درنگ و وسواس بیشتر




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : حسین چمن سرا


عنوان شعر اول : .
این طرف را به حال خود بگذار، ول کن ای آفتاب خوش خنده
گریه زار است این طرف حاجی، ما پیازیم و زندگی رنده

سوی من دائما شبستان است، سوی من مطلقا زمستان است
قطعیت حاکم است و می دانم، مثل پیش است فصل آینده

من پر از قرص خوابم و بیدار، چشم هایم هنوز هم باز است
زخم هایم هنوز هم باز است، مثل این چند بسته پرونده

دست و پایم شکسته ی یاس است، وطنم غرق خاک خواهد شد
کاری از من؟ نه بر نمی آید، کاری از یک همیشه بیننده

بچه بودی سلام می کردی، آه ای آفتاب! از این ور ها؟
ما که از هم پس از تو پاشیدیم لای این تنگه ی شب آکنده

عنوان شعر دوم : .
ای سخنت رنگ و بوی "ناز" نهانت
باخته ام دین و دل به فن بیانت

خون دل لخته روی لخته ی من بود
آن رژ سرخی که بوسه زد به لبانت

مثل من از یاد برده ذهن و زبان را
دیده هر آنکس که در کلاس زبانت

یک نفر و این همه رقیب؟ غریبا...!
پیر شدم بین عاشقان جوانت

اهل زمین -کاملا- فدای تو بادا
جان جهان-مطلقا-تصدق جانت

عنوان شعر سوم : .
هست اگر قصدت اقامت در ته چاهی عمیق
مستقیما سوی مقصد می رسی با این طریق

