نمونه ي رمانتيسم وطني !




عنوان مجموعه اشعار : یکصد شعر عاشقانه برای بانو
شاعر : احمد ایوبی


عنوان شعر اول : دوستت دارم

حرف‌هایم را ؛
از چشمانم بخوان
چیزی جز "دوستت دارم"،
نخواهی ‌دید...
حرف هایم را
از دستانم بخوان
چیزی جز دوستت دارم
نخواهی لمس کرد
حرف هایم را
از ضربان قلبم بخوان
چیزی جز دوستت دارم
نخواهی شنید

عنوان شعر دوم : صندوق شعر
محبوب من
هراس به دلت راه نده
تمام شعر هایم را در صندوق خواهم گذاشت
و با بوسه هایم درب آنرا مهروموم خواهم کرد
و با دست هایم زنجیر به دور آن خواهم کشید
و آنرا در دلم دفن خواهم کرد
و نقشه آنرا
به غیر از تو
به هیچکس نخواهم داد

عنوان شعر سوم : عشق یا نفرت
محبوب من
بزرهای سفید رنگ تمام گل های بهاری را
جدا خواهم کرد
چشم هایم
لب هایم
گونه هایم
و دست هایم را
بر آنها نقاشی خواهم نمود
بزها را بابیم و امید در خاک تیره باغچه سکوت خواهم کاشت
اما نمی دانم
بعد از
وزش نسیم سبز نفس هایت
بارش شبنم آبی چشم هایت
تابیدن آفتاب سرخ لب هایت
افکندن سایه تیره زلف هایت
بر آنها
چه خواهد روئید
لاله های زرد
یا
رز های سرخ
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
رمانتیسیسم را همان‌طور که از نامش پیداست، باید نوعی واکنش احساسی در برابر خرد محوری به‌شمار آورد. تمایلی به برجسته کردن خویشتن انسانی، گرایش به سوی خیال و رؤیا، به سوی گذشتهٔ تاریخی و به سوی سرزمین‌های ناشناخته. از دید انسان رمانتیک، جهان به دو دسته تقسیم می‌شود: یکی دستهٔ خردگرا (به قول نووالیس: جهان اعداد و اَشکال)، و دوم دستهٔ احساسات یا به‌طور دقیق‌تر، والاترین‌ها و زیبایی‌ها.

رمانتیسم در اصل، جنبشی هنری بود که در اواخر قرن هجدهم و نوزدهم در ادبیات و سپس هنرهای تجسمی، ابتدا در انگلستان و سپس آلمان، فرانسه و سراسر اروپا رشد کرد. رمانتیسم تا حدودی بر ضد جامعهٔ اشرافی و دوران روشنگری (به‌طور بهتر، عقلانی) بود. گفته می‌شود که ایدئولوژی انقلاب فرانسه و نتیجه‌های آن این طرز فکر را تحت تأثیر خود قرار داد.
رمانتیسم را جنبشی ضد روشنگری می‌دانند. درحالی‌که روشنگری نهضتی فکری به‌حساب می‌آمد که با علم و منطق و پیشرفت‌های نظام‌های عقلانی بشری در فهم علوم تجربی و انسانی گره خورده بود، متفکرین و هنرمندان رمانتیک، تأکید فرهنگی بر خرد را محدودکننده و سرکوبگر روح آدمی می‌دانستند و بر مؤلفه‌هایی چون هنر، شور، هیجان، تخیل، مضامین معنوی، مناسک و نمادها تأکید می‌کردند. در میان اصحاب رمانتیک، امر خاص ارزشمندتر از امر عام بود و خاص بودن فرهنگ‌های بومی، تنوع و تکثر زبان‌های بشری، هویت‌های محلی و منحصربه‌فرد بودن آدمیان ستایش می‌شد.
اين پايه داري فكري و فلسفي و اجتماعي كه از نوع زيست رمانتيك ها برآمده بود هرگز در كشورهاي جهان سومي وجود نداشت . از سوي ديگر تفكر شرقي به خصوص اگر همراه با ملاحظات ديني و معنوي همراه باشد از اساس با احساسات گرايي افراطي و تنوع و تكثر و بومي گرايي مورد نظر رمانتيك ها در تضاد بود .
پس به اين ترتيب رمانتيسم در هر نقطه از جهان به جز كشورهاي پيشرو در مدرنيته به تقليدي قشري از سبك هنري مدرني چون رمانتيسيسم بسنده كرد و با ظاهري پر سوز و گدز و احساساتي اما بدون ريشه هاي غني فكري و فلسفي و اجتماعي پا گرفت و رشد كرد . ايران و شعر فارسي هم به خصوص در ابتداي قرن هجري حاضر از اين حكم مستثني نبود . شاعراني چون فريدون توللي ، فريدون مشيري ، فرخ تميمي ، حميد مصدق ، نادر نادرپور و ... از مهم ترين چهره هاي رمانتيسم وطني (!) گفته شده هستند كه اتفاقا از مفاخر ادبي معاصر هم به حساب مي آيند .
از مشخصات اين جريان شعري مي توان به اندوهي سطحي و معمولا عاشقانه ، دوري گزيني از اجتماع و مشكلات آن ، ماهيتي غير سياسي ، سادگي افراطي مضامين و تعابير ، بهره مندي از فرم و ساختارهاي نه چندان پيچيده ، دايره ي محدود واژگان و ... اشاره نمود .
حالا انگار بايد به اين جريان شعري ، ورود شاعر جديد و جواني را نيز تبريك گفت : « احمد ايوبي » !
« ايوبي » شعر را ساده مي گويد و از فرم هاي ساده ي متكي بر تكرار براي تشكل شعري بهره مي برد . اين ها البته به خودي خود هرگز نكته ي منفي به حساب نمي آيد . اما وقتي تعابير و مضامين كليشه اي و زيادي ساده مي شوند به ترتيبي كه ارتباط گيري با آنها به هيچ تلاش ذهني نيازي ندارد و از سوي ديگر عشقي احساساتي و سطحي و آشنا به درونمايه ي هميشگي متن ها تيديل مي شود ، انتساب آنها به رمانتيسم خام وطني چندان غيرمنصفانه به نظر نمي رسد . متن هايي كه به خاطر كلي گويي ، تبعيت از كليشه هاي شعري ، ذهني گرايي ، سادگي بيش از حد و فقدان ظرفيت خوانش و تاويل به نثر ادبي متمايل و بلكه منطبق مي شوند .
در خاتمه بايد اذعان داشت تجربه ي شاعري « ايوبي » بسيار اندك است اما اين نوشتار با انتظاري فراتر از اين تجريه به نگارش درآمده است . درواقع اين شاعر در حد و اندازه ي تجريه اش خوب هم نوشته است و چون بقيه ي همگنان خود با احساساتي گري مفرط و تبعيت از كليشه هاي رايج زباني و بياني آغاز كرده و اين كاملا طبيعي ست . من در انتظار خواندن آثار ديگر او هستم .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۱
مجید آذردشتی » چهارشنبه 20 تیر 1397
درود بر احمد ایوبی عزیز و درود بر استاد شکارسری نازنین بسیار لذت بردم از شعر و نقدش جناب ایوبی من رو یاد نزار قبانی پادشاه شعر جهان انداختید.....درود بر شما

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.