مسألۀ تریبون‌ها و شعر عاشقانه




عنوان مجموعه اشعار : اتفاق
شاعر : مهدی صالحی زاده


عنوان شعر اول : خبر
مردم خبر دارم خبر: من هم زمین افتاده ام
اما نپرسید از کدامین غم زمین افتاده ام

شاید که ارگی بوده ام دور از گزند روزگار
اما شبی با لرزه های بم زمین افتاده ام

شاید که نور آفتابی لابلای ابرهام
گاهی زیاد و گاه خیلی کم زمین افتاده ام

شاید که اسماعیل وار از دستهای مادرم
در فکر پیدا کردن زمزم زمین افتاده ام

شاید که سهرابم اگر دشمن شکستم را ندید
با ضربه‌ی تیغ پدر - رستم - زمین افتاده ام

شاید که بارانم برای مژده‌ی شعری جدید
از گونه های آسمان نم نم زمین افتاده ام

دنیا، ولی من هیچ یک از آنچه گفتم نیستم
من تشت رسوایی تو هستم زمین افتاده ام

عنوان شعر دوم : همیشه
همیشه فارغ از بسیار یا کم از تو خواهم گفت
خودت هم خوب میدانی که ای غم از تو خواهم گفت

میان این همه شاعر خدا میخواست تنها من
برایت "قیصری" باشم که "نم نم" از تو خواهم گفت

گذشته، حال، آینده چه فرقی می کند وقتی
دمادم از تو می گویم، دمادم از تو خواهم گفت

تریبون ها اگرچه جای شعر عاشقانه نیست
شرایط هر کجا باشد فراهم از تو خواهم گفت

اگر روزی پسر یا دخترت از عشق پرسیدند
کم و بیشی بگو از من که من هم از تو خواهم گفت

عنوان شعر سوم : اندوه
بی بهره از دستار شیخ و تاج شاهیم
ما- خاک بر سرها - همیشه بی کلاهیم

چون حال و روز آسمان نزدیک اسفند
لبریز بغض و گریه های گاه گاهیم

در برگ برگ سرگذشت مرزهامان
سر در گم اندوه تاریخی تباهیم

ما خاطرات ناصر الدین شاه قاجار
غمگینی عمری سراسر اشتباهیم

چون سرو خم گردیده زیر بارش برف
از رو سفیدی هایمان هم رو سیاهیم

ما را توان با تو بودن بیشتر نیست
ای غم، نگو ما هم رفیق نیمه راهیم!
نقد این شعر از : آرش شفاعی
تلاش برای وارد شدن در فضای امروز غزل، تلاشی خجسته از سوی شاعران جوان است و باعث شده است امروز ما با انبوهی از غزل‌های تازه و پرخون رو به رو باشیم که هرکدام سعی می کنند دریچه ای تازه به سمت شعر امروز بگشایند اما تقریباً اغلب آن ها دچار دو مشکل توأمانند که غزل‌های «مهدی صالحی زاده» نیز از آنها برکنار نیست. البته این را هم باید گفت که این ایرادات به میزان تجربه در عرصۀ شعر بر می‌گردد و پس از مدتی شاعر نخستین کسی است که با اتکا به ذوق و قریحه ای که به قدرت دانش و آگاهی منتقدانه نیز مجهز شده است، خود ایرادات شعرش را می‌فهمد و سعی می‌کند رفعشان کند. برای مثال خود شاعر بعد از مدتی خواهد فهمید که باید تا جایی که می‌تواند از حشو در شعرش بکاهد و اگر کلمۀ حشو در قافیۀ شعر باشد که این ضعف برجسته تر است و بیشتر هم به چشم می آید:
شاید که سهرابم اگر دشمن شکستم را ندید
با ضربه‌ی تیغ پدر - رستم - زمین افتاده ام
از شاعر می‌خواهم در این بیت کلمۀ «رستم» را حذف کند. ساختار بیت به گونه ای است که همۀ مخاطبان متوجه می شوند که دربارۀ رستم حرف می‌زنیم چرا که نشانه‌هایی که شاعر به خوبی در شعر گذاشته است ما را به همین سمت می برد، تأکید خاص شاعر بر نام رستم تنها برای پرکردن وزن و قافیه است و البته مخاطب این مسأله را متوجه می شود.
یکی از ویژگی‌های شعر این دوست شاعرمان، تجربه گرایی و خطرکردن اوست. برای مثال این تجربه که وزن های جدید یا کم استعمال را به دست بگیرد و در آنها طبع آزمایی کند کاری است که نشان می دهد شاعر آگاهانه قصد ورود به عرصه های کمتر تجربه شده را دارد و از این منظر باید به شاعر آفرین گفت و تأکید کرد که راه درست در شعر همین است: مطالعه کردن، تمرین کردن و تجربه کردن. البته این را هم باید به شاعر گفت که هر تجربۀ تازه ای با خطراتی همراه است مثلاً ممکن است در پاره ای موارد برخلاف خواست شاعر، موسیقی شعر به واسطۀ انتخاب اوزان جدید نه تنها بهتر و روان تر نشود، دچار ایراد و اختلال هم بشود. برای مثال در این بیت:
شاید که بارانم برای مژده‌ی شعری جدید
از گونه‌های آسمان نم نم زمین افتاده‌ام
در مصرع نخست، شعر باید به این صورت خوانده شود:
شاید که بارانم برا
ی مژدۀ شعری جدید
یعنی اینکه کلمۀ «برای» باید شکسته شود و به دو قسمت تبدیل شود. به عبارت دیگر مجبوریم برای درست خواندن وزن، کلمه را نادرست و غیرطبیعی بخوانیم که این مسأله هم به موسیقی شعر و هم به زبان شعر لطمه زده است.
مثالی دیگر:
تریبون ها اگرچه جای شعر عاشقانه نیست
(بگذریم که امروز هر جلسۀ شعری بروید از تریبون های جلسات شعرهای عاشقانۀ زیبا و حتی نازیبای زیادی می شنوید!) در این مصرع نیز برای اینکه وزن را پر کنیم باید یک کلمه را به صورتی بخوانیم که تغییری در زبان شعر ایجاد می کند. در این مصرع «عاشقانه» را باید به صورتی بخوانید که «ه» آخر عاشقانه مصوت بلند باشد به همین دلیل نوعی غرابت و نامأنوسی در گوش ایجاد می شود. به دوست شاعرمان توصیه می کنم در این گونه جزئیات شعر بیشتر دقیق شود.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.