«شعر زمان ما»




عنوان مجموعه اشعار : دلتنگی
شاعر : نرگس میرصدردینی


عنوان شعر اول : دوری


چه احساس غریبی خوار بودن

به یادش  تا سحر ُ بیدار بودن

گهی نالم  زین رنج  جدایی

نگاهم  بر  ره و بیمار  بودن

پریشانم از این  عشق جگر سوز

چنین در حسرت ُ دیدار بودن

گهی  فریاد  بر ارم ُ از ته دل

شود روز ی کنار یار بودن

شعر:نرگس میرصدردینی

عنوان شعر دوم : دلتنگ

چه دلتنگم ، چه دلتنگم ، چه دلتنگ
چه دنیایی ، پراز اشوب و نیرنگ
دلم پر درد گشت و پاره پاره
به سینه دارم اه و نیست چاره
چرا ، جام محبت گشته خالی ؟
به جایش مانده یک جنگ پوشالی
تمام فکر ها سر شار ز نفرت
گرفته جای ان را ترس و وحشت
نگاهی پر ز حسرت بر گذاشته
به چشم اشگ و به دل غم ها نشسته
چرا رفت ان صفای شادی ما
چرا گم شد صدای خنده ی ما
کجا رفت و چه شد ان زندگانی
چه بی رنگ گشته است ان مهربانی
همه امید ها خشگید و پژ مُرد
گل ان خنده ها بر روی لب مُرد
به خود گویم که پایان گیرد این غم
شود شادی زیاد و غصه ها کم؟؟؟؟؟؟؟
شعر : نرگس میرصدردینی

