کلمات را بی دلیل مصرف نکنیم



عنوان مجموعه اشعار : -
عنوان شعر اول : -
بر ریل زمان که گام برداشته ای
تاریخ حیات خویش را ساخته ای
هر روز تو بوده بهتر از دیروزت؟
اینطور اگر نبوده ای باخته ای

عنوان شعر دوم : -
هر برج که در محله افراشته شد
صد معضل نورسیده انباشته شد
در پای قمار آدمی با آهن
دارایی مهر و همدلی باخته شد

عنوان شعر سوم : -
یک چند شبیه آدمی ظرف شدی
پیوسته به شادمانی اش صرف شدی
جز خاطره از حضور تو هیچ نماند
از برف برآمدی و بر برف شدی
نقد این شعر از : آرش شفاعی
اگر از هر شاعر و منتقدی بپرسید مهم ترین عنصر و بنیادی ترین مؤلفه در شعر چیست، شاید قریب به اتفاق آنان به «زبان شعر» اشاره کنند. آرایه های ادبی، توانایی های شاعر در کشف و خلق تصویرهای تازه، نازک خیالی، اندیشه ورزی، احساسات شاعرانه و .. همه در زبان شعر است که تحقق می یابد به همین دلیل است که اگر شاعری در زبان شعر به قدرت و ورزیدگی لازم نرسیده باشد، نمی توان او را شاعری کامل و شش دانگ محسوب کرد. نخستین مؤلفه در زبان شعر این است که شاعر بتواند با حفظ الزاماتی که زبان ادبی بر او تحمیل کرده است، سلامت و سلاست زبان را نیز حفظ کند. برای مثال رعایت وزن و قافیه به دلیل انتخاب یک قالب کلاسیک ( مانند رباعی) نباید باعث این شود که شاعر شکل طبیعی و درست زبان را از دست بدهد. مثلاً وقتی شاعر می گوید:
صد معضل نو رسیده انباشته شد
به دلیل رعایت وزن محبور شده است، شکل درست زبان را تغییر دهد در حالی که شکل درست زبان این شکل بود که بگوییم: صد معضل نو رسیده ( روی هم) انباشته شد.
بخصوص اینکه شاعر در شعر دیگری نشان داده است اگر بخواهد می تواند از پس زبان برآید. در این بیت:
هر روز تو بوده بهتر از دیروزت؟
اینطور اگر نبوده ای باخته ای
شاعر با انتخاب صورت استفهامی در مصرع اول، شعر را از خطر سستی زبان و ضعف تألیف نجات داده است. اگرچه به نظر می رسید انتخاب «این گونه» به جای «این طور» هم به موسیقی شعر بیشتر کمک می کرد و هم در سلاست زبان مؤثر بود.
بخشی دیگر از سلامت زبان به انتخاب واژگان و اصطلاحات باز می گردد. در برخی از شعرها احساس می کنیم، شاعر برخی کلمات را وارد شعر کرده است تا مثلاً قافیه یا وزن را پر کند. در رباعی آخر، مصرع اول را ببینیم:
یک چند شبیه آدمی ظرف شدی
مشخص نیست در این مصرع، کلمۀ «ظرف» چه کارکردی دارد؟ تنها استفاده ای که از این کلمه شده است این است که قافیه های صرف و برف بدون پاسخ نمانند، اما در ایجاد معنا یا تکمیل مفهوم مورد نظر شاعر، کلمۀ «ظرف» هیچ کارکردی در شعر ندارد.به نظر می رسد شاعر هنوز به ارزش بی مانند کلمات برای شاعر پی نبرده است. شاعر باید بداند که کلمات ثروت اویندو نباید آن ها را بی دلیل و بی پشتوانه مصرف کند چرا که با مصرف بی دلیل و دست و دل بازانۀ کلمات، خود را فقیر خواهد کرد.
به دوست شاعرمان ممارست بیشتر در زبان شعر، مطالعه و تمرین کامل تر و دقیق تر را توصیه می کنیم.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.