تربیت ذهنی و آموخته های زبانی را جدی بگیریم




عنوان مجموعه اشعار : یک شعر سپید
شاعر : محسن برزوک


عنوان شعر اول : شعر سپید
تو که رفتی
بوسه‌گاه تمام سیگارها قرمز شد
خون از لب‌های من چکید
شقایق‌های باغچه خشکیدند
و فاخته
_ انگار که دنبال تو بگردد _ هر گوشه‌ی خانه
داد می‌زد: کوکو کوکو!

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
به دوست شاعرم سلام. حتما برای آشنایی و نقد اثر دوست ارجمند ارائه ی یک شعر چندان کارآمد نباشد اما با این امید که پس از این گفتگو، دیگر آثار او را مطالعه کنم توصیه هایی برای این شعر خواهم نوشت.
«محسن برزوک» به شهادت خلاصه بیوگرافی اش کمتر از دو سال است که شعر می نویسد و قطعاً برای این تجربه ی اندک، صرفاً قائل به پیشنهادهایی شکلی و اجرایی خواهم بود.
حال و هوای رمانتیک اثر ناشی از ضروریات سنی و شدت عواطفی است که اگر شاعر بتواند با تربیت ذهنی و آموخته های زبانی با آن روبرو شود می تواند کارکرد درستی از آن برای خود ایجاد نماید. مخاطب امروز به جستجوی مفاهیم نو و تکرار ناشده و یا معانی تکراری با اجرای نو است تا لااقل جذابیت های اجرایی، مستعمل بودن محتوا را پوشش دهد. درونمایه ی محتوایی این شعر ، فراق است و شاعر با اساس قرار دادن این درونمایه تلاش کرده است با به کارگیری پدیده ها و اشیاء و تداخل آن با حالات روحی خود، مخاطب را اقناع نماید. عناصر خیال آفرینی قابل ملاحظه هستند و شاعر تلاش کرده است با تاکید بر خیال، ذهنیت خود را بازسازی نماید اما این بازسازی بنیاد بدیعی ندارد و شاعر دقیقاً پای خود را جای پای دیگران گذاشته است و با دوباره احضارکردن مفاهیمی که خیلی پیشتر از او به موفقیت به کار گرفته شده اند تلاش عقیمی داشته است. شاید اگر محسن برزوک تلاش می کرد با چشم هایش خودش ببینید و با ذهن خودش بیندیشد نکات و ظرایف بهتری را طرح می کرد اما او خواسته است که شاعر بودن خود را اثبات نماید و همین نگرانی باعث شده است که به دانسته ها و اکتشافات خودش اعتماد نکند.
برای حضور در عالم شعر آزاد باید شاعر به نکاتی هم چون هارمونی شعر و تمایز در اجرای جملات شعر و برجسته سازی های زبانی توجه کند تا مخاطب متوجه هنری بودن متن او بشود.
- خون از لب های من چکید
- شقایق های باغچه خشکیدند
- داد می زد کوکو کوکو!
نمی توانند حاصل یک ذهن خلاق و هنری باشند. اگر به کارکرد نمونه های مشابه همین درونمایه ها و اجراهای شعر در ادبیات دیروز و امروز توجه کنیم متوجه تمایزات می شویم:
- رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید (سهراب)
- بر شقیقه ی شقایق ها
شمشیر اندوه
در رفت و آمد بود
شاعر در این شعرها سعی کرده است متفاوت ببیند و این متفاوت دیدن را به عنوان حسن ختام عرایضم به شاعر توصیه می کنم.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.