زبان از وزن شکست خورده است




عنوان مجموعه اشعار : بیم و امید
شاعر : علی شهودی


عنوان شعر اول : بوی گندم
دیگر آن بوی خوش نمی آمد از هوای گرفته خانه
خانه را کرده بود سال قبل، قحط سالی شبیه ویرانه
مرد دهقان هنوز محکم بود مثل کوه کنار آبادی
خم به ابروی خود نمی آورد راه می رفت مرد ومردانه
زیر پایش زمین بایر اوخواب سبز بهار را می دید
خواب یک کشتزار حاصل خیز خواب یک خرمن پرازدانه
با دلی مملو از شکیبایی داشت بذر امیدمی پاشید
شخم می زد کنار هم می چید دانه ها را شبیه دردانه
مرد دهقان به آسمان روکرددستها را همین که بالا برد
توده ای ابر آفتابی شد از پی خواهشی صمیمانه
آسمان هم گذشته را از یادبرد وناگه نهیب زد برخـویش؛
باربار کرامت است این باراز کرامت تهی نکن شانه
هفته ها ماهها گذر کردند دانه هازیر خاک جنبیدند
دانه هارا به جنب وجوش آورد گردش آسیاب و پیمانه
مرد دهقان کنار گندم زار صورتش را بخاک می مالید
ودو رکعت بجای می آورد زیر باران نماز شکرانه
کشت امسال کشت خوبی بود داسهارا به رقص وا می داشت
جشن بر داشت می رسید ازراه باد می زد به خوشه ها شانه
مرد دهقان بخانه بر می گشت کیسه ای از امید بر دوشش
بوی گندم دوباره می پیچید در فضای صمیمی خانه

شعر : شهودی – تبریز 30/4/86


عنوان شعر دوم : فسانه

درحسرت آب و دانه مرده است
مرغی که در آشیانه مرده است
در حسرت روزهای پرواز
در آبی بیکرانه مرده است
د یروز ترانه ای سرو د م
دیدم که دل ترانه مر ده است
آتش نزدی بجا نم ای عشق
از آتش تو زبانه مرده است
این تیر نشسته بر دل من
از بی دلی نشانه مرده است
آن شوکت با ستا نی ما
در پیچ و خم زمانه مرده است
افتاده سوار و اسب مجروح
در حسرت تازیا نه مرده است
بر گرده جنگل است نعشی
یارب نکند فسانه مرده است
"پایان شب سیه " سیاه است
خورشید در آستانه مرده است
یک شاعر بیقرار و بی تا ب
در خلوت شاعرانه مرده است

شهودی – بستان آباد1375


عنوان شعر سوم : باران

ناگه صدای موحشی بشنید باران
لرزید بر خود چون درخت بید باران
شاید تگرگی پیشتر باریده در باغ
زین فکر اندک در دلش ترسید بارا ن
از حجله ابرش به کوه ودشت وصحرا
مثل عروس شب سرک بکشید باران
ناگاه سروی با تمام قامتش گفت
لبهای اطفال چمن خشکید باران !!!
اما زبانم لال گویی لال بو د ند
تا کو دکان لال خود را دید باران
شدبردهان غنچه های گنگ ومعصوم
حرفی نهاد و یک به یک بوسید باران
دیگر صدای غنچه می پیچید در باغ
وقتی بساط خویش را بر چید باران

شعر : شهودی
بستان آباد - سال 1374
نقد این شعر از : آرش شفاعی
خوانندۀ سه شعر از آقای «علی شهودی» هستیم که اگرچه هر سه در قالب غزل سروده شده اند، هر یک فضای خاص خود را دارد. شعر اول به نام «بوی گندم» به وضوح از دو شعر دیگر بهتر است و فکر می کنم صحبت کردن دربارۀ این شعر که شاعر انرژی و زمان بیشتری برای سرودن آن گذاشته است، حاوی نکته هایی خواهد بود که در شعرهای دیگر نیز به مدد شاعر خواهد آمد.
شعر یک ویژگی خوب دارد که باید برای آن به شاعر آفرین گفت. شعر دارای طرح و سناریوی خاصی است که باعث می شود مخاطب را از ابتدا تا انتها به دنبال خودش بکشاند. شعر، روایتی درست و سنجیده دارد که در تمام طول شعر رعایت شده است. همۀ اجزای شعر برای پیش بردن این روایت، کنار هم قرار گرفته اند و از این منظر، شعر عنصر اضافه ای ندارد. شاعر به جای اینکه وقت مخاطب را با بیت هایی پراکنده و بی هدف بگیرد، از همان ابتدا به دنبال آن است که مخاطب را در متن روایت خود قرار دهد و پیش ببرد.
در کنار این روایت، شاعر سعی کرده است از تصویرسازی و آراستن کلام با خیال و زبان، غفلت نورزد و از همین منظر است که برخی مصرع های خوب در شعر متولد شده است:
مرد دهقان هنوز محکم بود، مثل کوه کنار آبادی
یا:
کشت امسال کشت خوبی بود، داس ها را به رقص وامی داشت
اما باید توجه داشت که شاعر بعضی جاها از محدودیت هایی که قالب غزل برای او پیش آورده است، شکست خورده است. یکی از مهم ترین نقطه ضعف های شاعر در به کارگیری وزن است. وزنی که شاعر برای «بوی گندم» انتخاب کرده است، وزن دوری است و در این وزن باید به رعایت سلامت زبان بیشتر از پیش توجه کرد. گاهی مشاهده می کنیم که شاعر برای رعایت وزن، دچار چالش هایی شده است که به ضرر سلاست و سلامت زبان شعری است.
مثلاً در این مصرع: آسمان هم گذشته را از یاد برد و ناگه نهیب زد بر خویش
این مصرع به ضرورت وزن باید چنین خوانده شود:
آسمات هم گذشته را از یاد
برد و ناگه نهیب زد بر خویش
در صورتی که فعل مرکب «از یاد بردن» را نمی توان به صورت تقطیع شده تلفظ کرد و این مسأله باعث افت و ضعف زبان در شعر می شود. تسلط بیشتر بر زبان است که در این مرحله می تواند به شاعر در توفیق بیشتر او کمک کند.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
علی شهودی » 9 روز پیش
سلام وسپاس از شاعر و منتقد ارجمند جناب آقای آرش شفاعی که نقد و نظرات ارزشمندشان رادر باب اشعار ناقابل حقیر مرقوم فرموده اند .ان شاالله نکات اشاره شده را در راستای پالایش زبان در حد وسع خویش بکار خواهم بست .درپناه حق باشید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.