توقع از شعر را بالا ببرید




عنوان مجموعه اشعار : تو راه می‌روی و رود شکل می‌گیرد
شاعر : مسعود کیانی


عنوان شعر اول : غزل ۱۰
فقط احساس می کردم که می آیی
تو در ذهن بلند من مهیایی

تو را با یاد می گیرم نمی خواهم
که حتی یک وجب را هم بپیمایی

برایت باز می گویم اگر خوب است
غزل یا حسی از یک شعر نیمایی

رسیدی با تشعشع های چشمانت
ندارم فرصت خاص پذیرایی

تو هم محدود خواهی شد نگو از عشق
تو ای زیبا اگر چه بی محابایی

زلالی مثل ذهن چشمه ای روشن
تو مثل آب و باران هم گوارایی

از کتاب " تو راه می روی و رود شکل می گیرد"
#مسعود_کیانی
#غزل_معاصر
#شعر_کرمانشاه

عنوان شعر دوم : غزل ۱۱
میان مصر رخت رود نیل کم آورد
چه آب، یا چه مسیری طویل، کم آورد

برای دیدن تو ریل یک ضرورت بود
چرا که قافلەی قبل فیل کم آورد

پدیدەی تو که با ماه هم مدار شدی
و عقل خسته برایش دلیل کم آورد

حضور مشترک عصرهای پی در پی
که پیش قدمت نابت فسیل کم آورد

میان چارهوایی که در طبیعت توست
به سوی فصل بهار تو ایل کم آورد

از کتاب "تو راه می روی و رود شکل می گیرد"
#مسعود_کیانی 
#غزل_معاصر
#شعر_کرمانشاه

عنوان شعر سوم : غزل ۱۲
تنها تویی که با آسمان خو گرفته‌ای
با این پرنده‌های جوان خو گرفته‌ای

با جنگلی پر از شاخه و ساقه و شکوه
با شاخه‌های پر آشیان خو گرفته‌ای

با جوی آب تا قلب یک باغ می‌روی
با دست خسته‌ی باغبان خو گرفته‌ای

وقت عروج تو آسمان منتظر نماند
تو با ستاره، با کهکشان خو گرفته‌ای

از کتاب
" تو راه می‌روی و رود شکل می‌گیرد"
#مسعود_کیانی
#غزل_معاصر
#شعر_کرمانشاه
نقد این شعر از : آرش شفاعی
غزل گفتن در روزگار ما کار ساده ای است اما در عین حال کار بسیار سختی هم هست. شاید این گفته در ابتدا جمع ضدین باشد و نتوان آن را درست دانست. غزل گفتن ساده است به این دلیل که چون گروه زیادی از شاعران به این قالب توجه نشان می دهند، فرمول ها و راه حل هایی برای ساختن غزل به دست آمده است که شاعران به صورت تجربی به سرعت آن را می آموزند و در این حالت، می توانند پشت سر هم غزل بگویند و خیال خود را راحت کنند. پیدا کردن وزن، قافیه و ردیف و ساختن بقیه غزل برمبنای این قافیه و ردیف فرمول دردسترسی است که خیلی از غزلسرایان امروز به آن دست پیدا کرده اند. اما باید پذیرفت که غزل سرودن در روزگار ما در عین حال کار سختی است و بلکه بسیار سخت است. وقتی گروه زیادی از شاعران به این قالب اقبال نشان می دهند و هر روز غزل های قابل اعتنای زیادی سروده و منتشر می شود، سربرآوردن در این میان و مطرح شدن بسیار سخت است و برای این کار باید بیش از پیش خواند، مطالعه کرد، تمرین کرد و سعی کرد شعر خوب گفت. مطرح شدن در غزل امروز با این حد از ساده گیری که
برای دیدن تو ریل یک ضرورت بود
چرا که قافلۀ قبل فیل کم آورد
را بیتی قابل عرضه محسوب کند، ممکن نیست. غزل هایی که از این دوست شاعرمان می خوانیم ساده انگارانه و برای رفع تکلیف سروده شده است. شاعر به همان فرمول های یاد شده دست پیدا کرده است اما در استفاده از آن ها نتوانسته است موفق باشد. به همین دلیل مثلاً در غزلی با ردیف خوگرفته ای، هرچه شعر را می خوانیم و جلو می رویم، کشف شاعرانه، تصویر بدیع و لحطۀ حسی درخشانی که بتواند شعر را نجات بدهد، نمی یابیم. شعر معمولی و دم دستی شروع می شود و دم دستی و معمولی هم ادامه می یابد و پایان می پذیرد. البته غزل «کم آورد» در این حد هم نیست و تنها با یک غزل معمولی رو به رو نیستیم بلکه با غزلی رو به رو هستیم که نتوانسته است نتوانسته است از ظرفیت ایجاد شده توسط ردیف استفاده کند و به مجموعه ای از بیت های پراکنده و ضعیف تبدیل شده است. برای موفق شدن در غزل امروز به نظر می‌رسد باید بیشتر از این‌ها به خود و به شعر سخت بگیرد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.