توسعه دایره واژگان



عنوان مجموعه اشعار : شعر طنز
عنوان شعر اول : گرانی
ریزگرد و ارز بالا، سکه و تحریم در اوج خودش
این همه افزون شدن زیباست در نوع خودش
این درست است مردم ما ساده اند
گر بخواهند ماست از مو می کشند
وعده دادی درد درمان می کنی
گر بیایی سکه ارزان می کنی
آمدی این جان به قربانت ولی
گر روی ایران گلستان می کنی


عنوان شعر دوم : ادعا
ای که داری ادعا کاری بکن
چاره ای از بهر بیکاری بکن
رای دادیمت برادر تا کمی
فکر خود معطوف این مردم کنی
من سوالی دارم از شخص شما
آری آری ای کلید قفل ما
آن شعار و شور و مستی پس کجاست
وعده های پوچ و توخالی به جاست
از گرانی داد مردم تا فلک هم می رسد
پنبه را از گوش درآری فغان ها می رسد
من عجب گول تو را خوردم چه زود
عاقل خود کرده را پشیمانی چه سود

عنوان شعر سوم : چرک کف دست
بیمار شدم و پول ندارم بروم پیش طبیب
قرض گیرم به فنا می رود این بار حبیب
کج کرده ام این گردن و صد بار شنیدم
ما نسیه نمی دیم برادر نه گلابی و نه سیب
یا
(ما نسیه نداریم برادر نه دارو نه طبیب)
آه دردم ز ستون فقرات است به گردن
گویا زده ام سکته و رفتم به سراشیب
گویند که چرک کف دست است همین پول
باور مکنی دوست، به جان من و این جیب
ای چرک کف دست کجایی که بگیرم
دست تو و دکتر ببرم این تن پر عیب
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
با سلام خدمت خانم قیاسوند گرامی؛ این دومین بار است که شعرهای‌تان را به پایگاه نقد شعر می‌فرستید. با نگاهی به نقد گذشته باید عرض کنم که در شعر شما هنوز اتفاقی برای تسلط‌تان به وزن نیفتاده است. هنوز ابیات بسیاری کاملاً از وزن خارجند. برای تسلط بر وزن البته خانم موسویان به شما توصیه‌های بسیار خوبی کرده بودند. بنده هم پیشنهادهایی برای این تسلط دارم. اول اینکه به طور مداوم و زیاد اشعار شعرای بزرگ را با صدای بلند بخوانید. همانطور که می‌خوانید توجه‌تان به ریتم و دَوَران موسیقی کلمات باشد. با خواندن مداوم اشعار با صدای بلند یواش یواش گوش شما به زنگ و آهنگ کلمات و جمله‌ها آشنا می‌شود. حتی می‌توانید هیمن شعرهای خودتان را هم با صدای بلند برای خودتان بخوانید. چند بار که بخوانید می‌بینید که بیت‌ها با هم تساوی هجایی ندارند. من یکی از مصرع‌های شعر اول‌تان که وزن درستی دارد را برای‌تان می‌نویسم و بعد با مصرعی که خارج از وزن شده، مقایسه می‌کنم:
گر بیایی
سکه ارزان
می‌کنی
توجه به ریتم و دَوَران موسیقایی کلمات داشته باشید. این مصرع به سه بخش تقسیم شده است. حال به این مصرع توجه کنیم:
ریزگرد و
ارز بالا،
سکه و
....
تحریم در اوج خودش
همانطور که می‌‌بینید از جایی که سه نقطه گذاشته‌ایم تساوی هجایی مصرع از کنترل شاعر خارج شده است. شما می‌توانید وزن باقی بیت‌ها را هم با همین فرمول و بخش‌ کردن بشناسید. راه بعدی استفاده شاعر تازه‌کار از وزن‌های کوتاه و یا وزن‌های دوری است. برای شروع می‌توان از روی دست بزرگان، وزن شعری را انتخاب کرد و طبق آن نوشت. منظور از وزن دوری، وزن‌هاییند که قابلیت تقسیم شدن به بخش‌های کوچک‌تر دارند. مثلاً:
ای دوست شکر بهتر، یا آنکه شکر سازد
خوبی قمر بهتر، یا آنکه قمر سازد
