عدم تفاهم با زبان



راز آلود و نمناک
فرو افتاد
در سیاهی
روز با هراس
آشنا تر
و واقعه با تخیل
در ضدیتی عظیم
که هر سقف را دیواری
و هر دیوار نجیبی را
پنجره ای
و هر پنجره ی غریبی را
آدمیانی...
کدام روز شوم
زندگان
زندگانی را ترک گفتند ... ؟
روی پیشانی آهنین اش
نوشته بودند
بهشت
زود یا دیر
کسی مگر می دانست؟
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
زبان در واقع نظامي ست نشانه شناختي كه با اشراف طرفين بر رمزگان آن ، معنا را منتقل مي نمايد . اما عدم اشراف هر كدام از طرفين بر اين رمزگان كار انتقال معنا را مختل مي نمايد .
شعر در واقع از مختل كنندگان اين انتقال معناست !! بله شعر اين انتقال را مختل مي كند چون تلاش مي كند از صورت روزمره زبان فاصله بگيرد .
پس چرا شعر را مي فهيم و از آن لذت هم مي بريم ؟
شعر نظام روزمره زبان را مختل مي كند اما نظامي تازه را جايگزين آن مي نمايد . نظامي برخاسته از تخيلي ساخت مند با منطقي متفاوت از منطق زندگي عادي انسان . اين رويارويي با نظام تازه و منطق تازه شگفتي زا و لذت آورست .
اما در اين بين ممكن است نظام تازه در برقراري ارتباط با مخاطب موفق نباشد . در نتيجه نه تنها شگفتي و لذتي حاصل نيايد بلكه برعكس موجب دلزدگي و وازدگي خواننده گردد . اين عدم ارتباط به سه دليل حاصل مي آيد :
يا متن حاوي مطالب و مفاهيمي ست كه ذاتا پيچيده اند و ارتباط با آن آسان نيست .
يا متن با رمزگاني جديد براي زبان توليد شده اما نتوانسته مخاطب را با اين رمزگان آشنا سازد .
يا متن استفاده اي نادرست و دلبخواهي از همان رمزگان آشناي زبان داشته و به همين واسطه ناخوانا مي نمايد .
پيچيدگي و ابهام در شعر آقاي «علي حسني» از نوع ناخوانايي سوم مي باشد .
رمزگان اين شعر آشناست . رمزگاني معطوف به زبان كهن فارسي ، مشابه رمزگان شعرهاي احمد شاملو .
موضوع و درون مايه ي شعر نيز پيچيده نيست .
اما در اين شعر از رمزگان زبان چندان درست استفاده نشده است . مي توان نوع تقطيع نادرست را هم در اين شكل گيري غلط زبان دخيل دانست .
مثلا مي توان پرسيد سطر پنجم شعر (آشناتر) مربوط به گزاره ي بالاي خود است يا پايينش ؟
مي توان پرسيد گزاره ي طولاني بعدي كه از سطر ششم شروع و تا سطر دوازدهم ادامه مي يابد با چه فعلي بسته مي شود ؟ حذف اين فعل با چه قرينه اي صورت پذيرفته است ؟
كمي پايين تر روي پيشاني چه كسي نوشته شده بود ؟ و اصلا چه نوشته بود ؟! "بهشت / زود يا دير" يعني چه ؟ نام صاحب آن پيشاني بهشت است ؟ نام او "بهشت / زود يا دير" است ؟!!
مي بينيم كه كاربرد تصنعي و متكلفانه ي زبان آركاييك بدون تسلط كافي بر آن چه معضلات معناشناختي عجيب و غريبي براي اين متن ايجاد كرده است !
كاش بتوانيم با زبان روزگار خود شعر بگوييم چرا كه فرزند هر زمان با زبان همان روزگار سخن مي گويد .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۱
رها پرهام » 13 روز پیش
احتراماً نام شاعر درج نشده بود!

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.