دنياي اشيا و پديده ها




عنوان مجموعه اشعار : هنوز شب است
شاعر : الهام خوشی


عنوان شعر اول : هنوز شب است
نبودنت همه چیز را بهم ریخته
ساعت رومیزی ،کنترل تلویزیون ،هالوژن های آشپزخانه ...
حتی برگهای پاییزی را به جان هم انداخته
مثل غزل نیمه کاره ،
قافیه را باخته ام
حالا من مانده ام و این سپید سیاه پوش

پشت پنجره ی آرزو
خنده های ردیف شده
دیوار می شوند
خشت خشت، خاطره
خواب می شود

چشم هایت ماه را می بلعند
پلک که می گذاری
کسوف می شود
دنیا می ماند و یک عالمه اتفاق های نیمه کاره

پُرم از خنده-گریه های دزدکی
از تو
از من

یال های بید
پنجره را می شکنند
آواز مرگ در خانه می پیچد

هنوز سیاه پوشیده
هنوز شب است
مثل تو که ...


عنوان شعر دوم : هنوز شب است
نبودنت همه چیز را بهم ریخته
ساعت رومیزی ،کنترل تلویزیون ،هالوژن های آشپزخانه ...
حتی برگهای پاییزی را به جان هم انداخته
مثل غزل نیمه کاره ،
قافیه را باخته ام
حالا من مانده ام و این سپید سیاه پوش

پشت پنجره ی آرزو
خنده های ردیف شده
دیوار می شوند
خشت خشت، خاطره
خواب می شود

چشم هایت ماه را می بلعند
پلک که می گذاری
کسوف می شود
دنیا می ماند و یک عالمه اتفاق های نیمه کاره

پُرم از خنده-گریه های دزدکی
از تو
از من

یال های بید
پنجره را می شکنند
آواز مرگ در خانه می پیچد

هنوز سیاه پوشیده
هنوز شب است
مثل تو که ...


عنوان شعر سوم : هنوز شب است
نبودنت همه چیز را بهم ریخته
ساعت رومیزی ،کنترل تلویزیون ،هالوژن های آشپزخانه ...
حتی برگهای پاییزی را به جان هم انداخته
مثل غزل نیمه کاره ،
قافیه را باخته ام
حالا من مانده ام و این سپید سیاه پوش

پشت پنجره ی آرزو
خنده های ردیف شده
دیوار می شوند
خشت خشت، خاطره
خواب می شود

چشم هایت ماه را می بلعند
پلک که می گذاری
کسوف می شود
دنیا می ماند و یک عالمه اتفاق های نیمه کاره

