اصلاح منظر براي همسايگي با شعر




عنوان مجموعه اشعار : آسیمه سر
شاعر : زهرا اشرفی


عنوان شعر اول : همیشه منتظرم

گوش شیطان کَر ...آرمیده به مبل
صبح جمعه کتاب می خواندم
چشمِ دل فارغ از زمین و زمان
روی الفاظ ناب می راندم

آمد از دور یک نوای حزین
جنس افسوس بود و بخت سیاه!
ناله ی گربه ای به موسمِ حمل؟؟ !!
مثلِ این که نداشت پُشت و پناه

نکند رفته پُرس و جو کرده
آمده نزدِ دکترای زنان !!
چه بسازم برای گربه ی زار
که شود زایمان او آسان ؟؟!!

از بلندی بالکن دیدم
آفتابیست مثلِ فصلِ بهار !
خبر از ابر و برف و باران نیست
شد فراموش آمدم به چه کار ؟؟!!

آه ! دنبال آن صدا بودم
بود چون ناله های بیماران
مثلِ اینکه همیشه منتظرم
من کِی آرام گیرم ‌ای یاران ؟!

دیدمش گربه بینِ این همه درد
راه می رفت با کرشمه و ناز
رفت و شد دور از دریچه ی چشم
گشت با سرنوشت خود دمساز

ماندم و باز ، سطرهای کتاب
قهوه ام روی میز سرد شده !
من طبیبم همیشه منتظرم
دل من آشنای درد شده


