امر به ایجاز، نهی از اطناب




عنوان مجموعه اشعار : ++
شاعر : محمد ولی وردی پسندی


عنوان شعر اول : ++
پله های بانک را دو تا یکی وام می گیرم
بلکه این نکبتِ معیشت که قرار است گلویم را بگیرد
چند روزِ سیاه، آن طرف تر بگیرد دستانم را
پله های سود و زیان
پله های صعود و نزول...

از آبخوری بانک
هی آب می خورم، هی لیوان را با غیظ فشار می دهم تا سطل زباله ای که زندگیِ من است پُر
روز های قسطی ام شروع می شود
بغل دستی ام که رژ ارغوانی لبش را می جود می گوید
باید فکر دیگری بکنی
من دست می کشم روی صورتم و می ترسم
من دست می کشم روی سینه هایم و چشم هایش برق می زند
پله های بانک را قرض می گیرم
و به بوق های شبانه ی ماشین های منتظر فکر می کنم
روزها را می شمارم
یکم
دوم
...
هشتم
هشتم مارچ که می شود از اتوبوس پیاده می شوم
تا زنانی را ببینم که در خیابان نیستند
بر نمی گردم
دست های خودم را لمس می کنم
سینه های خودم را



محمد ولی وردی پسندی

عنوان شعر دوم : ++
++

عنوان شعر سوم : ++
++
نقد این شعر از : علیرضا بازرگان
شعر روایت سختی معیشت زنی است که از سر اجبار وامی از بانک می گیرد و در اتفاقی باورناپذیر در همان بانک از زنی دیگر می شنود که باید فکر دیگری بکند. راوی که فکرش از تجویز همجنس خود آشفته است از بانک خارج می شود در حالی که روزشمار قسط شروع شده است. یک روز و دو روز و سه روز. تا که هشتم مارس از راه می رسد و از اتوبوس پیاده می شود تا زنانی را ببیند که خیابانی نیستند.
اگر در ابتدای یادداشت ننوشته بودم شعر، آنچه خواندید بی شک به خلاصه فیلم بیشتر شباهت می برد تا شعر . روایت از نظر زمانی، خطی و متوالی و از نظر مکانی، آشنا و البته کلیشه ای است. اگر نبود پایان بندی عالی آن -که البته پیشنهادی برای پرداختش دارم – ، شعر، علیرغم به کاربستن تمهیداتی که شاعرانه اند در حد گزارشی منثور باقی می ماند. وارد کردن بانک به ماجرا از آنجا که در ادامه ی شعر، روزشمار قسطش، تداعی کننده ی گذران همراه با اضطراب روزهای زندگی زنی است که نکبت معیشت، گلویش را می فشارد بسیار مفید واقع شده است. اما برخورد تصادفی با زنی که دارد رژ ارغوانی لبش را می جود و اظهار نظرش، کلیشه ای و باورناپذیر است چرا که گذرِ زن مورد اشاره هم بالاخره بای نحو، به همان بانک افتاده است. همچنین بوقهای شبانه ی ماشین های منتظر علاوه بر اینکه کلیشه ای است تتابع اضافاتش هم مخل فصاحت است و اگر یک بار دیگر شعر را از ابتدا بخوانیم می بینیم که شاعر در طول شعر توجهی به ایجاز نداشته و نمی شود این تتابع اضافات را فرار از اطناب تلقی کرد. همین حا تا فراموش نکرده ام بگویم که این شعر نیاز مبرمی به ایجاز دارد و من این دعوت را بحا می آورم.
اگر هر متنی را دارای یک زیرمتن و یک فرامتن بدانیم که البته همیشه همینطور است زیرمتن این شعر، حقوق زنان است. حقوقی که به صورت ضمنی در انتهای شعر به آن اشاره شده است و زنانی که برای احقاق آن به خیابان بیایند و خیابانی نامیده نشوند.
شعر، شروع خوبی دارد بالاخص که نسبت تقریباً دو به یک سود دریافتی بانکها بابت وام در فرامتن، با سطر " پله های بانک را دو تا یکی وام می گیرم " در متن شعر نمودی عینی یافته است. در ادامه وقتی راوی داخل بانک است سطر " از ابخوری بانک" اشاره ای اضافی به محل برداشتن آب است که هیچ به کار شعر نمی آید. به شوخی عرض می کنم ولی مثلاً اگر بطری آبی با خود همراه برده بود شعر شکل نمی گرفت؟
