بارقه هايي اميد بخش




عنوان مجموعه اشعار : شعر
شاعر : هانیه محمدی ابهری


عنوان شعر اول : غزل
تو ای هماره رفیق ای همیشه ی پنهان
خزان رسیده به خانه بهار را برسان

خزان رسیده که در من صلای مرگ زند
ببین چگونه خمیده است این درخت جوان

توای محاصره در ابرهای زاینده
ای آسمان بلند همیشه در باران

تورا چگونه بخوانم؟ ، امید زنده شدن
که جان گرفته ز تو خاک مرده گلدان

ببین که بی تو هزاران ستاره خاموشند
چراغ این شب تاریک در محاق نمان

اگرچه رفته ام از خاطرت ولی اینبار
مرا به یاد بیار ای همیشه در نسیان

که غم جوانه زده بی تو در من مغموم
برای این زن تنها بیا ترانه بخوان

هانیه محمدی ابهری

عنوان شعر دوم : چارپاره
مرد ابستن از غم و اندوه
امشب از طفل خود خبر دارد
انقدر بین دود ها منشین
کافه بر کودکت ضرر دارد

رقص زن های شهر را منگر
حال مستی همیشه درد سر است
شب هوس در دلت نیاندازد
بار سنگین خنده پر خطر است


پا به ماه هزار ایه یاَس
کودکت غده های درد شده است
طفل غم های چند صد ساله
ناگهان و شبانه مرد شده است

کوچه ها را تلو تلو رفتی
مستی اندوه و غصه را برده است
یک نفر توی خانه ات میگفت
اه ای مرد کودکت مرده است

لخته خونی که روی خاک افتاد
عق زدی تا که کل دنیا را
مثل مردی که بی نسب باشد
سقط کردی تمام غم هارا ‌

هانیه محمدی ابهری

عنوان شعر سوم : غزل
شهرت نام من اتش زده بر پیکرشان
ساقی و ساغرو میخانه شده یاورشان

تا که یک جرعه از ان شربت مستی نوشند
و بگویند به فریاد: سلامت سرشان

این جماعت همه شان سنگ به دیوانه زدند
ترس دیوانه کند خیس شبی بسترشان

اهل مردی و مرامند به ظاهر اما
عشقشان را بفروشند به سیم و زرشان

*******

دوستانم ! همه از طایفه ی چنگیزند
این چنین مهر و وفا تیز کند خنجرشان

هانیه محمدی ابهری
نقد این شعر از : انسیه موسویان
دوست گرامي خانم هانيه محمدي ابهري، سه شعر فرستاده اند. سه شعر با حال و هوا و فضاهاي گوناگون و متفاوت. شعر اول غزلي ست عاشقانه با زباني ساده و روان و امروزي. شعر دوم چهارپاره اي ست با موضوعي اجتماعي و تلخ و شعر سوم هم غزلي ست كه زباني كهن و لحني انتقادي و اعتراضي دارد. هر سه شعر به خوبي نشان دهنده ي توانايي هاي دوست شاعرمان هستند و تسلط ايشان بر اصول و مقدمات شعر كلاسيك را مي توان از همين سروده ها دريافت. بارقه هايي از ذوق و پويايي و شكوفايي در اين شعرها به چشم مي خورد كه اميد مي رود در آينده ي نزديك در سايه تلاش، پشتكار و مطالعه ي فراوان و هرفمند، به بار بنشيند.
به عنوان يك مخاطب امروزي شعر، اگر قرار بر انتخاب باشد، در وهله ي اول، شعر نخست را ترجيح مي دهم. چرا؟ همان گونه كه ابتدا اشاره كردم شعر اول زباني ساده و روان و نزديك به زبان امروز ما دارد به همين دليل براي مخاطب امروزي دلچسب تر و كاملاً قابل فهم و درك است. تعابير و تصاوير شاعرانه ي اين سروده نيز نسبت به دو شعر ديگر، زيبا و غير كليشه اي اند:
خزان رسیده که در من صلای مرگ زند
ببین چگونه خمیده است این درخت جوان
توای محاصره در ابرهای زاینده
ای آسمان بلند همیشه در باران...
در شعر دوم شاعر تلاش كرده تا از تصويرها و تشبيه هاي تازه اي براي بيان مقصود خود بهره بگيرد اما به نظرم اين تصويرها خيلي پيچيده و دور از ذهن از آب درآمده اند و به اندازه ي زحمتي كه شاعر براي خلق اين تصاوير كشيده، نتوانسته اند با مخاطب ارتباط برقرار كنند.
تصاويري چون:
پا به ماه هزار ایه یاَس
کودکت غده های درد شده است
طفل غم های چند صد ساله
ناگهان و شبانه مرد شده است
...
لخته خونی که روی خاک افتاد
عق زدی تا که کل دنیا را
مثل مردی که بی نسب باشد
سقط کردی تمام غم هارا
تنها توانسته اند به ترسيم و توصيف فضاي تلخ و اندوهبار در شعر بينجامند و در نهايت مخاطب چيز زيادي از هدف و انگيزه ي شاعر در اين شعر و پيام آن عايدش نمي شود.
اما غزل سوم كه لحني تند و انتقادي دارد و استفاده از واگاني چون ميخانه، ساغر و ... در آن زبان و لحن شعر را بسيار كهن كرده است،‌ كاملا با غزل اول متفاوت است. نمي دانم تاريخ سرايش اين شعرها چه زماني بوده و آيا در زمان هاي متفاوتي سروده شده اند يا خير. به هر صورت، به دوست خوش ذوقمان توصيه مي كنم بكوشند تا با مطالعه ي شعر امروز و تمرين و ممارست، كم كم به فضايي يكدست و امروزي در سروده هايشان دست يابند. به نظرم براي كسي كه مي تواند اين گونه سليس و زيبا بسرايد:
تورا چگونه بخوانم؟ ، امید زنده شدن
که جان گرفته ز تو خاک مرده گلدان
حيف است كه چنين بنويسد:
شهرت نام من اتش زده بر پیکرشان
ساقی و ساغرو میخانه شده یاورشان

تا که یک جرعه از ان شربت مستی نوشند
و بگویند به فریاد: سلامت سرشان

منتظر سروده هاي تازه تر خانم محمدي ابهري هستيم.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.