۲۲ دی ماه ۹۶
هوای آفتابی آفتابی در زمستان








عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
چنان كه از «مشخصات شاعر» و متن سروده برمي‌آيد، خانم دكتر زهرا اشرفي بيش از 5سال و چه‌بسا سال‌هاي سال است (حتي شايد از دوران دانش‌آموزي) كه به سرودن مشغول هستند اما باز هم چنان كه از متن برمي‌آيد، اين سرودن‌ها بيشتر، شكل تفنني داشته و احتمالا به دليل اشتغالات تحصيلي و كاري و... خيلي حرفه‌اي نشده است. شايد بپرسيد من اين همه حدسيات را از كجا آورده‌ام و چطور بر اين مبنا قضاوت مي‌كنم! پاسخ، در منظري كه سراينده‌ي اين اثر نسبت به شعر دارد و مي‌توان آن را دريافت، نهفته است. در اين سروده، ما با نوعي وقايع‌نگاري منظوم طرف هستيم كه نسبتي با آفرينش ندارد و بيشتر، به ثبت يك خاطره مي‌ماند. درست است كه در اين سروده، اشاره‌هايي به عواطف و دغدغه‌هاي حرفه‌اي يك پزشك هم نهفته است ولي نكته‌ي مهم، اين است كه عناصر تشكيل‌دهنده‌ي شعر، فراتر از موسيقي بيروني و كناري و اندكي دلسوزي (عاطفه‌ي واكنشي) است. مثلا يكي از پارامترهاي اصلي شعر، مخيّل‌بودن آن است. نه! قرار نيست بر آموزه‌ها و تعاريف قدما پافشاري كنيم (اگرچه اصول، هميشگي‌ست)؛ ساده و مختصر كه بخواهم استدلال كنم، بايد بگويم «خلق» يا «آفرينش» (از هر نوع، اينجا از نوع ادبي) مستلزم شكل‌دادن چيزي‌ست كه اصلا وجود نداشته است. البته بر اين اصل هم تاكيد مي‌كنم كه هر كارورزي براي آموختن، نخست بايد مقدمات ساختي را طي كند و به مرور، ورزيده و آموخته شود؛ سپس به نكات و ملاحظات ماهيتي شعر بينديشد تا بتوان كار او را در بستر خلق، بررسي كرد. اين چهارپاره نشان مي‌دهد كه بخشي از اين ورزيدگي، در تمرين‌هاي قبلي، براي خانم اشرفي حاصل شده است؛ از جمله به نظر مي‌رسد كه ايشان با وزن و قافيه، مشكل اوليه ندارند و حتي ـ جز در ظرايف ـ موسيقي زبان را هم خوب تشخيص مي‌دهند و به كار مي‌گيرند. نمونه‌ي قابل اشاره‌ي اين توانايي، در آغاز سروده مشهود است. فارغ از اينكه «گوش شيطان كر» كه در آغاز مصراع نخست آمده، در چنين مواردي كاربرد دارد يا نه، نفس استفاده از اصطلاحات و كاربردهاي روزانه در شعر امروز، ستودني‌ست؛ چون همان دنيايي را روايت مي‌كند كه ما در آن زيست مي‌كنيم. حالا در ادامه‌ي همين مصراع، به ميزان طبيعي‌بودن استفاده از صفت «آرميده» توجه كنيد! اين كاربرد، به دو دليل مي‌تواند صورت گرفته باشد؛ نخست، ذهنيت اشتباه ادبي‌بودن برخي واژگان و ادبي‌نبودن برخي ديگر؛ دوم، تحميل وزن و جاي‌نگرفتن واژگان طبيعي‌تر در اين وضعيت عروضي. دليل، هر كدام از اين دو كه باشد، باعث شده كه ما در يك جمله‌ي كاملا طبيعي، ناگهان با يك ركن ناهمخوان طرف باشيم. شما فرض كنيد همين جمله را كه مي‌تواند بخشي از يك گفت‌وگوي روزمره باشد، بين همكاران يا دوستان يا... به زبان بياوريد. آيا همه روي كاربرد «آرميده» متوقف نخواهند شد؟ «یک نوای حزین»، «به موسمِ حمل»، «چه بسازم»، «گربه‌ی زار»، «گشت با سرنوشت خود دمساز» و... نيز از همين قبيل هستند. تاكيد نيما بر دكلماسيون طبيعي، دقيقا متوجه همين ملاحظه است. البته ترديدي نيست كه به دليل آموختگي‌هاي خانم اشرفي، اشكالاتي از اين دست، مي‌تواند در تجربه‌هاي مجدّانه و پيگيرانه‌ي ايشان، خيلي زود رفع شود. جنس زباني كه ما براي سرودن انتخاب مي‌كنيم، حاصل نگاه و دريافتي‌ست كه به شعر و از شعر داريم؛ پس با اصلاح منظر، بسياري از نكات زباني هم آينه‌وار، مد نظر قرار خواهد گرفت.
به عنوان يكي ديگر از ملاحظات زباني كه نه به لحن و جنس بلكه به دستور و نحو، مربوط است، بايد به استخدام ساخت درست دستوري در هر وضعيتي اشاره كرد. مثلا شما بهتر از هر كسي مي‌دانيد كه در مصراع «آمده نزدِ دکترای زنان!» يك اشتباه مصطلح هست؛ «دكترا» يا درست‌تر بگوييم «دكتري» عنوان دوره و مدرك است، نه فرد؛ عنوان فرد، «دكتر» است و بيمار، پيش او مي‌رود نه مدركش! اينجا هم باز، وزن، خودش را به شما تحميل كرده و بدون اينكه بخواهيد، كلمه‌اي را به جاي كلمه‌اي مشابه نشانده‌ايد.
گاهي نيز مثل مصراع «شد فراموش آمدم به چه کار!» يكي از اركان جمله را در تنگناي وزن، ناديده مي‌گيريد كه حاصل آن، ناقص‌شدن جمله است. مي‌خواسته‌ايد بگوييد «فراموش‌م شد» اما وزن باعث شده هم آن را مقلوب كنيد و هم بخشي از آن را ناديده بگيريد. رفتاري تقريبا عكس اين اشتباه هم داشته‌ايد: «دیدمش گربه بینِ این همه درد»؛ مصراعي كه در آن «ش» فقط دارد وزن را پر مي‌كند. اين اشتباه وقتي پررنگ‌تر مي‌شود كه متوجه مي‌شويم ساخت فعل در مصراع بعد هم درست نيست! وقتي مي‌گوييم «ديدم»، بايد از فعل درزماني استفاده كنيم؛ يعني در مصراع «راه می‌رفت با کرشمه و ناز» فعل، نبايد گذشته باشد؛ «ديدم راه مي‌رود» درست است.
مواردي از اين دست، در اين سروده زياد است كه اميدوارم به‌مرور، رفع شود. هر بار هر جمله‌اي را كه در وزن مي‌نويسيد، با شكل طبيعي آن قياس كنيد و به لحاظ ساخت و زمان و... مطابقت بدهيد. يادتان باشد كه وزن، به هيچ وجه نمي‌تواند دليل يا مستمسك كاستي‌ها و لغزش‌هاي نگارشي و دستوري باشد و مطمئن باشيد كه خيلي زود، مي‌توانيد اين مشكلات را برطرف كنيد.
اينكه سراينده سعي كرده يك دغدغه يا وضعيت حرفه‌اي (كاري) را در سروده‌اش مطرح كند نيز بذاته مثبت است و نشان مي‌دهد كه او مي‌داند كه مي‌تواند زيست شخصي خود را به هنر و شعر، پيوند بزند. براي داوري بهتر، منتظر آثار بعدي خانم دكتر اشرفي مي‌مانيم.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۵
مهران عزیزی » دوشنبه 15 مرداد 1397
سلام و احترام به منتقد بزرگوار و شاعر محترم این شعر. بسیاری از این نکته‌ها به کار همه‌ی ما می‌آید که شعر موزون و مقفی می‌گوییم. باید اما گفت که مهربانی خانم دکتر که در شعرشان بازتاب دارد ستودنی‌ست.
زهرا اشرفی » سه شنبه 16 مرداد 1397
سلام لطف شما را سپاس می گویم مستدام باشید
زهرا اشرفی » سه شنبه 19 تیر 1397
سلام و سپاس بیکران از استاد ارجمند ‌.از عنایت و لطف شما در نقد ارزنده و دقیق تان سپاسگزارم و بهره ی فراوان بردم
زهرا اشرفی » سه شنبه 19 تیر 1397
سلام و سپاس بیکران از استاد ارجمند ‌.از عنایت و لطف شما در نقد ارزنده و دقیق تان سپاسگزارم و بهره ی فراوان بردم
ابراهیم اسماعیلی اراضی » چهارشنبه 20 تیر 1397
منتقد شعر
درود و وقت خوش. اميدوارم من و همكارانم بتوانيم با انجام درست وظايف‌مان، همراهان خوبي براي شما و ديگر اعضا باشيم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.