در ادامه، سطر " روز های قسطی ام شروع می شود " را داریم که شناسه "ام" حشو است و فعل " می شود" هم اگر "شده است" بود بیشتر به کار شعر و روایتش می خورد. "بغل دستی ام" نیز در سطر بعدی غیرضروری و بی نقش است.
با آوردن یکم، دوم و ... هشتم ، شمردن روزها به شکل مطلوب نشان داده شده است لذا جا نداشت به صورت حشو از سطر " روزها را می شمارم " استفاده شود. همچنین در "هشتم مارچ که می شود"، " که می شود" اضافی است. بدون آن شعر بهتر بود. "تا" نیز در ابتدای سطر بعدی کاربردی نثری دارد. شعر اغلب جای این جور "تا"ها نیست.
در سطرهای بالاتر گفتیم که شعر، پایان بندی چشمگیری دارد. "برنمی گردم/ دست های خودم را لمس کنم/ سینه های خودم را" خاصیت این پایان بندی را تقلیل داده است. پیشنهاد می شود حذف و به جای آن از "نیستند" استفاده شود. در این صورت خواهیم داشت:
هشتم مارچ
از اتوبوس پیاده می شوم
زنانی را ببینم که در خیابان نیستند
نیستند!
به نظر می رسد احساس نیاز بجای شاعر به اتمام شعر با یک فعل منفی که با به کار بردن "برنمی گردم" رفع شده بود با "نیستند!" هم براورده می شود.
و اما مارج.
امروزه در نوشته ها و سخنرانی بسیارانی از اهل ادب و هنر به کلمات زبانهای دیگر برمی خوریم که گاه از سر ناچاری و گاه از سر ناداری است. ناچاری از این نظر که کلماتی از زبانهای دیگر هستند که معادل فارسی درخور و جاافتاده ای برایشان وجود ندارد و بناچار باید آنها را به کار برد اما ناداری از آن رو که گوینده یا نویسنده چیزی برای گفتن در چنته نداشته باشد و به انباشتن بجا و بیجای سخنان و نوشته های خود از کلمات زبانهای دیگر بپردازد. تا اینجا را تقریباً می شود تحمل کرد اما وقتی در یک سخنرانی یا متن، شاهد به کار بردن کلماتی از چند زبان باشیم آزار دهندگی ماجرا عیان خواهد شد. این اشکال البته بر شعر شما وارد نیست چرا که مارچ اسمی است که به خاطر ریشه ی آمریکایی هشتم مارس، باید با تلفظ انگلیسی نوشته شود. اما چون اسامی ماههای تقویم میلادی در ایران با تلفظ فرانسوی جاافتاده است بهتر بود به جای آن از "مارس" استفاده شود که با "رژ"ی هم که در سطرهای بالاتر به کار رفته هم زبان باشند.

منتقد : علیرضا بازرگان

تولد: ۱۳۵۰ زنجان تحصیلات: مهندسی عمران سوابق ادبی: آغاز فعالیت‌های ادبی از اوایل دهه‌ی هفتاد تاسیس و مدیریت انجمن‌های ادبی در زنجان مدیریت صفحات ادبی مطبوعات در زنجان انتشار شعر و نقد در مطبوعات برگزاری کارگاه‌ آموزشی شعر و نقد در ...



دیدگاه ها - ۲
علیرضا بازرگان » 5 روز پیش
منتقد شعر
سلام و ارادت
محمد ولی وردی پسندی » 8 روز پیش
ممنونم از نقد دقیق تان واقعن استفاده کردم پ ن: روز جهانی زن که در گذشته روزِ بین‌المللی زنانِ کارگر نامیده می‌شد، بزرگداشتی است که هر ساله در روز ۸ مارس برگزار می‌شود. این روز، روزِ بزرگِ برپایی جشن‌هایی برای زنان در سراسرِ جهان است. بسته به مناطق مختلف، تمرکزِ جشن بر بزرگداشت و دفاع از حقوق زنان، قدردانی، عشق به زن و برگزاری جشنی برای دستاوردهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زنان است.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.