تسلط بر چم و خم زبان




عنوان مجموعه اشعار : ۹۷۹-۴
شاعر : مهران عزیزی


عنوان شعر اول : ۹۷۹-۴۱
وقتی که دلم باهات‌ه دیگه کم نیست
وقتی می‌درخشه چشمات دیگه غم نیست

همه زندونی خاکن ولی من نه
دل من به هیچ‌چی جز تو متهم نیست

زیر بارون تو قد کشیده دستام
آسمون‌تر از تو آسمون‌ترم نیست

تو شب بلند روزگار تارم
جز تو هیچ‌کسی امید آخرم نیست

رنگ خاکستره دنیا وقتی نیستی
وقتی هستی دیگه هیچ‌چی مثل هم نیست

توی سایه‌روشن غزل‌ترانه
سایه‌ی کسی به جز تو رو سرم نیست

ستم‌ه که هستی اما دوری از من
ستم‌ه بهت نمی‌رسم، ستم نیست؟

بیا دستمو بگیر، ببر به فردا
بیا جز ما دو تا هیچکس تو حرم نیست



عنوان شعر دوم : ۹۷۹-۴۲
نمی‌دونم اینو چجوری بگم، که این لحظه‌ها بی تو که بگذره
برام مثل زندون‌ه دنیا همه‌ش، همه لحظه‌ها لحظه‌ی آخره

منو کنج تاریک تنهاییام، نذار و نرو، حال دنیا بَده
ببین سرخ‌ه چشمای گریه‌م، نرو، ببین آسمون تا زمین اومده

دلم مثل بغض خیابون شکست، درِ خونه رو بی‌کسی، بی تو بست
تو رفتی و روی سر کوچه‌مون، غبار سیاه غریبی نشست

تو رفتی و رویای من دود شد، اگه عشق هم بود، نابود شد
تو رفتی و شهر تَوَهّم‌زده، همون شهر یخ‌بسته که بود شد

کجایی ببینی که دلتنگتم، دلم تنگِ خندیدن پنجره‌ست
کجایی ببینی سکوت من از غمِ بغض جا مونده تو حنجره‌ست

دروغ‌ه، بگو خوابن اینا همه، بگو باز چشمام می‌بیننت
هوای اتاق‌م بگو می‌شه باز، پر از عطر حوّای خندیدن‌ت

عنوان شعر سوم : ۹۷۹-۴۳
هنوزم خوب یادم هست
چشاتو می پرستیدم
زمان می تونه برگرده
خودم برگشتم و دیدم

