برخورداری روزآمد از ظرفیت های جریان شعر رمانتیک




عنوان مجموعه اشعار : سپید
شاعر : احسان سیاوشی


عنوان شعر اول : چه ناخدایانی
چه ناخدایانی
در آبی چشمهایت سرگردانند
و چشم انتظارند
فانوسی روشن شود
آنها را نزدیک کند به ساحلی
پر از عاشقانه های آبی
آنها آخرین پیپشان را
با سرخی چشمهایت روشن می کنند
تا شاید دریا
با نگاه عاشقانه تری
در چشمهایشان آرام بگیرد
در چشمهای تو
نا خدایانی را می بینم
که هرگز به ساحل نرسیده اند


عنوان شعر دوم : می نوازم آهنگی غمگین

می نوازم آهنگی غمگین
با سه تاری از جنس موهایت
که روی پیراهنم جا مانده است
ونگاه می کنم
به صداقت خوابیده ی گوشه اطاقمان
که هیچ صدایی بیدارش نمی کند
حتی موسیقی با فته ی موهایت
می توانم ببینم رفته ای
اما
قبل از رفتنت
آویزان می شوم
از تنهایی
از سه تار
اصلاً از هیجان نبودنت
ستاره ها روی سرم می چرخند
هذیان می گویم
می بینم تو نیستی
و من اینبار
تار موهایت را
می بافم وتمام می شوم.





تار موهایت را می بافم
و تمام می شوم


عنوان شعر سوم : زیر سایه ی این ابرهای سیاه
زیر سایه ی این ابرهای سیاه
روبه روی همین سایه ها
در آغوش این شهر خاکستری
بین آدمهایی
که با سایه هاشان هم آغوشند
دنبال تو می گردم
می گویند
جایی همین جا ، همین نزدیکی
دل داده ای به سایه ی کوتاه تری
اما من
چگونه پیدا کنم تورا
میان این همه تاریکی
و چگونه پیدا کنم تورا
که مدتهاست
آب شده ای
زیر سایه ای
که آفتاب را از تو گرفته است .
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
شعر اگر در ذهن مخاطب حرکتی ایجاد نکند و متن پیشنهادی فقط چینش صُلب تصورات شاعر باشد، نمی تواند اثرگذاری چندانی داشته باشد و به تابلویی می ماند که در سطح تخت نقش ها، همه ی داشته هایش را ابراز کرده است و لایه ی قابل مطالعه و تاویل و تحلیل باقی نمی ماندکه مخاطب را به خود مشغول بدارد. با شعر جناب سیاوشی آشنا نیستم و این مواجهه، نخستین همخوانی شعر اوست. به همین دلیل تلاش می کنم با ملاحظه ی این ناآشنایی و بی تجربگی ام در فضای ایجادی شعرش، توصیه هایی داشته باشم و امیدوار باشم در آثار بعدی اش گفتگوی اثرگذارتری با هم داشته باشیم.
در شعر نخست: جناب سیاوشی با اتخاذ رویکرد رمانتیک تلاش دارد که همه ی تراوشات ذهنی خود را با علائم و عوامل این سبک آمیخته نماید تا آن چه که به واسطه ی آن بر روح و روان مخاطب اثر می گذارد اتفاق بیفتد و انتقال حس و هیجان و عاطفه ممکن شود. استفاده از توصیفاتی هم چون «آبی»، «سرخی»، و استفاده موکد از «چشم»، «عشق» و «عاشقانه» و ... در همین روند است. در چنین مواقعی شاعر شیفته ی اظهارات خود می شود و متوجه تکرار و تاکیدات خود نمی شود. مثلا از دو بند زیر می توان به چنین نتیجه ای رسید:
- چه ناخدایانی
در آبی چشم هایت سرگردانند...
- در چشم های تو
ناخدایانی را می بینم
که هرگز به ساحل نرسیده اند...
اگر شاعر با کمی وسواس و دقت بیشتری به شعر بر می گشت با انتخاب یکی از این دو بند که به نظر من بند پایانی از ارزش ادبی دو چندانی برخوردار است شعر خود را تاثیرگذارتر خاتمه می داد.
وظیفه شاعر سانسور عواطف و هیجانات خویش نیست بلکه باید با مدیریت این جریان و تربیت ذهنی خود به گونه ای رفتار نماید که ذهن مخاطب در درگیری با عواطف و هیجانات شاعر متوقف نشود و شعر به کمک چنین عناصری در سطح کیفی بالاتری قرار بگیرد. توجه کنید در شعر دوم نیز همین تعلق شدید و غرق شدن شاعر در شورش و غلیان روحی خود باعث شده است که به ارزش ادبی متن بی توجه شود و صرفاً تقاضای خود را بر اساس انتقال بی قراری و دلواپسی خویش متمرکز نماید. قطعاً خواننده حرفه ای انتظار ندارد شاعر، شعر خود را با دفترچه های خاطره نویسی اشتباه فرض کند و برای روایت درون خود و تولید محتوا به بی کیفیت ترین شیوه متمسک شود:
- سه تاری از جنس موهایت
قبل از رفتنت
آویزان می شوم
از تنهایی
از سه تار...
- هذیان می گویم
می بینم تو نیستی
و من این بار
تار موهایت را
می بافم و تمام می شوم...
برای درک بهتر جایگاه رمانتیسیم در شعر امروز و کارکردهای ادبی آن از شاعر عزیز خواهش می کنم که آثار شاعران برجسته ی این سبک و نظریات منتقدان و کارشناسان ادبی هم چون کتاب رمانتیسیم ایرانی اثر بهزاد خواجات را مطالعه نماید.
آن چه که باید از نظرگاه زمانی و ادواری مد نظر شاعر قرار بگیرد کمتر توقف کردن در این سطح و ورود به جریان شعر اجتماعی است. مطالعه ی جریان های ادبی روزگار ما نشان می دهد که نهضت رمانتیک متوقف نگردید بلکه با تغییر ماهیت خود و هم افزایی با جریان هایی هم چون جریان شعر عاشقانه اجتماعی، شعر سیاسی، شعر چریکی و شعر انقلاب و حتی شعر جنگ اثرگذاری دیگرگونه ای ایجاد نموده است که لازم است شاعر عزیز جناب سیاوشی کتبی هم چون جریان شناسی شعر امروز اثر دکتر حسین پور و یا شناخت جریان های اجتماعی اثر دکتر عباس عالی را به خوبی مطالعه نماید و با جدیت تاریخ تحلیلی شعر امروز اثر ارزشمند محمد شمس لنگرودی را که به معرفی جریان ها ، شاعران وابسته و نمونه آثار آن ها کنکاش نماید. با درود.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.