حتی درصط های مرا با خطا نوشت




عنوان مجموعه اشعار : _
شاعر : رضا عزیزی


عنوان شعر اول : _
سهم مرا که جاده ی بی رد پا نوشت
گویی که انتهای مرا  ناکجا  نوشت
آه و دریغ ازقلم سرنوشت من
حتی دُرُصط های مرا با خطا نوشت
چون نقطه دُرّ تاج خدا بودم و هبوط
من را ذلیل کرد و خدا را جدا نوشت
هیهات با فریب دوا زخم دیده ام
این زخم نارفیق نمک را دوا نوشت
می خواستم عقاب شوم دست سرنوشت
من را کبوتری به قفس مبتلا نوشت

عنوان شعر دوم : -
-

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعر گفتن یک سلوک است، یک تجربۀ کوتاه مدت نیست که ناگاه به دست بیاید، به همین دلیل رسیدن به مرحلۀ تثبیت در هنر شاعری نیاز به صبر و حوصلۀ زیادی دارد. برخی مدعی اند که می توانند با راه انداختن یک کارگاه یکی دو ترمه، شما را به سرعت شاعر کنند. به این ترتیب می توانید میان بر بزنید و خیلی زود به مرحلۀ شاعری برسید. البته دلیل اینکه معمولآ از این نشست ها و کارگاه ها شاعری در نمی آید هم همین است که هیچ راه میان بری برای شاعری نیست. از همین آغاز راه شاعری خودتان با خودتان خلوت کنید و بدون تعارف با خود بگویید که آیا در شعر حرفی برای گفتن دارید؟ آیا نیازی درونی به شاعری در خود حس می کنید؟ آیا فکر می کنید شعر ارزش این را دارد که سال های طولانی از عمر خود را درگیر آن باشید و در انتها نیز شاید نه تنها به بهرۀ مالی مطلب نرسید، مجبور شوید بخشی از درآمدتان را خرج شعر کنید. بخصوص تأکید می کنم که شاعر شدن حوصله می خواهد، با اینکه گاهی در زمان فراغت چند بیتی کنار هم بگذارید و بعد همان را برای دیگران بخوانید به مرتبتی در شعر نمی رسید. شما جسارت و نوآوری هایی در وجودتان دارید که باید برای شکفتن و پروراندنشان به سختی مطالعه و تمرین کنید. کشفی که در بیت «درصط های من» هست نشان دهندۀ این است که می شود به جسارت شما و ذوقتان دل بست اما آسان گیری هایی هم در شعر دیده می شود که نشان می دهد هنوز آمادۀ این نیستید که تمام وقت در خدمت شعر باشید و به کلمه کلمه شعر دقیق شوید و برایش وقت بگذارید. شاعری که اینقدر آوانگارد و جسور است ( در همان بیت درصط) چطور می تواند چنین مصرع بد، کلاسیک و کهنه ای را به عنوان شعر امروز قبول کند که:
چون نقطه در تاج خدا بودم و...
ضمن اینکه اصلاً مشخص نیست چه اصراری دارید «مرا» را همیشه به اشتباه «من را» بنویسید یا مثلاً چرا برای بیت مطلع غزلتان وقت کافی نگذاشته اید و بیت نخست شعر از ضعیف ترین بیت های آن است. همان گونه که گفتم برای شاعر شدن باید یک انتخاب دقیق و جدی کنید و ابتدا تکلیف خودتان را با شعر روشن کنید.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۲
رضا عزیزی » دوشنبه 19 آذر 1397
ممنون از نقد شما ولی بنده در هیچ دوره ادبیاتی و امثالهم شرکت نکردم.
سید مهدی منتظری » دوشنبه 19 آذر 1397
سلام. با كمال احترام نسبت به منتقد گرامى و فرا گرفتن نكاتى از نقد بالا، به نظر من اين سروده بسيار زيبا و يك سر و گردن بالاتر از بسيارى از اشعارى ست كه تاكنون در اين سايت خوانده ام. كوتاهى آن نيز بر دلنشينى اش افزوده است. براى شاعر آرزوى موفقيت و پيشرفت روزافزون و براى منتقد آرزوى سلامت و بهروزى دارم. بدرود.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.