که




عنوان مجموعه اشعار : در مسير سپيد موهايم
شاعر : سجاد سبحاني


عنوان شعر اول : -
از بينهايت بيهودگي حرف مي زنم
و چراغ هايي كه هرگز نور را نخواهند ديد
پروانه شدن
در خواب كرم هايي تعبير مي شود
كه غير از جويدن نزيسته اند
و از برگ ها
جز سبز بودن نخواسته اند
چراغ ها براي كه روشن مي شوند؟
وقتي كه نور در پيله ها خفه مي شود
وقتي كه شب زادگان
از پستان آفتاب خون مي مكند
و عادت زمين
از ابريشم و ماه آكنده مي شود

عنوان شعر دوم : -
-

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : علیرضا بازرگان
در ابتدای یادداشت و پیش از پرداختن به شعر حاضر جا دارد به موفقیت مشهود شاعرش در نوشتن شعرهایی ساخته و پرداخته تر از چند ماه قبل اشاره کنم. این دستاورد بی زحمت حاصل نشده است و کم و بیش می شد از پیگیریها، مطالعه و مشارکت شاعر در نقد و نظر شعرهای مندرج در پایگاه، این حرکت رو به جلو را حدس زد و پیش بینی کرد. با این مقدمه برویم سراغ شعر امروز.
درنگ در اینکه برای کرم ابریشمی که خود را در پیله اش محصور می کند چراغ، بیهوده و نامفهوم خواهد بود نقطه ی عزیمت خیال شعر حاضر بوده است. این درنگ به نتیجه گیری قطعی منجر شده و این قطعیت در «بی»ِ بینهایت که به زیبایی با «بی»ِ بیهودگی در سطر اول مجاورت دارد خود را نشان داده است. «هرگز» در سطر دوم نیز حاکی از همان قطعیت است. قطعیتی که «غیر از» و «جز» در سطرهای بعدی کاملش می کنند. چرا این همه روی قطعیت نهفته و آشکار در خیال شعر تاکید می کنم؟ برای اینکه با چنین خیالی به نظر می رسد شعر باید با رسیدن به سطر « چراغ ها براي كه روشن مي شوند؟» به اتمام می رسید. بهتر است بگوییم کاش شعر به اتمام می رسید. ادامه ی شعر با دو بار استفاده از «وقتی» و بار سوم استفاده از «و» که شرایط حذف وقتی سوم را فراهم آورده است صرفاً جنبه ای توضیحی یافته است. شاید اگر این سطرها قبل از سطر سوالی نوشته می شدند به اندازه ی فعلی صبغه توضیحی نداشتند. «که» در سطر « چراغ ها براي كه روشن مي شوند؟» شعری را که در خوانش اول، کرم ابریشم و پیله را تداعی می کند تا ترازی استعاری بالا کشیده است تا حدی که می توان آن را به جامعه انسانی تعمیم داد. به نظر می رسد تکرار این سطر در انتهای شعر اینبار البته با «چه» به جای «که» می تواند آسیب متوجه سطرهای پایانی شعر را کمرنگ کند و در تکمیل تداعیِ قطعیت مورد اشاره نیز مفید فایده باشد.
در سطرهای سوم به بعد دو جمله متوالی با فعل منفی به کار رفته اند .همان جمله هایی که پیش از این به «غیر از» و «جز»شان اشاره ای داشتیم. نحو جملات، تقبیح یا حداقل تخفیف کار کرمهای ابریشم را نشانه رفته است اما کافی است که با کمی دقت متوجه شویم که از برگها جز سبز بودن نخواستن می تواند بار معنایی مثبتی هم داشته باشد و با اراده ی شاعر ناسازگار باشد. انتهای یادداشت را به بیتی معروف از استاد حسین منزوی اختصاص می دهم که بعد از خواندن شعر شما دوست خوش ذوق، به یادم آمد و خیالی کم و بیش نزدیک به خیال شعر شما دارد.
چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود (حسین منزوی)

منتقد : علیرضا بازرگان

تولد: ۱۳۵۰ زنجان تحصیلات: مهندسی عمران سوابق ادبی: آغاز فعالیت‌های ادبی از اوایل دهه‌ی هفتاد تاسیس و مدیریت انجمن‌های ادبی در زنجان مدیریت صفحات ادبی مطبوعات در زنجان انتشار شعر و نقد در مطبوعات برگزاری کارگاه‌ آموزشی شعر و نقد در زنجان انتشار مجموعه‌ی شعر «سر در نمی‌آورم» در سال ۱۳۸۰ مسؤول واحد ادبیات حوزه هنری زنجان سال ۱۳۸۰ داور جشنواره‌های شعر استانی و کشوری ترجمه‌ی شعر و داستان کوتاه از زبان فرانسه



دیدگاه ها - ۲
سجاد سبحاني » 7 روز پیش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد بازرگان ضمن تبريك سال نو خدمت حضرتعالي ، از لطف و تفقد استادانه اي كه به شعر بنده داشتيد ، بي اندازه سپاسگزارم. نظر حضرتعالي در خصوص تكرار سطر " چراغ ها براي كه " بصورت " چراغ ها براي چه " نشان از درك والا و نگاه هوشمندانه شما بزرگوار از وراي زبان الكن و شاگردانه بنده دارد. باز هم از لطف شما و يادآوري شعر استاد منزوي سپاسگزارم.
علیرضا بازرگان » 6 روز پیش
منتقد شعر
سلام آقای سبحانی عزیز. سال نو بر شما مبارک. بهترین ها در انتظارتان ان شاء الله

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.