مرعوب کردن مخاطب



عنوان مجموعه اشعار : زیر انگشت های تشریح
عنوان شعر اول : پست مدرن
دیوانه های پست مدرنت
در فرم شعرهای کلاسیک
لبخند می زنند میانِ
برخورد گرم گریه و ماتیک

در بی مناسبات اتاقت
حال خوشت نشست کنارت
آیینه را گرفت و بغل کرد
در کارت دست داد به تبریک

در بی مناسبات اتاقت
ربطی به حال خوب ندارند
اصلا بزن بکوب ندارند
تلویزیون و الکل و موزیک

در جوب موش بود که موشید
رفت و لباس فلسفه پوشید
خود را گذاشت در کت و شلوار

سلفی گرفته بود از این شیک!!

برگشت و دست داد به تبریک..
فرض محال نیز محال است..
ای دست دست کردنت از دور!
ای دور دست های تو نزدیک!

اضداد را مجاورتی نیست
فرض محال نیز محال است
دنبال یک تمام و کمال است
در نیمه های روشن و تاریک

در گیر و دار معرکه گیری
داریم می رسیم به پیری
جنگ روانی است تناقض..
عطر جوانی است در این بیک..

در ریخت های پست مدرنت
با گریه ات نپوس خودت را
اینقدر هم نبوس خودت را
ماتیک میزنی به شماتیک!

#رحمت_اله_رسولی_مقدم

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
برخی ادعاها در نحله های مختلف شعر و هنر، تا زمانی که در حوزۀ مباحث نظری و در حد و حدود همان ادعاست، جذاب و قابل توجه می نماید ولی وقتی قرار است از دل همان ادعاها، اثر هنری خلق شود، می بینیم که شعر به بن بست هایی می خورد که قرار بود از آنها فرار کند. در میان ادعاهایی که منجر به شکل گیری گرایش هایی با نام غزل پست مدرن در شعر امروز ایران شد، یکی این بود که غزل امروز به بلای «نوشتن از راست به چپ» دچار شده است و شاعران مضمون پردازی که به ذهنیت کلاسیک غزل فارسی گرفتار شده اند، به جای توجه به ساختن فضایی فرمی و بیان حرف هایی که با وضعیت امروز انسان در جهان معاصر، نسبت دارد به بازگویی و بازسازی دوبارۀ تناسب هایی می پردازند که در سنت شعر کلاسیک بارها و بارها آزموده شده است. شعری که امروز ما خوانندۀ آن بودیم نمونه ای است از تأثیرپذیری از همان جریان که به همان بلایی دچار است که قرار بود غزل پست مدرن ما را از شر آن رها کند.
در این شعر، حکومت قافیه بر ذهن و زبان شاعر به شکلی واضح ادامه دارد. البته قافیه ها از کلماتی امروزی تر انتخاب شده اند، تبریک و شیک و ماتیک جانشین قافیه های تکراری قبل شده اند اما کار شاعر همان است که قبلاً بود. شاعر البته سعی کرده است با پنهان شدن پشت بی اعتنایی تعمدی شعر پست مدرن به مناسبات عادی زبان و با برهم ریختن دستور زبان، رنگ و بویی مدرن و بلکه پست مدرن به شعر بدهد ولی در اساس مطلب که تأثیرپذیری آشکار از قافیه هاست تغییری ایجاد نشده است. تنها کاری که شده است این است که تکنیک های آزمایش شدۀ شعر رضا براهنی که در آن مناسبات معمول زبان به هم می ریزد، در قالبی موزون تجدید شده اند:
در کارت دست داد به تبریک
یا:
ماتیک می زنی به شماتیک
وقتی ادعا هم این است که شعر پست مدرن است، شاعر احساس می کند که دیگر مصونیتی در برابر این انتقاد دارد که مثلاً «ماتیک می زنی به شماتیک» یعنی چه؟ یا مثلاً چرا « در جوب موش بود که موشید» شاعرانه است و باید آن را شعر محسوب کرد. البته این احساس شاعر است و مخاطب و منتقد حق دارد که در برابر متن استقلال خود را حفظ کند و مرعوب نامگذاری ها و جریان ها نشود و از شعر معنا و زیبایی هم طلب کند.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
رحمت‌اله رسولی‌مقدم » چهارشنبه 28 آذر 1397
سلام استاد عزیزم زحمت کشیدید برای دو مورد به نقد گذاشته شده اخیر. اموزه های شما اویزه گوشم میشه ان شا الله. فقط یه مورد رو تشریح می کنم که شاید گرایش زبانی من به یه سمت معین باشه اما نام گذاری ها رو در شعر قبول ندارم و در شعر فقط دو دسته رو دسته بندی کرده ام: شعر خوب و شعر غیر خوب. در این شعر،با زبان پست مدرن، به ادعای پست مدرن با شماتیکی که مدعیان براش در نظر می گیرن؛هم خرده گرفته ام،هم بعضی جذابیت هاش رو تصویر کرده ام. وجه تسمیه پست مدرن برای این سیاهه، همین بوده است و من کلا مخالف دسته بندی

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.