چون توجيه محكمي ندارد، ظن تحميل وزني را تقويت مي‌كند. درست است كه بين «تر» تفضيلي‌ساز و «تر» در معناي «آب‌ديده» نسبتي هست ولي صرف اين جناس، نمي‌تواند يك اشتباه دستوري (كمترتر) را توجيه كند؛ اين هنجارگريزي‌ در صورتي پذيرفته است كه يك رخداد متني، آن را پشتيباني كند اما در اينجا چنين رخدادي پيش چشم نيست. يك پرسش ظريف ديگر هم كه با اين موضوع، كم‌نسبت نيست، وجود دارد. چرا عنوان اثر «روياي خيس» است اما در مصراع آخر داريم: «زنی که تَر شده رؤیاش»؟ پاسخ، چندان سخت نيست؛ چون در تصويري كه در ذهن سراينده شكل گرفته و مي‌توان قراين آن را در فضاي اثر هم يافت، شدت باران بيش از آن بوده كه روياي راوي را «تر» كند و «خيس» معادل بهتري براي آن بوده اما باز هم به حكم وزن، اين جايگزيني، صورت گرفته است. هيچ‌وقت بنا به چنين تكليف و تحميل‌هايي از آنچه در ذهن داريد، كوتاه نياييد و مطمئن باشيد كه هميشه راهي هست.
البته اينكه در اين اثر، تلاش كرده‌ايد بين راوي و يك پديده‌ي بيروني (ابرها) به نوعي تشبيه و مقايسه برسيد كه فضاي خيال را تقويت مي‌كند، ذاتا ستودني‌ست ولي در چنين مواردي هم، بايد تعليل و مضمون‌پردازي به گونه‌اي باشد كه فضا يا رخداد، باورپذير شود.
اما در اثر اول با يك سروده‌ي متفاوت (به نسبت بيشتر آثاري كه تا اينجا از سراينده خوانده‌ايم) طرف هستيم كه نشانه‌هايي از پختگي و تجربه‌ي هدفمند و آگاهانه در آن ديده مي‌شود. در اين اثر هم بيش و پيش از هر چيز، وزن اثر، جلب توجه مي‌كند؛ وزني كه از قضا عروضي نيست و اين ويژگي اثر به اضافه‌ي نوع روايت در آن، باعث شده كه با پيشينه‌ي شعر عاميانه‌ي فارسي، نسبت‌هاي بيشتري داشته اما در عين حال، شخصي‌تر و متمايزتر از بسياري از سروده‌هاي «توليد انبوه» باشد. البته اينجا قصد نداريم به كيفيت و جزئيات وزن شعر عاميانه بپردازيم اما لازم است در همين حد اشاره كنم كه در بعضي سطرها، نظام موسيقايي، دچار اختلال است؛ از جمله در مصراع دوم بيت اول (نصفِش کلاغ، یه مرغِ اَبتَر!) كه يك هجا كم دارد؛ يعني اگر وزن نيم‌مصراع را «تن تن تن تن تن» در نظر بگيريم، خواهيم ديد كه «نص فش ... ك لاغ» از اين ترتيب، تبعيت نمي‌كند. در دو مصراع ديگر هم با برخي نكات وزني مواجهيم. در مصراع «غمِ گذشته رو از يادش برد» محل تقطيع نيم‌مصراع، مناسب نيست و باعث شده كه حتي مخاطب براي خواندن درست آن به دردسر بيفتد. اين مصراع، به دليل تحميل قافيه، نحو درستي نيز ندارد. منظور اصلي سراينده اين بوده كه «غم گذشته از يادش رفت»؛ چون ازيادبردن غم، امري ارادي نيست. حتي اگر چنين نبود هم «ش» اضافه بود و «غم گذشته را از ياد برد» كفايت مي‌كرد. نيم‌مصراع نخست مصراع آخر نيز به دليل رفتار عروضي با وزن (اختيارات)، يك هجا كم دارد؛ «خوشبخت‌بودن توو بيشه‌ي دور» (خوش بخت ... بو دن). تا يادم نرفته، بگويم كه شكل استفاده از «اين» در بيت دوم كه خود سراينده هم آن را در پرانتز گذاشته، خلاقانه و موسيقايي‌ست؛ سراينده چه ريتم و موسيقي را بشناسد و چه فطري و گوشي رفتار كرده باشد، اينجا از يك امكان موسيقايي (ضدضرب) بهره برده و خيلي خوب به نتيجه رسيده است.
«ابتر» در بيت دوم، صفت خوبي نيست و به قولي، بوي «قافيه‌بندي» مي‌دهد. استفاده از «آشيونه» و «آب و دونه» به شكل «مَجاز»، باعث شده كه بيت سوم، عطر تازگي و خلاقيت به خود بگيرد.
اما آخرين نكته‌اي كه بايد به آن اشاره كنم، وجوه انديشگي اين اثر است كه به روايت تمثيلي آن ارتباط دارد؛ امكاني كه در پيشينه‌ي ادبيات فارسي بسيار برجسته است و خيلي خوب از آن استفاده شده اما در دهه‌هاي اخير، با تصور ناكارآمدي، كنار گذاشته شده است؛ در حالي كه اين اثر نشان مي‌دهد مي‌توان از آن ـ خصوصا در بسترهاي عمومي‌تر مثل ترانه ـ بهره‌هاي تازه هم برد؛ پس با وجود همه‌ي كاستي‌هاي ساختي، مي‌شود به سراينده‌ي اين اثر تبريك و خسته نباشيد گفت و با توجه به اينكه در آثار قبلي ايشان هم چنين توجهاتي وجود داشته، منتظر ماند تا اين رويكردها به شكل كامل‌تري به اجرا برسد.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۱
سین. قاف » چهارشنبه 20 تیر 1397
از نقد و نظر شما استفاده کردم... سپاسگزارم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.