شكل شريف شعر




عنوان مجموعه اشعار : ...
شاعر : مینا احمدی کهجوق


عنوان شعر اول : ...
کاش فصل نماز من می رسید
خوشه های هر قیامش را می چیدم
خمره ها را در شبی برگریزان
می سپردم دست خاک باغچه مان،
یک رکعتش نان می شد
سهم زن همسایه،
رکعت دیگر را سیب سرخی می کردند
وسوسه ی یک سلام، یک نگاه،
باقی سوره ها را
ته مانده ی سجده ها
آن رکوع و تکبیرها را
بادبادک کودکی هفت ساله
میرساند دست خدا.

عنوان شعر دوم : ...
...

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
آن چه كه در بازخواني اين شعر برايم طرح سوال كرده است ميزان آشنايي شاعر با شكل هاي شعر امروز است و در واقع الان دقيقاً نمي توانم حدس بزنم شاعر در تلاش بوده است كه شعر سپيد بنويسد و يا در پي آفرينش شعري نيمايي (نو) بوده است؟ بنابراين تلاش مي كنم در اين چند خط بررسي، بيشتر در حوزه ي شكل شعر متمركز باشم تا در گام هاي بعدي به ابزارهاي شعرآفريني و مولفه هاي ادبي شعر ورود كنيم. نيما بنا به ضرورت و بر اساس نوجويي و راهگشايي ادبي، در شكل پيشنهادي خود با رعايت نكردن تساوي طولي سطرهاي شعر اين امكان را در اختيار مي گذارد كه وزن و مصالح شعر بر شاعر تحميل نشوند و بنا به نياز واقعي سطرهاي شعر كوتاه و بلند باشند. به عنوان نمونه:
خانه ام ابری است
یکسره روی زمین ابری است با آن.
از فراز گردنه، خرد و خراب و مست
باد می پیچد.
یکسره دنیا خراب از اوست.
وحواس من.
آی نی زن، که تو را آوای نی برده است دور از ره کجایی؟
در واقع با اين رويكرد، شاعر توانسته است شعر را به منطق گفتگو نزديك كند و مخاطب با خواندن شعر، با شاعر ايجاد قرابت داشته باشد. از ديگر سو و بنا به مولفه ي موسيقي در شعر مي بينيم كه اركان جمله به نحوي كه مزاحمتي براي زيبايي شعر نداشته باشد پس و پيش شده اند و در جهت تكميل موسيقي شعر جابجايي داشته اند.
در شكل پيشنهادي نيما براي هيچ واژه اي ممنوعيت ورود وجود نداشت و در واقع در اين شعر هم چون شعر كلاسيك آن روزگار كه صرفاً برخي واژه هاي تجربه شده و مستعمل اجازه ي ورود داشتند هيچ گونه ممانعتي براي به كارگيري واژگان بي سابقه ي ادبي وجود نداشت.
مثلا در روزگار نيما استفاده از واژه ي «يكسره» مي توانسته است به نوعي، هنجارشكني و بدعت محسوب شود.
در شعر خانم احمدي اين موضوع به نحو چشمگيري مشهود است. شاعر تلاش خود را در راستاي انتخاب و انتقال واژگان جديد به شعر خرج نكرده است و همين باعث شده است كه علاوه بر شكل شعر، مفهوم و نحو ابراز شعر نيز متاثر از ذهنيت كلاسيك شاعر بشود. خوشه، خمره، سيب سرخ، تا حدودي واژه ي «برگريزان» و وسوسه ناشي از تسلط اتمسفر ترس و تشكيك نوجويي در فضاي ذهن شاعر است.
اگر بخواهيم مصداقي با اين شعر مواجه شويم و نمونه اي كه حداقل در مضمون مي تواند قرابتي حتي نازك با اين شعر داشته باشد مثالي از ديوان حافظ به ميان خواهيم آورد تا شاعر بتواند چگونگي بهره مندي از محتوا و مضمون را در شعر خود تجربه كند:
پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت
ناخلف باشم اگر من به جويي نفروشم...
كه در هر دو شعر، شاعران تلاش كرده اند با تخصيص فرائض ديني و واجبات شخصي خود، زمينه ي تغيير و بهبودي را فراهم نمايند. اميدوارم اين اندك توصيه و توضيح به كار آثار ديگر شاعر بيايد. درود

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دانش آموخته مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع سال ۱۳۸۰ به من که ...



دیدگاه ها - ۱
مینا احمدی کهجوق » 12 روز پیش
متشکرم، مفید و گره گشا فرمودید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.