کشف های کوچک با تصاویر دست یافتنی




عنوان مجموعه اشعار : جاری تر از رود کر
شاعر : اسد زارعی


عنوان شعر اول : شعر زمستانی
زارعی! جان تو اشعار زمستانی نگو!
از پیامد های  جهل  و نامسلمانی نگو


شعر می خواهی بگویی ، از گل و بلبل بگو

از سرشک کودک کار و خیابانی نگو

 

لیلی و فرهاد و چت ، شعر قشنگی میشود

پس ، ز آمار طلاق و جرم و زندانی نگو 

 

از قد موزون یار و از لب خوش طعم زید 

هر چه می خواهی بگو از رنج انسانی نگو

 

محفل گرم غزل جای دل و دلدادگیست

از ریا و دزدی و فقر و پریشانی نگو 

 

بر لب سبز سواحل قهقه وچهچه بزن 

از گرفتاران این دریای طوفانی نگو 

 

ظلم و ظالم را تحمل کن بگو تقدیر ماست
بی خیال  ، از دست های شر و شیطانی نگو

 

پا نکن در کفش دزدان عزیز و محترم

ها ، "شتر دیدی ندیدی " هر چه می دانی نگو

 

چشم و گوشت را ببند و ژست خوش بینی بگیر

بارک الله ! دیگر از ......................نگو

عنوان شعر دوم : ای اره! بیا درختکاری بکنیم
ای اره ! بیا درختکاری بکنیم
تا زرد نمرده ایم ، کاری بکنیم 

ما زاده و پرورده ی خاکیم ، بیا 

این مام  بریده  را بهاری بکنیم

احساس بکاریم و این باور را 

در جان تبر به دست جاری بکنیم

بنگر به تن بی رمق و زخمی باغ

حق است تمام عمر زاری بکنیم 

یک عمر بریدیم و پریشان کردیم 

وقتش نرسیده بی قراری بکنیم؟

ای کاش!  به قدری   که  جراحت  زده ایم

مرهم بنهیم و غم گساری بکنیم

عنوان شعر سوم : مرگ مرا باور نکن
من روشن ترین ترانه ها را ترنم کردم
 با اینکه شب آلود ترین واژه ها را به من دادند

