«تو» کجای متن ایستاده است؟




عنوان مجموعه اشعار : روزنه
شاعر : سید مهدی منتظری


عنوان شعر اول : با ياد تو
بلبل غزل سراید
مینا نوا برآرد
دریا سرود خواند
با یاد نغمۀ تو
....................

غنچه دهان گشاید
رنگین کمان برقصد
گلشن به شوق خندد
با یاد خندۀ تو
....................

باران چو اشک بارد
تندر فغان برآرد
طوفان به درد گرید
با یاد گریۀ تو
...................

شب راز خویش گوید
قو جفت خویش جوید
گل ژاله را ببوسد
با یاد بوسۀ تو
...................

مَه موج نور ریزد
مهتاب جلوه سازد
خورشید رخ نماید
با یاد چهرۀ تو
...................

شاعر چکامه سازد
عاشق ترانه سازد
راوی فسانه سازد
با یاد قصۀ تو


عنوان شعر دوم : -
-

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
شعری که در پیش رو داریم نوعی مسمط است. اما نام یا شکل قالبی که برای سرودن شعر استفاده می کنیم آخرین نکته ای است که در شعر مورد توجه قرار می گیرد. قبل از همه این چیزها مخاطب انتظاری بزرگ از شعر دارد. در واقع اولین توقع و انتظاری که از یک اثر ادبی می رود این است که بتواند به نحوی حس و عاطفهء مخاطب خود را تحت تاثیر قرار دهد. در آفرینش ادبی باید کشفی وجود داشته باشد. تازگی مهم ترین ویژگی اثر ادبی است. حال بیایید این اثر را با همین نگاه دوباره بخوانیم. حال سوال اینجاست که «تو» شعر کیست؟ نه اینکه دنبال شخص خاصی بگردیم، بلکه این «تو» باید شخصیتی قابل درک داشته باشد. البته در شعر ما نباید دنبال مرزهای کاملاً مشخص بگردیم، بلکه اثر ادبی ما را با محدوده¬ ای حدودی و تقریبی از هر چیزی آشنا می کند. در این شعر این «تو» سرگردان است. شکلی مستقل ندارد و ما در ذهن مان نمی توانیم تصوری داشته باشیم که «تو» کیست. البته پشتوانه هزار ساله ادبیات ایرانی، رد پایی از «تو» را در ذهن مخاطب خود گذاشته است. «معشوق» در شعرهای فارسی دارای استانداردهای مشخصی است. طبیعتاً ذهن با خواندن شعر به همان «معشوق» کلیشه شده هدایت می شود اما نکته اینجاست که شاعران بزرگ در همان شکل قراردادی و کلیشه ای تغییرات خاص خود را می دهند. آنها در همان تکرارها وارد حیطهء آفرینش، کشف و تازگی می شوند. اتفاقی که در این شعر نمی افتد و ما با یک «تو» کاملاً معلق و بی هویت مواجهیم که در بهترین حالت مجبوریم به سراغ کلیشه های ذهنی مان برویم. گذشته از این که قافیه ها در اکثر بیت ها غلط است، وزن کوتاه شعر باعث شده است متن به نسبت روان باشد.
اما نکته مهم دیگر اینکه ارجاعات بندها، به «تو» منقطع و گاه سرگردان است. اینکه مثلاً ما به «نغمهء تو» اشاره می کنیم باید بتوانیم مخاطب مان را هم در فهم دلیل این «نغمه» شریک کنیم. چرا بلبل و مینا و دریا با یاد نغمه «او» در کارند؟مخاطب چطور می پذیرد که «تو» شاعر نغمهء زیبایی دارد، در حالی که هیچ ارجاعی به این مورد نیست. همین قیاس را تا آخر شعر ادامه دهید.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۱
سید مهدی منتظری » پنجشنبه 05 اردیبهشت 1398
سلام. بسيار متشكرم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.