پُرم از خنده-گریه های دزدکی
از تو
از من

یال های بید
پنجره را می شکنند
آواز مرگ در خانه می پیچد

هنوز سیاه پوشیده
هنوز شب است
مثل تو که ...
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
استخراج ظرفيت شاعرانه از بطن و متن محيط پيراموني شاعر، ظرفيت قابل تاملي است كه در فاصله تجربه ي دو ساله ي شاعر ارجمند اين شعر، ممكن شده است. اين كه شاعر بتواند فرصت هايي را به شعر تبديل كند كه تبلور وجودي آن ها در منظر مخاطب، كمتر اهميت داشته است، مي تواند به عنوان خصيصه اي متعالي در شعر مورد توجه قرار گيرد. «الهام خوشي» اگر چه در آغاز راه است اما به همين يك شعري كه پيش از آن سابقه ي ذهني ديگري از او ندارم مي تواند جهان زنانه ي خود را بيافريند. دنياي او در همين اشياء و پديده هايي كه نمادها و نشانه هاي دنياي متفاوت امروز ماست به تصوير كشيده شده است. در واقع بايد شاعر اين جسارت را در خود تقويت نمايد كه شعر را نه فقط در برج هاي فاخر و اشكال فانتزي كه تجربه شده اند و به صورت عادتي مالوف درآمده اند بيابند بلكه در لايه هاي عام زندگي كه در ظاهر جذابيت چنداني ندارند جستجو شود.
اين توانمندي بايد با ديگر توانش هاي شعري توامان شود كه در زير به برخي از آن ها و ذكر نمونه اي در شعر شاعر اشاره مي كنم و ادامه ي اين گفتگو را به مطالعه آثار پس از اين، ارجاع مي دهم:
* نحوه ي چينش سطر در شعر آزاد: در اين مورد شاعر بايد بر اساس چگونه خواني شعر خود و ضرورت هاي توقف و حركت در سطر تصميم بگيرد و به نحوي عمل كند كه هم شعر به سادگي خوانش پذير باشد و هم موسيقي و برجسته سازي واژگاني در آن رعايت شود. به اين سطرها در همين شعر توجه كنيد:
- پشت پنجره ی آرزو
خنده های ردیف شده
دیوار می شوند
خشت خشت، خاطره
خواب می شود
كه اگر همين سطرها را براي بهترخواني چنين بنويسيم به صلاح تر است:
- پشت پنجره ی آرزو
خنده های ردیف شده دیوار می شوند
خشت خشت، خاطره خواب می شود...
يا در اين سطر كه كنارهم نويسي آن مي تواند به سرعت انعقاد معني در اين سطر كمك كند:
- چشم هایت ماه را می بلعند
پلک که می گذاری
کسوف می شود
كه بهتر است به اين شكل نوشته شود تا هم موسيقي بهتري از آن مستفاد شود و هم سريع تر به نتيجه مربوطه برسيم:
- چشم هایت ماه را می بلعند
پلک که می گذاری کسوف می شود
گاهي وقت ها تقطيع تنها زيرهم نويسي سطرها نيست و امكان استفاده از شگردهايي هم چون با فاصله نويسي نيز وجود دارد كه در خوانش شعر نيز موثرتر خواهند بود:
- پُرم از خنده-گریه های دزدکی
از تو
از من
- پُرم از خنده-گریه های دزدکی
از تو از من
- نبودنت
همه چیز را بهم ریخته
ساعت رومیزی ،کنترل تلویزیون ،هالوژن های آشپزخانه ...
- نبودنت
همه چیز را
بهم ریخته
ساعت رومیزی
کنترل تلویزیون
هالوژن های آشپزخانه ...
يا شگردهايي ديگر كه مي توان تجربه كرد و از آن استفاده هنري داشت.
* ارتباط ارگانيسمي شعر: بايد بذيريم كه شعر موجودي زنده است كه اگر ميان اعضاي آن ارتباط منطقي و منطبق بر قواعد زيباشناسي برقرار نباشد نمي تواند توجه مخاطب خود را جلب كند. تصور كنيد شما بيننده ي فيلمي هستيد كه صحنه هاي متفاوت و بي ربطي از چند فيلم باشد كه كم ارتباط يا بي ارتباط هستند! سردرگمي و جهلي كه در نهايت به دست مي آيد ناشي از همين عدم تناسب است. بنابراين پيشنهاد مي دهم شاعر تلاش كند با ايجاد زنجيره ارتباطي در طول شعر و ارگانيسم سازي درست و منطقي در شعر به مخاطب خود كمك نمايد تا به لذت ادبي لازمي كه قرار است برسد دست يابد.
* ايجاز لازم و پرهيز از زيادگويي و زياد نويسي: در شعر نه قرار است چندان موجز بنويسيم كه به بن بست كج فهمي و نافهمي مبتلا شويم و نه چندان زياده نويسي كنيم كه همه چيز شعر را گزارش كرده باشيم و چيزي براي كشف و كنش ذهني مخاطب باقي نماند. مثلا در همين شعر شاعر به سطر درخشاني هم چون سطر زير مي رسد:
- چشم هایت ماه را می بلعند
ولي بلافاصله و در ادامه ي همين سطر به سطري گزارشي برخورد مي كنيم كه انگار شاعر قصد داشته است بلعيدن شدن ماه توسط چشمام معشوق را توضيح دهد:
- پلک که می گذاری
کسوف می شود
يا در سطرهاي زير كه شاعر با اصرار بر تركيب سازي هاي كم جان و كليشه اي ماع از ايجاز لازم در شعر مي شود و در واقع نوعي زياده گويي در شعر رخ مي دهد.
- یال های بید
پنجره را می شکنند
آواز مرگ در خانه می پیچد
مثلا به نظر شما اگر به جاي تركيب «آواز مرگ» بنويسم «مرگ» به شعر هيچ آسيبي وارد نمي شود و در معناي به دست آمده هيچ خللي ايجاد نمي شود.
اميدوارم به زودي آثار پس از اين شاعر را مطالعه كنم و از خلاقيت هايش لذت ببرم. درود

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.