هنوزم یادمه چشمات
یه دریا گرم و آبی بود
نگاه آسمون اینجا
یه روزی آفتابی بود

من این تاریکی گیجو
من اینجا رو نمیشناسم
چشام دارن نمی‌بینن
تو اینا رو ببین واسم

دیدی آخر همونی شد
که فکرش رو نمی کردیم
اگه فردای ما اینه
بیا امروز برگردیم
نقد این شعر از : آرش شفاعی
ترانه گفتن یکی از جذاب ترین ژانرهای ادبی در روزگار ما شده است. بخشی از این اقبال به این دلیل است که بیشتر ما فرصت کمتری به خود می دهیم تا بخوانیم و زمان بیشتری را صرف شنیدن می کنیم. به همین دلیل ترانه بخصوص ترانه هایی که برای موسیقی پاپ سروده شده است، نه تنها بخش زیادی از سلیقۀ ادبی مردم عادی را تشکیل می‌دهد، که بسیاری از خواص و شاعران حرفه ای ما هم بیشتر از اینکه آثار ادبی مکتوب را بخوانند، آثار ادبی را می شنوند. از سوی دیگر ترانه با استقبال فراوان و گسترده ای که از آن می‌شود، برای هر هنرمندی جذابیت دارد. طبیعی است که شاعران جوان نیز دوست داشته باشند، به این گونۀ ادبی بسرایند و آن را تجربه کنند. نکتۀ مهمی در این میان هست که باید شاعران جوان و تازه کار از جمله این دوست عزیزمان به آن توجه داشته باشند، ترانه و شعر محاوره در ابتدای راه شاعری باعث می شود که شاعر آنچنان که لازم است و از هر شاعر حرفه ای و قدری انتظار می رود، بر چم و خم زبان مسلط نشود.
زبان محاوره به دلیل اینکه شاعر می تواند زبان را بشکند و گاه برخی ایرادات و پرش های وزنی را بپوشاند، شاعر را آنچنان که لازم است، با زبان و عروض درگیر نمی کند. باور کنید هیچ کدام از شاعران بزرگ یا متوسط زبان فارسی در ابتدای شعر سرودن خود شعرهایشان آنچنان که می بینید، بدون ایراد بخصوص ایرادهای زبانی نبوده است. آنها شعر را جدی گرفته اند، شعر خوانده اند، نقد ادبی خوانده‌اند و بر راز و رمزهای زبان شعر مسلط شده‌اند و توانسته‌اند شعرهایی را بنویسند که امروز ما از آنان می خوانیم.
یکی از نمونه‌های ایراداتی که در زبان و وزن دیده می‌شود در شعر دوم است. مثلاً این سطر را ببینید:
کجایی ببینی سکوت من از غمِ بغض جا مونده تو حنجره‌ست
در اینجا شما از وزنی استفاده کرده اید که باید در پایان بخش اول مصرع، زبان کار خود را کرده باشد. به عبارت دیگر باید دو سطر کامل در هر سطر داشته باشیم. این مصرع نمونۀ خوبی از یک مصرع موفق است: تو رفتی و رویای من دود شد، اگه عشق هم بود، نابود شد.
در مصرعی که در ابتدا مثال زدیم، این سلامت زبان از دست رفته است. ما مجبوریم این مصرع را اینگونه بخوانیم:
کجایی ببینی من از غمِ
بغضِ جامونده تو حنجره است
در صورتیکه ما در انتهای بخش اول مصرع با یک ترکیب رو به رو هستیم: غم بغض و این ترکیب به دلیل وزن انتخابی شاعر، به دوپاره تقسیم شده است و زبان از سلامت خود دور شده است.
همچنین برخی بی دقتی ها در زبان و استفاده از کلمات باعث شده است شعر قوت و قدرت لازم را نداشته باشد. برخی از این بی دقتی ها حتی در جاهایی اتفاق افتاده است که شاعر، هنرمندی هم به خرج داده است. مثلاً شاعر ارتباط لفظی هوا و حوا را درک کرده است و خواسته است از این کشف استفاده کند اما این مصرع حاصل شده است:
هوای اتاق‌م بگو می‌شه باز، پر از عطر حوّای خندیدن‌ت
اگر در این مصرع کلمۀ «حوا» را حذف کنیم، شعر نه تنها آسیبی نمی بیند ؛ بهتر هم می شود یعنی شاعر نتوانسته است نسبتی درست و توجیه زیبایی شناسانه‌ای ایجاد کند که بتواند کشفی را که شاعر کرده است، حمایت کند. به دوست شاعرمان توصیه می‌کنیم بیشتر از این شعر بخواند، مطالعه کند و سعی کند شعرهایش را در زبان رسمی بنویسد تا به زبان شعر مسلط تر شود.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
مهران عزیزی » سه شنبه 04 دی 1397
سلام و احترام. سپاسگزارم از توجه و دقت شما عزیز بزرگوار. نکاتی که فرمودید واقعاً ارزشمند و کاربردی‌ست. البته تمرکز اصلی بنده بر نوشتن به زبان رسمی‌ست و این سه نوشته تجربه‌ای کوچک و تفننی در فضای زبان محاوره است که ناگزیر این روزها زبان شعر است.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.