قتل شعر




شاعر : افشین شجاع


Afshin Shojaa:
.
با آبشار اشکهایم‌ گریختی
و رود را تو خانه گفتی
به روی چشمهایم ماندنت سخت بود؟!؟
دیدی یا ماهی رنگی که رفتی ؟!؟
.
#افشین_شجاع
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
شعر نه تنها از جنس زبان است و با رمزگان زبان شكل مي گيرد بلكه اساسا خود زبان است ! به اين معني كه زبان در نظامي نشانه شناختي به نام شعر هستي زيباشناختي و مستقل خود را به رخ مي كشد . لزوما به حادثه اي بيرون از خود ارجاع نمي دهد و در خود شروع مي شود و به اتمام مي رسد . اين كه مي گويند زبان در شعر به شيء تبديل مي شود از همين روست . شيء شدگي زبان يعني داراشدن ارزشي فراتر از ارزش معناشناختي .
دلنوشته ي « افشين شجاع » در قالب متني كوتاه شاعرانه هست اما زبان در آن سالم و رسا نيست . نارسايي در اين نوشته به دليل تمهيداتي فرماليستي و آگاهانه و عامدانه به منظور افزايش زمان رويارويي با اثر ادبي نيست بلكه از سر سهل انگاري يا عدم تسلط بر زبان ادبي حاصل آمده است .
سطر اول را مي توان شروعي خوب دانست . اما در سطر دوم ضمير حشو « تو » به شدت اضافه مي نمايد . در شعري كه الزاماتي چون وزن و قافيه و حتي موسيقي جلوگير شاعر نيست نمي توان چنين حشو و زوايدي را پذيرفت . با اين حال ارتباط رودخانه و خانه ديدن رود ارتباطي شاعرانه است .
سطر سوم گله اي شاعرانه است اما باز هم در سطر بعدي زبان شعر آن انسجام و شفافيت خود را به كل از دست مي دهد . اساسا سطر پاياني شعر معناي روشني ندارد . واقعا چگونه اين سطر نوشته شده است ؟ گاه با خود فكر مي كنم بي معنا نوشتن خيلي سخت تر از معنادار نوشتن است !
عدم تسلط بر زبان تخيل شاعر را كشته است . شعر را به قتل رسانده است . اگر شعر دادگاهي داشت حالا « شجاع » را جاي متهم رديف اول مي ديديم !

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.