دلبستگي ها و شيفتگي هاي شاعرانه




عنوان مجموعه اشعار : دستت را از روی زنگ بردار
شاعر : امیر مهدی اشرف نیا


گل یا پوچ
بازی مسخره ای ست

یکی هست
انگار که نیست
یکی نیست
انگار که هست

یکی از ما باید رفته باشد
یکی که حرف هایش زود تر تمام شده
ته دلش
مثل دهانش خالی ست
و با دست خالی به خانه برمی گردد
اما هرچه می گردد
خودش را پیدا نمی کند

آیا خاصیت اشیاء گم شده همین است؟

آیا انسانی که خودش را گم کرده
می تواند جای خالی اش را با انسان دیگری پر کند؟

آیا کسی که مرده است
نمی تواند در را به رویت باز کند؟

پس‌، دستت را از روی زنگ بردار

و این یعنی
از این همه تلاش دست بردار
یعنی‌ خودت را از پشت در بردار وُ برو

این روزها
زنده ها هم جواب کسی را نمی دهند
چه برسد
به مرده هایی که
نشسته اند
گل یا پوچ بازی می کنند
نقد این شعر از : انسیه موسویان
يكي از ويژگي هاي مهم شعرهاي آقاي اشرف نيا اين است كه هميشه حرفي براي گفتن دارد. امروز به نظر مي رسد اين دوست خوش ذوق و با استعداد، به مدد مطالعه و سختكوشي و تمرين، در شعر به مراحل اميدواركننده اي رسيده است.
شعر « دستت را از روي زنگ بردار» مثل سروده هاي ديگر ايشان، شعري زيبا، محكم و انديشه محور است كه سطرهاي درخشان و قابل تأملي در آن مي توان يافت؛ سطرهايي كه ذهن مخاطب را با خود درگير مي كند و به فكر و تأمل وامي دارد. شعر شروع زيبايي دارد:

گل یا پوچ
بازی مسخره ای ست
و خوب هم ادامه مي يابد:
یکی هست
انگار که نیست
یکی نیست
انگار که هست
....
آیا کسی که مرده است
نمی تواند در را به رویت باز کند؟

به نظر مي رسد در اين مرحله، آقاي اشرف نيا بايد با كمي از دلبستگي و شيفتگي اش به اشعار خود - كه براي هر شاعري اين شيفتگي تا اندازه اي قابل قبول است- بكاهد و با تيغ تيز نقد و ويرايش سخت گيرانه و همراه با كمي بي رحمي! به سراغ شعرهاي خود برود. اين دلبستگي باعث مي شود كه شاعر نتواند آنگونه كه بايسته و شايسته است، شعر خود را ويرايش كند. در همين شعر، سطرهايي وجود دارد كه زايد به نظر مي رسند و يا سطرهايي كه آن قدر توضيحي اند كه شعر را به منطق نثر نزديك مي كنند. به نظر بنده، سطر:
پس‌، دستت را از روی زنگ بردار
در اين شعر، مي تواند پاياني زيبا و تأثيرگذار باشد. چرا كه سطرهاي بعدي، عملاً توضيحات شاعرند كه قدري هم به نثر نزديك شده اند.
در بند سوم شعر نيز اين سطر به نظرم اضافه است و حذف آن لطمه اي به كليت شعر نخواهد زد:
اما هرچه می گردد
خودش را پیدا نمی کند...
با نگاهي دوباره به اين شعر و بازنگري و ويرايش آن، شعري شسته رفته، ساختارمند و موجز خواهيم داشت كه هم حرفي براي گفتن دارد و هم حرف خود را به زيبايي و شاعرانگي بيان مي كند.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.