آخرش مرگ است پس دیگر چه فرقی می کند
زیر سقف خانه باشی، آسمان، یا زیر تیغ

هرکسی مشغول دنیای خراب خویشتن
در جهنم های خود سرگرم اطفای حریق

گفت و گوی دوستان از حرف مفت آکنده است
انزوا بر مفت بر بودن شرف دارد رفیق
*
ما کجا داریم می سیریم و اینان در کجا
منتقد دنبال تشبیه صریح است و بلیغ
نقد این شعر از : پانته آ صفائی
با مرور شعرهای آقای چمن‌سرا در پایگاه نقد شعر، به راحتی می‌توان به توانایی و خلاقیت ایشان در سرودن پی برد. به ویژه تازگی و طراوتی که در شعرهای موزون ایشان به چشم می‌خورد، نویدبخش آینده‌ای درخشان است. اما همان طور که همکارانم پیش از این اشاره کرده‌اند، تا رسیدن به آن آیندهٔ درخشان، درنگ و تأمل بیشتر در سرودن و انتخاب‌های حساب شده‌تری (مخصوصاً در انتخاب کلمات، تصاویر، اصطلاحات و کنایه‌ها) لازم است. با این حال، فکر می‌کنم جسارت این شاعر جوان برای استفاده از واژگان، زبان و نگاه انسان امروز، جسارتی ستودنی است؛ به ویژه که در سالهای اخیر نوعی کهن‌گرایی مفرط باعث شده که شعر موزون با خطر فراموش کردن دستاوردهای معاصر و درافتادن به گرداب یک بازگشت ادبی دیگر مواجه شود.
مصراع نخست غزل اول نه تنها راه مخاطب را برای ورود به جهان متن، هموار نمی‌کند، بلکه با کاربرد نشانه‌های بدون پشتوانه باعث سردرگمی وی می‌شود. تصویر "آفتاب خوش خنده" با هیچ یک از نشانه‌های دیگر بیت، خویشاوند نیست و همین بیگانگی در کلمهٔ "حاجی" هم به چشم می‌خورد. با وارد کردن عناصری که از یک حوزهٔ معنایی هستند و محکم‌تر کردن پیوند شبکهٔ واژگان می‌توان به شکل‌گیری بهتر استعاره‌ها در ذهن مخاطب کمک کرد:
"باغ ما را که رنگ پاییز است ول کن ای آفتاب خوش خنده/ گریه‌زار است این طرف آری ما پیازیم و زندگی رنده"
در بیت دوم با این که از همهٔ ظرفیت کلمهٔ "شبستان" استفاده نشده اما به دلیل انتخاب مناسب قیدهای تکرار و تأکید، تأثیرگذاری حسی به خوبی اتفاق می‌افتد. بیت سوم هم خیلی خوب شروع می‌شود اما از آنجا که "بسته" نوعی واحد شمارش است، عبارت "چند بسته پرونده" قبل از آن که پرونده‌های بسته شده را به یاد بیاورد، کارتن‌ها یا "پک‌هایی" پر از پوشه و زونکن را به ذهن متبادر می‌کند و تضاد مورد نظر شاعر، به نتیجهٔ مطلوب نمی‌رسد.
در بیت بعد با وجود روانی کلام و نزدیکی زبان، به زبان گفتار، ارتباط کلمات و تصاویر ضعیف است و در بیت آخر هم به نظر می‌رسد از کنایهٔ "بچه‌ بودی سلام می‌کردی" آن‌طور که بایسته است استفاده نشده.
در غزل دوم، آمیختگی نحو و کلمات جدید و قدیم، نتوانسته به آرکائیسم برسد و به همین دلیل نوعی ناهنجاری زمانی در زبان به وجود آمده؛ مثلاً در بیت نخست، نحو و کلمات، همه سنتی هستند اما ترکیب "فن بیان"، بدون این که در ساختار حل شود، ماننده تافته‌ای جدا بافته در بیت نشسته است. یا در مصراع دوم بیت سوم، ساختار نحوی (تقدم فعل و آمدن "هر آن کس" به جای "هر کس") کاملاً قدیمی است اما تعبیر "کلاس زبان" یک مفهوم کاملاً امروزی است. به دلیل دقت در انتخاب زبان و استفادهٔ بجا از آرایه‌های ادبی، بیت چهارم را می‌توان بهترین بیت این غزل دانست و غزل، پایان‌بندی خوب و قابل قبولی هم دارد.
در غزل سوم هم نمونه‌هایی از آسان‌گیری‌های شاعر به چشم می‌خورد و فکر می‌کنم اگر جناب چمن‌سرا قدر تعابیر و تصاویری که کشف می‌کنند را بیشتر بدانند، دیگر اینقدر ساده از آنها نخواهند گذشت و برای نشاندنشان در متن، وقت بیشتری صرف خواهند کرد. مثلاً از ظرفیت اصطلاح "قصد اقامت" در بیت اول، به خوبی بهره برده نشده و مبالغهٔ موجود در بیت، نه باورپذیر از اب درآمده است نه طنز‌آمیز؛ قصد اقامت در "چاهی عمیق"؟! و به یاد داشته باشیم که نباید دو ساختار زیر را با هم آمیخت: به "سوی مقصد" حرکت می‌کنند و "به" مقصد می‌رسند. در بیت دوم، مضاف "زیر" به آسمان تسری نمی‌یابد و برای کامل شدن معنی لازم است که عبارت "زیر آسمان" بدون کم و کاست در متن بیاید. به نظر می‌رسد جمع بستن "جهنم" در بیت سوم، جز پر کردن وزن دلیل دیگری ندارد و بنابراین پذیرفتنی نیست.
بیت چهارم و پنجم، ابیاتی بدون تصویر و اصطلاحاً "حرفی" است و در چنین ابیاتی، صیقل‌خوردگی و درخشش زبان، مهمترین نکته است؛ چیزی که متأسفانه این بار رخ نداده است. اصلاح "مفت‌بر" برای من ناآشنا و غریب بود. اگر شاعر این تعبیر را از لهجه یا گویش خاصی گرفته لازم است که معنای آن را به صورت پی‌نوشت برای مخاطب شرح دهد. همچنین کاربرد مصدر جعلی "سیریدن" به جای "سیر کردن" را نه صحیح می‌دانم و نه زیبا.
در پایان برای شاعر جوان و خلاق این مجموعه، روزهایی روشن آرزو می‌کنم و امیدوارم با درنگ و وسواس بیشتر، خیلی زود به آنچه که باید دست یابند.

منتقد : پانته آ صفائی

متولد 1359 بروجن. دارای مدرک مهندسی مکانیک از دانشگاه کاشان و دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.