می‌بینید که شعر وقتی به کلمه «بهتر» می‌رسد، می‌ایستد و دور جدیدی را شروع می‌کند. به هر حال اینها مجموعه روش‌های کاربردی‌ای است که می‌تواند به شما برای تسلط بر وزن عروضی کمک کند.
اما گذشته از وزن، در قسمت پیام‌ها نوشته بودید که برای توسعه دایره واژگانی ذهن‌تان چکار باید کنید. اولاً باید بگویم همین که شما تشخیص داده‌اید که از چه راهی می‌توانید شعرهای بهتری بگویید بسیار باعث خوشحالی است. واقعاً توسعه دایره واژگان و استفاده از محور هم‌نشینی کلمات یکی از کلیدی‌ترین روش‌های شعر گفتن است. اما راه اصلی این توسع، مطالعه است. خواندن بسیار به تدریج واژه‌ها و کلمات بسیاری را در ذهن شما جاگذاری می‌کند. اما توجه داشته باشید که برای اینکه در این راه خیلی تحت تاثیر زبان دور قدما قرار نگیرید و دایره واژگانی آنها بر ذهن شما مسلط نشود، باید علاوه بر مطالعه شعر کلاسیک‌ها، شعرهای معاصرین را هم مطالعه بفرمایید. توجه داشته باشید که این روزها دسترسی به شعر فقط از طریق کتاب نیست. با توجه به اینکه شاید دسترسی‌تان به بعضی کتاب‌ها آسان نباشد، شما می‌توانید با مراجعه به سایت‌ها و کانال‌ها، به شعر شاعران قدرتمند و خوب دسترسی داشته باشید.
شاعر سعی کرده است که شعر طنز بنویسد. اما به دلایلی موفق نشده است؛ مخصوصاً در شعر اول و دوم. دلیل اول اینکه شاعر در دو شعر اول و دوم تلاشی در پوشیده‌گویی و سخن در لفافه گفتن نکرده است. خیلی مستقیم و چکشی حرفش را زده است.
ای که داری ادعا کاری بکن
چاره ای از بهر بیکاری بکن
رای دادیمت برادر تا کمی
فکر خود معطوف این مردم کنی
این نوع مواجه با موضوع طنز نمی‌آفریند. شاعر قرار نیست مثل مردم عادی حرف‌های عادی بزند. همین حرف‌ها را مردم در کوچه و بازار می‌زنند، فقط موزون و مقفا نیست. یکی از ارکان طنز «رندانگی در بیان» است. طنزنویس معمولاً مثل ناظری آگاه و رند و باهوش، از کنار مسئله‌ای می‌گذرد، طعنه و کنایه‌اش را می‌زند و رد می‌شود.
گفته بودی که راه حل داریم
کارسازانِ طبق آماریم
می‌بری‌مان نهایتاً سر کار
راست گفتی، همه سر کاریم!
شعر بالا را ببنید. شاعر با پیدا کردن نکته‌ای (ایهام و دوخوانی در اصطلاح «سرِ کار») توانسته طعنه‌ای به سوژهء خود بزند و از معرکه خارج شود. کار شاعر پیدا کردن همین نکته‌ها و ظرایف است. در شعر اول البته این نوع ظریفه‌گویی، در نوع کم‌رنگ وجود داشته است. بیت آخر شعر: «آمدی این جان به قربانت ولی/ گر روی ایران گلستان می کنی» شما سعی کرده‌اید با استفاده از تضاد آمدن / رفتن طعنه طنزآمیزی به سوژه بزنید. اما متاسفانه پرداخت نامناسب و نوع بیان اشتباه این برگ برنده را از دست شما خارج کرده است.
شعر سوم اما غیرمستقیم‌گویی را بیشتر رعایت کرده است. در این شعر، شاعر از بالای صندلی خطابه پایین آمده است. از موضع و مقام بالاتر سوژه را ندیده و حرف‌های خود را از زبان «یکی مثل همه» گفته است. این پایین آمدن از برج خطابه و انذار بسیار مهم است. هر چقدر طنزنویس بتواند از درون و دل اتفاق حرف‌هایش را بزند، مخاطب با او همذات پنداری بیشتری خواهد کرد. در بیت آخر شما می‌توانستید از اصطلاح «چرک کف دست» و تضاد آن با درمان کردن بیماری استفاده بهتری ببرید. در این وضعیت می‌توانستید مخاطب را غافلگیر کنید.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.