تمام نشدنِ شعر




عنوان مجموعه اشعار : شروع
شاعر : ثنا باشنگ


عنوان شعر اول : پرواز در آب
مثل اشك در دست باد
سرد و خاموش و رقيق
مثل سازي بي صدا
نت به نت دردي عميق

مثل مشق از خط عشق
پوچ و خالي و رها
مثل ديدار نخست
شادي بي منتها

مثل هجرت در وصال
سخت و تلخ و پرغرور
مثل رقصي گنگ و مست
در سكوتي از مرور


مثل سيري از عطش
عكس ماهي در سراب
مثل پروازي عميق
در دل غمگين آب

ثاماراد

عنوان شعر دوم : حيراني
من همه آنِ توام آنِ توام آنِ توام
تو همه جانِ منُ جانِ منُ آهِ مني

من همه سويِ توام سويِ توام سويِ توام
تو همه خويِ منُ خويِ منُ خواهِ مني



من همه مستِ توام مستِ توام مستِ توام
تو همه هستِ منُ هستِ منُ جاهِ مني

من همه شوقِ توام شوقِ توام شوقِ توام
تو همه ذوقِ منُ ذوقِ منُ ماهِ مني

من همه دَنگِ توام دنگِ توام دنگِ توام
تو همه رنگِ منُ رنگِ منُ و راهِ مني

من همه يادِ توام يادِ توام يادِ توام
تو همه جانِ منُ جانِ منُ جان مني
شيرينيِ جانِ مني...

عنوان شعر سوم : گمراه
قصه ي پيچش من بر حسي
پاك و بي اندازه
يك تصور بود
شيرين و محال

صورتك صورت ياري ترك كرد
موم شد مهر حقيقت به مجال
نقد این شعر از : مریم جعفری آذرمانی
در هر سه شعر، ما با تمامیتِ یک شعر مواجه نیستیم، یعنی انگار شعر چیزی کم دارد که این چیز یا پایان‌بندیِ شعر است یا شکل‌گیریِ یک تصویرِ کامل یا تمام شدنِ معنای یک عبارت.
در شعر اول، سطرهای «مثل اشك در دست باد/ سرد و خاموش و رقيق/ مثل سازي بي صدا/ نت به نت دردي عميق» با توجه به ترکیبِ عناصرِ بیت، ما انتظار یک تصویر را داریم اما این تصویر کامل نشده و حتا شکل نگرفته است. همچنین عباراتی مثلِ « در سکوتی از مرور» هم معنای واضحی را نمی‌رسانند، شاید از معدود سطرهایی که تصویر آن کامل شده است دو سطرِ «مثل پروازي عميق/ در دل غمگين آب» باشد که تناقضِ ظاهریِ عناصر به شعر انجامیده است. به عبارتِ دیگر، تعبیرهای متناقض‌نما فقط به صرفِ تناقض‌شان نیست که شعر می‌شوند بلکه باید عبارت‌شان از نظرِ نحوی نیز کامل باشد و قصدی معنایی در پی داشته باشد. علاوه بر این، در همان دو سطری که ارائه شد، باز معلوم نیست که چه چیزی مثلِ پروازی عمیق... است. در واقع شعر اول انگار بخشی از یک شعر است نه یک شعرِ کامل.
در شعر دوم، تقریباً نوعی بازی با شگردهایی‌ست که پیش از این در آثار شاعرانی مثلِ مولوی به طور کامل‌تر و دقیق‌تر گفته شده‌اند و تکرارِ نه چندان دقیقِ آن‌ها شعرِ خلاقانه‌ای نمی‌سازد و حتا برای بسیاری از مخاطبان خسته کننده هم هست. این گونه شگردها و شیوه‌های سرایش، حتا اگر عیناً هم در سطحِ بالای کلاسیک قرار داشته باشند، باز هم تکرارند و می‌شود در حد تفنن از آنها یاد کرد. یک مثال از این شعر شاید بحث را روشن‌تر کند: من همه سويِ توام سويِ توام سويِ توام/ تو همه خويِ منُ خويِ منُ خواهِ مني، در این بیت تکرارِ عبارات باعثِ معنای دقیق‌تر نشده است و همچنین موسیقیِ مصرعِ دوم نسبت به فضای خودِ شعر ثقیل است و قابلیتِ روان‌خوانیِ آوایی ندارد. نکتۀ دیگر این که، کلمۀ خواه که در جایگاه قافیه قرار دارد، معنای درست و مشخصی را به مخاطب نمی‌دهد، خواهِ کسی بودن با دلخواه کسی بودن فرق دارد و اولی فاقد معنای روشن است. در کلِ شعر نیز، قصدِ نهایی شاعر مشخص نیست، زیرا فقط توصیفِ من و تو است و هر یک از بیت‌ها مستقل از همند و در ساختارِ عمودی‌شان، منطقی روایی وجود ندارد.
در شعر سوم، چند سطرِ اول، «قصه ي پيچش من بر حسي/ پاك و بي اندازه/ يك تصور بود/ شيرين و محال» بدونِ سطرهای بعدی شعرتر است. یعنی با این که باز بی‌نیاز از تکمیل نیست، اما دو سطرِ آخر، همین قدر واضح بودنِ سطرهای اول را نیز کمرنگ کرده است. توجه شود که منظورِ ما از واضح بودن، توضیحِ جزء به جزء یا گزارشِ دقیق نیست، بلکه منظور این است که در همان ساحتِ شعر، تصویر یا تعبیر و عبارتی به مخاطب ارائه شود که حتماً معنایی واضح را داشته باشد، یعنی مخاطب معنای ظاهریِ شعر را همان ابتدا دریافت کند و باقیِ لایه‌های شعر را بعد از آن. ولی وقتی ما بدونِ دریافتِ چیزی از لایۀ اول شعر، بخواهیم از آن عبور کنیم که شاید چیزی را در لایۀ بعدی کشف کنیم و بعد ببینیم که چیزی هم برای کشف وجود ندارد، دیگر نمی‌شود آن اثر را شعر، یا شعری کامل در نظر گرفت.

منتقد : مریم جعفری آذرمانی

مریم جعفری آذرمانی، پنجم آذرماه سال ۱۳۵۶ در تهران متولد شد. از سال ۱۳۷۵ فعالیت ادبی خود را آغاز کرد. اولین مجموعه شعرش در سال ۱۳۸۵، ده سال پس از آغاز فعالیت ادبی‌اش منتشر شد. از این شاعر تا امروز، کتابهای متعددی منتشر شده است. از دیگر فعالیتهای او ...



دیدگاه ها - ۱
سید مهدی منتظری » سه شنبه 19 تیر 1397
سلام. نقد بسيار آموزنده اى بود. بسيار سپاسگزارم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.