عنوان شعر سوم : بوسه

بوسه از لب هایت ای جانان من
گر چه میباشد بهای جان من
لیک دیگر طاقتم گردیده طاق
بر وصالت هست جان را اشتیاق
رخصتی ده تا به خلوت گاه ناز
باشم از قرب وصالت سر فراز
چون تویی ان سرو سیم اندام من
گردد از لطف تو شیرین کام من
وز بهای عشق خود نابم کنی
از وصال خویش سیرابم کنی
گرچه هستم در پی دیدار تو
سر خوشم من با غم هجران تو
شعر:نرگس میرصدردینی
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
شعرهای خانم نرگس میرصدر دینی (میرصدرالدینی) شعرهایی در فضای فکری و با زبانی کهن است. پیداست غالب مطالعات این شاعر ارجمند در محدودۀ شعرهای کلاسیک است و احتمالا علاقمندی و گرایش ذوقی ایشان نیز با همین فضا پیوستگی و سنخیت دارد. طبیعی است که شعرهای ایشان با معیارهای مرتبط با آن سنجیده شود اما پیش از این سنجش، شاید اشاره به این نکته بد نباشد که شاعران همواره پیشروان فکر و اندیشه در هر جامعه هستند و با ذوق و ذائقه‌ای بسیار حساس و گیرا، یابندگان راه‌های نامکشوف یا سازندگان مسیرهای تازه‌اند برای رسیدن به هدف‌هایی همواره انسانی و متعالی.
سه شعر این شاعر از ذوق ایشان نشان دارد و پیداست هر شعر بر پایه و اساس عواطف و درک و دریافت شاعرانه‌ای شکل یافته است. شاعر هر یک از این سروده‌ها را با کلمات برخاسته از جان نوشته است و آنچه او را به سرودن واداشته، جوشش حس و برانگیختگی عواطف و نازک‌اندیشی ایشان است. با این اوصاف از این شاعر اجازه می‌خواهم تا نکاتی دربارۀ هریک از شعرها بگویم که احتمالا کمکی در انتخاب مسیر شکل‌گیری شعرها و بیان اندیشه و عواطف باشد:
شعرهای درج شده در این صفحه، همگی ویژگی‌های زبان شعر کهن را دارد و با شعرهایی که در روزگار ما سروده می‌شود، از منظر زبان، همخوانی ندارد. می‌دانیم که برخی از مولفه‌ها در شعر، نشان از «سبک» آن شعر دارند و در بررسی‌های شعر هر دوره، از روزگار گذشته تا امروز، بدون در نظر داشتن نام شاعر، خودِ شعر گویای دوره‌ای خاص و محدودۀ زمانی است که در آن سروده شده است. مثلا وقتی شعر فردوسی یا منوچهری دامغانی را می‌خوانیم، حتی اگر نام شاعر را هم ندانیم، دوره‌ای که شعر در آن سروده شده را حدس خواهیم زد و اگر شعری از قیصر امین‌پور، سیمین بهبهانی (شعرهای بعد از دهۀ پنجم او)، بیدل دهلوی و حافظ را بخوانیم می‌توانیم محدودۀ زمانی سرایش هر شعر را با توجه به زبان آن شعر حدس بزنیم. مولفه‌هایی مانند کلمات، ترکیب‌ها و نحو جملات از منظر زبان راهنمای ما برای درست‌تر حدس زدن هر دورۀ شعری خواهند بود. سبک شخصی نیز با توجه به ویژگی‌های زبانی و فکری هر شعر، مختص هر شاعر است که آن نیز به طور خاص، شاعرانی خاص را قابل شناسایی می‌کند؛ مانند خاقانی، مهدی اخوان ثالث، نیما یوشیج و فروغ. بنابراین زبان شعر، تا این حد در شعر اهمیت دارد و این اهمیت سبب می‌شود که هر شاعر با توجه به معیارهای رایج در زمانۀ خود بنویسد. مثلا در روزگار ما شعرها پس از تحولی که نیما در شعر ایجاد کرد، زبانی ساده‌تر یافتند و به فرم طبیعی کلام نزدیک‌تر شدند. به قول فروغ: «همه می‌خواهند فاضلانه شعر بگویند، هیچ کس نمی‌خواهد صمیمانه شعر بگوید». در نتیجۀ این تغییرات تدریجی، حتی در غزل نیز زبان شعر به زبانی صمیمانه و روان تبدیل شد و تعابیر و کلمات و ترکیب‌های کهن جای خود را به کلمات زنده‌تر و امروزی دادند. ترکیب‌هایی مانند رنج جدایی، عشق جگرسوز، جام محبت، سرو سیم‌اندام، غم هجران و ... رفته رفته کم‌رنگ شدند و به جای آن‌ها ترکیب‌هایی تازه مانند درۀ بنفش غروب، شط شیرین پرشوکت، آیۀ شکوفایی، شمیم وحشی، گیسوی کولی و ... در شعر جانی تازه دمیدند.
با این اوصاف هر شاعر دریافت که فرزند زمان خود باشد و به زبان زمان خود سخن بگوید همچنان که از زاویۀ دید شخصی خود به جهان می‌نگرد و دریافت‌ها و کشف‌های شخصی خود را دارد.
دربارۀ این سه شعر، بهتر است بیشتر از منظر زبان دقت شود و برخی شکستگی‌ها که در وزن شعر روی داده است نیز ترمیم شوند؛ مانند:
گهی فریاد بر ارم از ته دل (دال در کلمۀ فریاد، در وزن جای نمی‌گیرد)
به جایش مانده یک جنگ پوشالی (کلمۀ پوشالی مناسب این وزن نیست)
تمام فکر ها سر شار ز نفرت (حرف ز از وزن خارج است)
چه بی رنگ گشته است ان مهربانی (حرف گاف در کلمۀ رنگ، زاید و از وزن بیرون است)
از نظر فکری نیز شعرهای این شاعر ارجمند از فضای فکری و نوع تفکر رایج و مرسوم کهن نشانه‌های بیشتری دارد در حالی که معمولا شعر از اندیشۀ رایج در زمان خود خبر می‌دهد و بازتاب افکار و اندیشه‌ها و سلایق روزگار خود است. مثلا خوش بودن با غم دوری یار، نوع نگاهی معطوف به گذشته است و با ذائقۀ روز کمی فاصله دارد مگر این که با فرمی نو و تاثیرگذار بیان شود.
با آرزوی موفقیت برای این شاعر بزرگوار

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی تولد: 22مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران آثار و فعالیت‌ها: ـ مجموعه شعر "حالا تو"، نشر تکا، 1387(برگزیده جایزه ادبی پروین اعتصامی( ـ "تا روح تنهای تن‌ها"، مجموعه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.