تفاوت دو شعر از یک شاعر




عنوان مجموعه اشعار : کابوس__ سکوتِ سرخ! __
شاعر : سین. قاف


عنوان شعر اول : کابوس!

یه قطار توو سَرَم، مُدام سوت می‌کِشه
یه کشتی توو دِلَم، غرقِ خون می‌شه
یه هواپیما سقوط می‌کنه توو رؤیام
و یِهو کلِّ دُنیام سَرنِگون می‌شه

یه قطار توو سَرَم، هِی می‌گه: هو! هو!
یه قطار توو دِلَم، هِی می‌گه: چی؟ چی؟
دوباره سقوط، دوباره برخورد
و غرق می‌شه دوباره کشتیِ سانچی!

یه آدم برفی‌ام که عاشقِ خورشیده
تن نمی‌ده به تقدیرش، چون آفتاب دیده
یه ماهیِ قرمزَم، توو سفره‌ی هفت‌سین
که اقیانوسِ آرامُ توویِ خواب دیده


از تهِ این کابوس، کسی دَستَمو می‌گیره
منُ مینشونه توو قایقِ نجات
منُ بغل می‌کنه، چه گرم و محکم
میگه آروم بخواب، بخواب سَرِ جات...

فروردین 97


عنوان شعر دوم : سکوتِ سرخ!

سکوتِ سُرخِ لَب‌هاتو
بیا با بوسه معنا کن
لَبالَب باش از احساس
بیا بی واژه غوغا کنِ

دلِت بی‌حرف عاشق شد
سکوتِت آخرِ شعره
و پژواکِ سکوتِ تو
که تا اوج صدا می‌ره

تو آغوشِت خودِ آتیش
تَموزه، ظهرِ مُرداده
و قهرِت سردِ سردِ سرد
چه یلداها به من داده

بیا فرسنگ‌ها نزدیک
همین‌جا نقطه‌یِ عَطفه
سکوتِ تو شکست آخر
و بوسه‌ت، اوّلین حرفِ(ه)

زمستان 96


عنوان شعر سوم : _____

هزاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار اسبِ وحشی

دَر سَرَم

رَم کرده‌است!

زمستان 96
نقد این شعر از : آرش شفاعی
خواندن، مطالعه کردن، تمرین کردن و خط زدن و باز نوشتن تنها راهی است که برای پیشرفت در عرصۀ شعر می توان به کسی توصیه کرد. ما در این شعرها با شاعری روبه رو هستیم که این توصیه ها را به صورت عملی و پیگیر جدی گرفته و اجرا می کند. پیشتر، چند شعر دیگر را از شما خوانده بودم و دربارۀ آن ها حرف زدیم. سه شعری که برای ما فرستاده اید، نشان می دهد در عرصۀ شعر پیشرفت کرده اید. سلامت زبان در شعرهایتان بیشتر شده است، به دنبال کشف های تازه در شعر هستید، به تخیل اجازۀ حرکت و پرواز می دهید و درعین حال سعی می کنید تجربه های متفاوت داشته باشید. اینها همه نشان دهندۀ این است که مسیر درست و روشنی را انتخاب کرده اید اما در این مسیر، گاه بسیار آهسته و گاه بسیار تند در حرکتید. دو ترانه ای که برای ما فرستاده اید، مقایسه کنید. ترانۀ اول کجا و ترانۀ دوم کجا؟
در «کابوس» با شاعری جدی، خوش قریحه با تخیلی رها و به دنبال فضاهای تازه روبه رو می شویم. استفاده هایی که مثلاً از صدای قطار کرده اید، از نام کشتی سانچی و نام اقیانوس آرام، همگی شعر را زنده و جاندار و دوست داشتنی کرده است. صدایی در شعر شما طنین انداز است که در شعر خیلی های دیگر نیست و همین به ترانۀ شما تشخص بخشیده است.
در «سکوت سرخ» اما با شاعری رو به رو هستیم که حرف هایش تشخص و فردیتی ندارد، یکی از هزاران شاعر تازه کاری است که در همین فضا و همین تصویرها، خود را تکرار می کنند. یک روز به یکی از جلسات شعر در سطح شهر سر بزنید، فرقی نمی کند کدام شهر و کدام جلسه. تقریباً در هر جلسه ای دو سه نفر از همین ترانه ها می خوانند. ترانه هایی دربارۀ تضاد بین تموز آغوش و سرمای قهر، دربارۀ اینکه سکوت سرخ لب هاتو/ بیا با بوسه معنا کن و احتمالاً گلایه ای از اینکه چرا چمدانت را بستی و رفتی. برای همین است که شعر دوم هیجانی در هیچ مخاطبی برنمی انگیزد. توجه داشته باشید که سخن من دربارۀ عاشقانه سرایی نیست، دربارۀ مضمون شعر صحبت نمی کنیم بلکه دربارۀ پرداخت شعر صحبت می کنیم. پرداخت ترانۀ دوم شما، تکراری و دم دستی است و به همین دلیل به راحتی مخاطب آن را فراموش خواهد کرد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
سین. قاف » 11 روز پیش
از نقد و نظر شما ممنونم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.