باریدم وخورشید دود اندود را شستم  

اگر چه آفتاب حایل شب های عمر من نبود

و  با همه بد قراری ها بیقرار ماندم  

مرگ مرا باور نکن

من آلام عشق را التیام بخشیده ام    
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
شعر اول آقای زارعی، شعری روان و بانمک است. شاعر سعی کرده است با مقابل قرار دادن نکته‌های مختلف، تضادها و کمبودها و کاستی‌های اجتماع را نشان بدهد. این روش یکی از روش‌های متداول در طنزنویسی است. اما همه ابیات شعر محکم و روان نیست. در بیت اول ارتباط مستحکمی بین مصرع اول و مصرع دوم وجد ندارد. از نظر معنای کلی البته ربطی دور بین «اشعار زمستانی» و «جهل و نامسلمانی» وجود دارد اما این ارتباط خیلی کلیشه‌ای و دستکاری شده و کشف‌ شده است. برای همین بیت اول نکته مهم و دندان‌گیری برای مخاطب ندارد. اقدام شاعر برای مخاطب قرار دادن خود در ابتدای کار، می‌تواند به خودی خود جالب توجه باشد اما شعر موقعی موفق خواهد شد که شاعر بتواند از این خطاب کارکرد دیگری هم بکشد. این اتفاق در این بیت نمی‌افتد. اما گذرشته از بیت اول، کدام بیت‌ها از باقی موفق‌تر و جالب توجه‌تر شده‌اند؟ باید به این توجه کنیم که استفاده مکرر از یک فرمول خاص می‌تواند نهایتاً باعث خستگی مخاطب شود. یعنی وقتی ما در چند بیت متوالی از شیوهء «این را بگو، آن را نگو» استفاده می‌کنیم، باید علاوه بر استفاده از فرمول کلی ابیات، برای هر بیت کشف و نکته خاصی داشته باشیم. در بعضی از بیت‌های شعر این اتفاق می‌افتد و در بعضی نه. مثلاً در بیت‌های « شعر می خواهی بگویی ، از گل و بلبل بگو/ از سرشک کودک کار و خیابانی نگو/ از قد موزون یار و از لب خوش طعم زید / هر چه می خواهی بگو از رنج انسانی نگو/ محفل گرم غزل جای دل و دلدادگیست/ از ریا و دزدی و فقر و پریشانی نگو» به جز تقابل چیزهای متضاد طبق فرمول کلی «بگو، نگو»، به نکته دیگری برخورد نمی‌کنیم. منظور از نکته، مضمون رندانه و ظریفی است که مخاطب با خواندن آن، بتواند تمایز حرف شاعر را با حرف عادی ببیند.
اما مثلاً در بیت: «لیلی و فرهاد و چت ، شعر قشنگی می‌شود / پس ، ز آمار طلاق و جرم و زندانی نگو» این نکته خاص پیدا شده است. در این بیت شاعر با ارتباط دادن و قرینه گرفتن قصه‌های «لیلی-و مجنون- و فرهاد – و شیرین-» و آمار طلاق، کنایه‌ای ظریف به لاپوشانی بعضی‌ها در مورد نتیجه نهایی زندگی‌های شکل‌ گرفته، می‌زند. البته در همین بیت هم حضور «جرم» به باقی بیت نمی‌چسبد. همینطور شاعر سعی کرده به جای «لیلی و مجنون» از «لیلی و فرهاد» استفاده کند تا بتواند از هم گسستگی زندگی‌های جدید و بی‌دوامی و تنوع رابطه‌ها را نشان دهد. اما این نکته می‌توانست خود محمل بیتی مستقل باشد و در این مختصر مضمون حیف شده است. در بیت: «بر لب سبز سواحل قهقه وچهچه بزن / از گرفتاران این دریای طوفانی نگو» نیز این مراعات‌النظیر رعایت شده است. همینطور حن تعلیل خوبی در بیت رعایت شده است. البته صفت «سبز» برای سواحل دور از منطق است. با همین سیاق به بیت‌های دیگر شعر هم نگاهی دوباره بیندازید.
شعر دوم طبق یک منطق کلی پیش می‌رود. شاعر خطاب به «اره» از او می‌خواهد، درخت بکارد: «ای اره ! بیا درختکاری بکنیم/ تا زرد نمرده ایم ، کاری بکنیم» اما این منطق، ذهن مخاطب را اقناع نمی‌کند. چرا؟ برای اینکه شاعر هیچ پشتوانه معنایی‌ای برای «درختکاری کردن اره» به خواننده ارائه نمی‌دهد. شاعر می‌تواند با منطق و دلیل شاعرانه، در شعر هر کاری که بخواهد بکند و هر تصویر و مضمون فراواقعی که به نظرش برسد را هم بیاورد اما باید به خاطر داشته باشد که این کار بدون ساختن محمل اقناعی خاص قابل انجام نیست. شاعر باید کاری کند که مخاطب بپذیرد اره می‌تواند درختکاری کند. برای این اقناع به علاقه‌ای بیش از علاقه تضاد «درخت بریدن اره» نیاز است. زیرا در حالت پیش‌فرض ذهنی، کاشتن از اره بر نمی‌آید اما مثلاً از «هیزم‌شکن» بر می‌آید. برای همین اگر این خطاب به هیزم‌شکن بود، لااقل در ظاهر ذهن می‌توانست آن را بپذیرد. البته بعد از پذیرفتن، اره یا هیزم‌شکن باز مخاطب منتظر ساختن ارتباط و کشفی جدید از شاعر خواهد بود. با توجه به شکستن همین منطق در ابتدای شعر، باقی ابیات هم لاجرم از منطق مخاطب جدا می‌شوند. در بیت دوم و در «این مام بریده را بهاری بکنیم»، «مام بریده» قرینه معنایی درست با «خاک» در مصرع اول ندارد. در ضمن مفاهیم ذهنی و غیر قابل لمسی چون «احساس بکاریم» معمولاً شعر را با شکست مواجه می‌کنند و آن را به سوی پرتگاه مفاهیم تکراری و شعاری سوق می‌دهند. بهتر است شاعر تا می‌تواند از تصاویر و مضامین عینی و واقعی برای نشان دادن مفاهیم و مضامین خاص خودش استفاده کند. مثلاً به جای «احساس بکاریم»، اگر «یک دانه بکاریم» باشد، خواننده شعر بهتر می‌تواند با شعر ارتباط برقرار کند.
در مورد شعر سوم هم مهم‌ترین نکته‌ای که می‌توان به آن اشاره کرد همان نکته بالاست. تلاش برای فاصله گرفتن از تصاویر و ترکیبات غیرملموس و ذهنی و نزدیک شدن به مضامین ملموس. مثلاً به ترکیب‌های «روشن‌ترین ترانه»، «شب‌آلوده‌ترین واژه‌ها»، «شب‌های عمر» و «آلام عشق» توجه کنید. همه این ترکیب‌ها کار تصوّر کردن خواننده را مشکل‌تر می‌کنند.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۱
اسد زارعی » دوشنبه 22 مرداد 1397
درود بر شما استاد عزیز وبزرگوار ممنون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.