ائتلاف اشک و آه




عنوان مجموعه اشعار : عاشقانه ها
شاعر : عصمت خراسانی


عنوان شعر اول : غزل
می خورد بر اندامِ ، این غزل پریشانی
خنده های سر در گم ، گریه های پنهانی

می شود بلاتکلیف ، ناخدای احساسم
رقص واژه ها وحشی ، در هوای طوفانی

زخم کهنه ی دردم ، می خورد نمک هر دم
شاهدی بر این قصه ،این خطوط پیشانی

کرده ام هوس امشب ، هق هق پر از دردی
این سکوت بی رحمِ ، لحظه های بحرانی

می زنم به بازوی ،این نفس که برگردد
در هجوم رقص باد ، کودکی خیابانی

گریه های پی در پی ، می رسد به فریادم
اءتلاف اشک و آه ، توبه و پشیمانی

می خورد به هم پیوند ، حس اشک و لبخندم
از سخاوت باران ، در هوای بارانی

حک شده بر این دفتر ، رَد گریه ام اما
می شود سبک حالِ ، شاعرِ خراسانی




عنوان شعر دوم : تکبیت
میروم گاهی ولی در کنج پستوهای غم
سر به دیوار جنون می کوبم از دلتنگیم




عنوان شعر سوم : حسرت
"سبز خواهد ماند،جایت تا اَبَد دَر سینه ها"
محو می گردد ز لبخندت تمام کینه ها

