کوتاه و روان




عنوان مجموعه اشعار : طنزیمات صفا
شاعر : mohamad safaei nevisi


عنوان شعر اول : دوران دانشجویی
دوران دانشجویی

عاشق شده بود بین سرها سر داشت
در بین تمام رشته ها دلبر داشت

با اینکه تزش بود که یک گل کافیست
هربار که دیدمش گلی دیگر داشت


نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
حیف که از آقای صفایی فقط یک شعر خوانده‌ام. اگر شعرهای بیشتری از خودتان می‌فرستادید، امکان صحبت کردن بیشتری را برای منتقد فراهم می‌آوردید. اما گذشته اینها اگر به همین رباعی نگاهی بیندازیم، اولین نکته مثبتی که باعث جلب توجه‌مان می‌شود، روانی بسیار خوب شعر است. هیچ کلمه‌ای پس و پیش نشده و البته هیچ واژه‌ای هم به سبب فشار وزن حذف نشده است. این ویژگی یکی از ابتدائیات در سرودن شعر، علی‌الخصوص شعر طنز و باز هم علی الخصوص شعرهای کوتاهی چون رباعی و دوبیتی است. به سبب کوتاهی شعر، شاعر فرصت زیادی برای اصلاح اشکالات زبانی و روایت خود ندارد. او باید بدون تعلل و لکنت حرفش را بزند.
اما این فقط یکی از ویژگی‌های مهم شعرهای کوتاه است. ویژگی مهم دیگری که از رباعی انتظار می‌رود، غافلگیری و شگفت‌زدگی مخاطب است. اگر چه در همه رباعی‌ها این عنصر غافلگیری در مصراع چهارم نیست اما در بیشتر آنها، این مصراع آخر است که بار ضربه نهایی را به دوش می‌کشد. در این رباعی هم قرار است مصراع چهارم با تصویر و مضمونی خاص خواننده را شگفت‌زده کند. اما این اتفاق نمی‌افتد. چرا؟ دلیل اول اینکه شاعر در بیت اول مشت خودش را باز می‌کند و تقریباً همه آن چیزی که قرار بوده در آخر کار بگوید را در مصرع اول و دوم می‌گوید. پس قدرت جمع‌شدگی این فنر گرفته می‌شود. فنر آخر، همان ابتدای کار به مقدار زیادی باز می‌شود. اشکال دومی که در این شعر به نظر می‌رسد؛ نبودن دلیل و ارتباط منطقی بین مصرع سوم و چهارم است. شاعر مدعی است «با اینکه تزش بود که یک گل کافیست» این ادعا خیلی یکهویی و بدون مقدمه و البته بدون دلیل و منطق شاعرانه آورده می‌شود. قرینه تز «یک گل کافیست» کجای شعر قرار دارد؟ چرا باید از نظر سوژهء شعر یک گل کافی باشد؟ در هیچ جای شعر ارتباط و قرینه‌ای برای این مدعا که قرار است اتفاقاً قرینهء مصرع بعدی باشد وجود ندارد. مصرع اول و دوم و چهارم حرف‌شان مشخص است اما مصرع سوم در شعر گنگ و بی‌دلیل است. البته منظور از دلیل در اینجا دلیل و منطق شاعرانه است که می‌تواند ورای دلایل منطقی و عقلی باشد. ان‌شاءالله شعرهای بیشتری از آقای صفا بشنویم. چیزی که مشخص است، ایشان استعداد و توانایی فراوانی در سرودن شعر طنز دارند.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۱
mohamad safaei nevisi » دوشنبه 04 تیر 1397
سلام و عرض ادب و سپاس فراوان

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.