كلي گويي ممنوع!




عنوان مجموعه اشعار : شنبه های تلخ وشیرین
شاعر : تراج حاجبیان


عنوان شعر اول : شعر اول
قد می کشد خیال تودر من هنوز هم
دستم نمی رسد به تو اصلا هنوز هم
حوای خاطرات پراز سیب وخواهشم
لبریزم ازبهانه چیدن هنوز هم
باشعله جسارت من گرم شد زمین
خاکستر جنونم وروشن هنوز هم
اینقدر بیخیال من وطعنه ها نباش
دل مانده در هوای رسیدن هنوز هم
دست ازخیال عشق تو هرگز نمی کشم
درقرن قلبهای چو آهن هنوز هم
جغرافیای ذهن مرا می زنی به هم
هستی و با تمام نبودن هنوز هم
بغضی ودر تمام دفتر شعرم شناوری
تا بعد مرگ لحظه مردن هنوز هم

عنوان شعر دوم : شعردوم
حالم بداست وآه دگر روبه راه نیست
چیزی به غیر وحشت یک کوره راه نیست
بغضی تمام حنجره ام رافشرده است
حتی غزل برای دلم تکیه گاه نیست
فانوس چشمهای تو تنها امیدم است
امشب اثر زبودن مهتاب ماه نیست
دارم مچاله می شوم از درد این سکوت
مرفین چشمهای تو در این نگاه نیست
درپیچ وتاب مبهم یک جاده ام اسیر
تفسیر واژه های غریبم جز آه نیست
در این مه شدید توهم گمم هنوز
اسطوره ی نجیب من آیا پناه نیست؟
می ترسم از توهم مردابی خودم
لعنت به من که جرات یک اشتباه نیست

عنوان شعر سوم : شعر اسوم
امروز از همیشه به تو مطمءن ترم
مثل طلوع تازه ی یک حس بهترم
معمارشادمانی ام در حصار عشق
روحی جدید آمده در حجم پیکرم
آنقدر در تحول پیدا شدن گمم
احساس می کنم نه متم فرد دیگرم
چشم ملیح تو با آن تبسمش
خواهد که از سراب نمک خیز بگذرم
بال وپری ندارم ودر خلسه ای شگفت
دارم به اوج دغدغه ای خاص می پرم
تلفیق بکر رویش وپرواز وباورم
چیزی شبیه معجزه افتاده در برم
سرتاسرم هیجانی نگفته بود
باصد هزار واژه نیامد به دفترم
نقد این شعر از : انسیه موسویان
ورود دوست خوش ذوق، خانم تراج حاجبيان را با سه غزل به پايگاه نقد، خير مقدم مي گوييم. از سابقه ي شاعري، مطالعات و تجربه هاي پيشين اين دوست گرامي، آگاهي نداريم اما سه غزل ارسالي او از شاعري توانمند و خوش قريحه خبر مي دهد كه با قالب غزل و الزامات و قواعد آن نسبتاً آشناست و اگر كمي سخت گيري و دقت و تأمل را چاشني كارش كند، در آينده ي نزديك غزل هاي شسته رفته و بسيار زيباتري از او خواهيم خواند. شاعري كه قادر است در وزن هايي روان، اين گونه زيبا و صميمي بسرايد:
حوای خاطرات پراز سیب وخواهشم
لبریزم ازبهانه چیدن هنوز هم
باشعله جسارت من گرم شد زمین
خاکستر جنونم و روشن هنوز هم...
گاهي غافل مي شود و به قول معروف از دستش در مي رود. آن وقت برخي مصراع هاي شعرش دچار مشكل وزني مي شوند. از جمله:
بغضی ودر تمام دفتر شعرم شناوری... ( چند هجا اضافه دارد)
معمارشادمانی ام در حصار عشق ( وزن به هم ريخته) مثلاً اگر گفته مي شد: "معمار شادي ام من و در اين حصار عشق"... وزن درست مي شد.
چشم ملیح تو با آن تبسمش ( چند هجا كم دارد)
سرتاسرم هیجانی نگفته بود ( چند هجا كم دارد)
نمي دانم اين دوست خوب، با وزن به شكل سماعي( شنيداري) آشنا هستند يا قواعد عروض را فراگرفته اند يا خير؟ به هر روي پيشنهاد مي كنم هر شعر را با صداي بلند و شمرده بخوانند تا اشكالات اين چنيني در وزن را پيدا كنند.
نكته ي بعدي در مورد اين شعرها، حشوهايي ست كه در برخي بيت ها شاهد آنيم. حشو معمولاً به كلمات زايدي گفته مي شود كه براي پر كردن وزن مي آيد و نقش كليدي در زيبايي شعر و معناي آن ندارد و با حذف آن تنها وزن شعر دچار مشكل مي شود. حشو را به دو گونه تقسيم كرده اند. حشو مليح/ حشو قبيح
در حشو مليح، كلمات اگرچه به لحاظ معنايي زايد به نظر مي رسند اما به زيبايي شعر كمك مي كنند. مثل اين بيت حافظ و جمله ي دعايي كه در وسط جمله آمده:
دي پير مي فروش – كه ذكرش به خير باد-
گفتا شراب نوش و غم دل ببرد ز ياد
اما در حشو قبيح، كلمات در شعر كاملاً زايدند و نقشي در معنا و زيبايي شعر ندارند. تنها پر كننده ي وزن اند يا در جايگاه قافيه نشسته اند.
به چند نمونه از اين حشوها در شعرهاي مورد بحث اشاره مي كنم. به نظر مي رسد كه اين حشوها از نوع دوم اند:
واژه ي « آه» در اين مصراع:
حالم بداست وآه دگر روبه راه نیست
واژه ي « اصلا» در اين مصراع:
دستم نمی رسد به تو اصلا هنوز هم
«مهتاب ِ ماه» در اين مصراع تركيب درستي نيست و آوردن يكي از اين دو واژه براي رساندن معنا، كفايت مي كرد
امشب اثر زبودن مهتاب ماه نیست
خوب است دوست شاعر ما به اين نكته هم توجه داشته باشند كه تا مي توانند از ساختن و به كاربردن تركيب هاي كلي و كليشه اي پرهيز كنند. تركيب هايي مثل:
جغرافياي ذهن/ طلوع تازه ي يك حس بهتر/ اوج دغدغه اي خاص/ و ...
بهتر است در شعر جزئي تر و مصداقي تر سخن بگوييم و از كلي گويي بپرهيزيم. تركيباتي اين چنين براي مخاطب دلچسب نيست ونمي تواند با دل و روح او ارتباط عميق برقرار كند.
براي خانم حاجبيان آرزوي شكوفايي روزافزون در عرصه ي سرودن داريم.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.