گر شکستم گاه گاهی در درون چشم تو
مانده اما حسرت عشقت ، از ان دیرینه ها
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
هر سه شعر از خانم عصمت خراسانی موزون و در رعایت وزن موفق است. حال و آنِ شاعر نیز در سروده‌ها نشانه‌هایی دارد و در تکاپوی برقراری ارتباط با مخاطب است. این حال ریشه در اندیشه و عواطف شاعر دارد، بنابراین تا حدودی این ارتباط برقرار می‌شود اما در مستحکم بودن این رشتۀ ارتباط عوامل گوناگونی می‌توانند موثر باشند. از آن جمله است «مطلع شعر» که دروازۀ رسوخ به ذهن و دل مخاطب است. از این ورودی، ارتباط شاعر با خوانندۀ شعر، و خوانندۀ شعر با کلام و فضای حاکم بر ذهن شاعر برقرار می‌شود و می‌تواند قوت و استحکام یابد. به ندرت شعری با مطلع نارسا و ناگیرا می‌تواند مخاطب را برای خواندن ادامۀ شعر ترغیب کند و از سویی یک مطلع جذاب و گیرنده می‌تواند مخاطب را خواسته و ناخواسته صید کند و بر خواندن ادامۀ شعر ناگزیر سازد. غزل خانم خراسانی در مطلع مخاطب را به خوبی جذب نمی‌کند و به ویژه در اولین مصرع از بیتِ مطلع، مخاطب در دریافت مقصود شاعر دچار سردرگمی می‌شود:
می خورد بر اندامِ ، این غزل پریشانی
خنده های سر در گم ، گریه های پنهانی
علت این سردرگمی، نقص در زبان شعر است؛ این بیت را عینا با حفظ فاصله‌های تایپی نقل کرده‌ام تا ضمن روشن شدن وضعیت زبان شعر، به نکات دیگری نیز درباره بیان و نحوۀ نوشتار اشاره کنم: اگر این بیت را به نثر بنویسیم، نثری نارسا خواهیم داشت. «پریشانی خوردن بر اندام غزل» حامل معنای روشنی نیست اگرچه مقصود شاعر را از کلیت بیت دریافت می‌کنیم اما ضرورت دارد که هر بیت خود به شیوایی و فصاحت، بیان‌گر مقصود باشد. اگر به فاصله‌گذاری در تایپ این شعر توجه نکنیم و فرض کنیم دو کلمۀ «غزل» و «پریشانی» با نیم‌فاصله و در حالت ترکیب به کار رفته‌اند، در این صورت می‌توان نثر به‌سامان‌تری را از این بیت نوشت: خنده‌های سردرگم و گریه‌های پنهانی، بر اندام این غزل‌پریشانی می‌خورد/ (می‌خورند). اگر این شکل را برای این بیت بپذیریم، باز هم می‌بینیم مطلع درخشانی در این غزل صورت نبسته است. مقصود از مطلع درخشان دقیقا وضعیتی برای غزل است که با تلنگری بر ذهن مخاطب شروع شود و او را برای شنیدن یا خواندن ادامۀ شعر منتظر و مشتاق کند.
نکته دیگر درباره این بیت در حالتی که غزل‌پریشانی، یک ترکیب نباشد، این است که دو مصرع ارتباطی درخور و قابل‌قبول با هم ندارند و در واقع مصرع دوم با هیچ توجیه یا علت شاعرانه‌ای به مصرع اول مربوط و متصل نیست. نکتۀ نوشتاری و تایپی هم این است که وقتی کلمه‌ای با کسره به کلمۀ دیگر وصل شده باشد، حضور ویرگول میان این دو جزء به هیچ وجه معنایی ندارد. شاعر به دلیل دوری بودن و دو تکه بودن وزن، این ویرگول را در میانۀ تمام مصرع‌ها گذاشته است اما در برخی از مصرع‌ها از نظر معنایی حضور این ویرگول اصلا توجیهی ندارد.
فارغ از این موارد، به ویژه در شعر اول و دوم، سروده‌ها حال معلقی را به مخاطب القا می‌کنند. معلق از آن منظر که شعر وضعیتی میان گریه و خنده، شادی و غم، ماندن و رفتن و ... دارد. این حال در بیت‌های متعددی به مخاطب منتقل می‌شود و از این روی که شاعر در انتقال این حالت موفق عمل کرده است امتیازی برای این شعرها محسوب می‌شود.
برای غزل اول اشاره به این ظرایف را نیز لازم می‌دانم:
ضرورت دارد شاعر برای انتخاب هر کلمه، دلیل زیبایی‌شناسانه و شاعرانه، یا استدلال قابل‌پذیرشی داشته باشد. اگر کلمات صرفا به دلیل جای گرفتن در وزن و شاعرانه بودن ذات کلمه انتخاب و استفاده شوند، زبان و تصاویر شعر دچار سستی خواهد شد: مثل کلمات ناخدا و واژه‌ها در این بیت:
می شود بلاتکلیف ، ناخدای احساسم
رقص واژه ها وحشی ، در هوای طوفانی
ترکیب‎سازی‌ها نیز نیازمند دقت و تامل هستند: زخم کهنۀ دردم، هجوم رقص باد، هق‌هق پر از درد، از این جمله‌اند.
لزوم وجود ارتباط معنایی میان دو مصرع در یک بیت نیز در بسیاری از ابیات این غزل حس می‌شود. گاهی شاعر یک بیت را طوری می‌نویسد که هر مصرع معنای مستقل و کاملی دارد اما اگر قرار است مصرع‌ها در کنار هم کامل شوند حتما باید این ارتباط با امکانات زبانی یا تصویری، محکم و موجه باشد:
کرده ام هوس امشب ، هق هق پر از دردی
این سکوت بی رحمِ ، لحظه های بحرانی
علاوه بر عدم ارتباط معنایی میان دو مصرع، در برخی بیت‌ها، مفهوم مورد نظر شاعر اساساً به درستی منتقل نمی‌شود و لازم است در امر معنارسانی توجه بیشتری صورت گیرد:
می زنم به بازوی ،این نفس که برگردد
در هجوم رقص باد ، کودکی خیابانی
ضمنا اغلب بیت‌ها با فعل شروع شده‌اند این تکرار در شش بیت از یک غزل هشت بیتی، تکرار خوشایندی نیست. بهترین وضعیت برای غزل امروز این است که تا حد امکان زبان شعر سالم باشد و ارکان جمله با کمترین جابه‌جایی، در موقعیت‌های صحیح خود قرار داشته باشند.
وزن این غزل، درست هم‌وزن نام و نام خانوادگی شاعر است؛ و چه خوب بود اگر از این ظرفیت بهرۀ بهتری برده می‌شد. شاعری که توانسته است بیتی به این خوبی بپردازد:
گریه های پی در پی ، می رسد به فریادم
اءتلاف اشک و آه ، توبه و پشیمانی
بی‌تردید می‌تواند از ظرفیت‌های گوناگون زبان و تصویر در شعر بهره‌های بیشتری نصیب شعر خود کند.
با آرزوی موفقیت برای ایشان.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی تولد: 22مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران آثار و فعالیت‌ها: ـ مجموعه شعر "حالا تو"، نشر تکا، 1387(برگزیده جایزه ادبی پروین اعتصامی( ـ "تا روح تنهای تن‌ها"، مجموعه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.