خورشید باش، ستاره نباش




عنوان مجموعه اشعار : غزل
شاعر : شیوا فضل علی


عنوان شعر اول : مساله
به خستگی نکشان شعر تنگ حوصله را
رها کن این همه چون و چرا و مساله را

کسی بدون قدم های خویش ممکن نیست
که مختصر کند آزارهای فاصله را

پر است گوش خزان از "نوا"ی در به دری
بزن به "گوشه ی دشتی"و گریه کن گله را

بزن که قوه ی ویرانگریست در دل بغض
مگر بعید کنی، احتمال زلزله را

میان لیلی و مجنون دروغ محضی بود
نپرس از همه مجهول این معادله را

زمان به نرخ جوانی گرفته ایم از مرگ
ندیده ایم ولی سود این معامله را

بس است هرچه که از تو شنیده ایم ای عشق!
به خستگی نکشان شعر تنگ حوصله را...

#شیوا_فضل_علی

عنوان شعر دوم : نوشدارو
آنچنان هم که گمان می رفت، پابندم نبود
پر زد و فهمیدم از آغاز در بندم نبود

چشمهایم را کسی پیمانه‌ی خون کرد که
در نگاهش باده ای همسنگ لبخندم نبود

من فراموشم شده نام و نشانم را دریغ...
هر چه گشتم هیچ کس چون رنج، مانندم نبود

از که باید شکوه کرد ای بخت با انصاف؟!که؟
پیش از او هم من که جز با درد، پیوندم نبود!

من که عمری در تب یک روز خوش می سوختم
مثل مرگ ناگهان چیزی خوشایندم نبود

نوشدارو از قضا اینبار زود آمد ولی
هیچ در اندیشه‌ی جانی که می‌کندم نبود

عنوان شعر سوم : ناگزیر
دل خستگی، پربستگی، غربت، اسیری
بر گیسوان من نشانده رنگ پیری

یخ بسته پرهای من و بالم شکسته
رفت اختیار و مانده ام با ناگزیری

طوفان تقدیر این حواصیل غمین را
انداخته در کوههای سردسیری

هر قدر من بر زندگی آسان گرفتم
پایین نیامد از سمند سختگیری

دل را به دستان تویی دادم که جز من
هر کس که میخواهد دلت را می پذیری

نفرین به چشمانی که بر چشم تو بستم
غیر از پریشانی چه دارد سر به زیری؟

#شیوا_فضل_علی
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعرهای خانم «شیوا فضل علی» نشان دهندۀ این است که با شاعری رو به رو هستیم که آرام آرام اما مطمئن و با حوصله دارد به پیش می آید. در تجربه های پیشین خود نظر می کند، نقدها را می پذیرد و سعی در اصلاح آنها دارد. شاعری که بدون هیچ گفت و گویی استعداد و قریحۀ خوبی برای سرودن دارد و بهترین شاهد این قریحه، بیت های خوبی است که در شعرهایش دیده می شود، مثل این شروع خوب در غزل اول:
به خستگی نکشان شعر تنگ حوصله را
رها کن این همه چون و چرا و مساله را
اما نکتۀ مهم در شعرهای او این است که این درخشش ها مانند سوسوی ستاره هاست. گاهی هست و گاه نیست. درصورتیکه شاعر باید مانند خورشید همواره و همیشه بدرخشد. در همین غزل اول بعد از بیت خوب مطلع به این بیت می رسیم:
کسی بدون قدم های خویش ممکن نیست
که مختصر کند آزارهای فاصله را
بیت دچار تعقید است. دقیقاً مشخص نیست که شاعر می‌خواهد چه بگوید؟ آیا منظور او این است که جز با پای خود نمی توان مسیر را طی کرد و فاصله را از میان برد؟ اگر چنین است، اصلاً این حرف ارزش گفتن دارد؟ مشخص است که با پای خود باید در این مسیر رفت. اگر شاعر معنایی جز این را قرار بود، بگوید دست به آشنایی زدایی زده بود وگرنه بیان گزاره ای که همگان با آن موافق اند و در درستی‌اش شکی نیست، جز تکرار مکررات چیست؟ تازه حتی اگر بپذیریم این حرف ارزش گفتن و اشغال کردن جای یک بیت شعر را داشته است، این سؤال مطرح می‌شود که ارتباط آن با بیت اول شعر چیست؟ ارتباطش به بیت بعدی چیست؟ به بیت بعدی و...؟
نبود ارتباط روشن میان برخی بیت های یک غزل با دیگر بیت ها، یا نبود ارتباط روشن میان مصرع های یک بیت؛ مهمترین نقطه ضعف شعرهای شاعر است( در اینجا از ایرادات زبانی فاکتور گرفته ایم!) این بیت را ببینید:
میان لیلی و مجنون دروغ محضی بود
نپرس از همه مجهول این معادله را
مصرع اول این بیت، مصرع خوبی است. شاعر از آشنایی زدایی استفاده می‌کند و مخاطب را شگفت زده می‌کند. برخلاف همه که معتقدند میان لیلی و مجنون رابطه ای صادقانه و عاشقانه برقرار بوده است، شاعر ادعا می‌کند که میان این دو، دروغی محض جریان داشته است. پس شاعر ادعای بزرگی مطرح می‌کند و با آشنایی زدایی مخاطب خود را میخکوب می‌کند و مخاطب منتظر می ماند که شاعر مصرع دوم را بیاورد اما وقتی مصرع دوم می آید مخاطب سرجای خود یخ می زند چون مصرع دوم نه تنها به قوت مصرع قبلی نیست و ادعای مصرع قبلی را جواب نداده است، اصلاً مشخص نیست چه می خواهد بگوید. رابطه مجهول و معادله با دروغ میان لیلی و مجنون چیست؟ به نظر می‌رسد شاعر نتوانسته است، پاسخی برای ادعای خود بیاورد که مخاطب را اقناع کند. مصرع اول این بیت از همان سوسوهایی بود که قبلاً اشاره کردم، اما قبل از این که این سوسو به درخشش برسد، سوخت شاعر برای شعله کشیدن تمام شده است!

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
شیوا فضل علی » یکشنبه 20 آبان 1397
درود و سپاس ولی چرا شعرهای بعدی رو نقد نکردین بزرگوار؟؟؟

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.