گنگ و کم اثر




عنوان مجموعه اشعار : ماجراهای گلبان
شاعر : حسین نوری


عنوان شعر اول : شروع شاعری
فرصتی پیش آمده تا گویمت یک داستان
تا مبادا بشنوی تو از  زبان دیگران

بود اندر  باغ  گل کارم نگهبانی ز گل
گاه سقایی به باغ و گاه هم گردش در آن

در یکی از سیرها یک غنچه ای ناگه شکفت
 بعد  بشکفتن  بدیدم  یک  پری  رخ  در  میان

اولش باور نکردم یک شبح انگاشتم
 سوی  آن  زیبا  شبح یک چشمکی کردم عیان

گفت ای ساقی چه حالی این اشارت بهر چیست
اعتراضش چون شنیدم سرخ گشتم آن زمان

گفتم ای گل بس تو زیبا صورتی خبطم ببخش
من ندیدم تاکنون همچون تویی در این جهان

بهر دلجویی از او شعری بگفتم وصف او
 خود  ندانستم  که  من  را  شاعری نبْوَد توان

گفت بس کن این بیان، من خوش ندارم آخرش
در جوابش عشق و شعر و دلبری شد توأمان

گفت تو دیوانه ای رسوای دوران گشته ای
خلق  تو  از  آب  و  گل، اما  مرا  از  حوریان

گفتم ای لیلی ی من، از تو نخواهم همسری
جسم من محدود و خاکی، روح لیکن بیکران

گفته ام را او پسندید و بگفتا هیت لک
جسم خود را کن رها با روح خود سویم روان

راز من این بود و این سان شاعری آغاز شد
روح  گلبان بعد آن دائم  میان جسم و جان


عنوان شعر دوم : خالی
خالی

عنوان شعر سوم : خالی سوم
خالی
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
این اولین نوبت است که آقای حسین نوری شعری را برای پایگاه نقد ارسال می کنند. به هر حال از روی یک شعر نمی توان داوری و نقد درستی نسبت که کارهای شاعر داشت اما در هر صورت با توجه به همین یک شعر چند نکته ای را می نویسم. اول اینکه شاعر با توجه به سابقه بسیار کم سرایش شعر (کمتر ازیک سال) تسلط قابل قبولی بر وزن و باقی ابتدائیات شعر کلاسیک دارد. علاوه بر این وضعیت روانی بیان و زبان شعر نیز تا حدود زیادی خوب است و دست انداز فاحش زبانی کمتر در کار دیده می شود. شعر در کل صورتی روایی و داستانی دارد. شاعر در حال تعریف کردن قصه ای است. در این نوع آثار که روی لبهء تیغ شعر و نظم راه می روند، رعایت چند نکته ضروری است. اول برای اینکه اثر صورت هنری و ادبی به خود بگیرد باید کشف ها و تصرفات کوچک و بزرگ در جای جای خود داشته باشد. اگر این اتفاق نیفتد اثر تبدیل به یک متن منظوم می شود. این اتفاقات و تصرفات می تواند در حریم زبان، مکاشفه، مضمون، تصویر و تشبیه باشد. خب آیا این اثر چنین ویژگی را داشت؟ باید گفت تا حدود زیادی این اتفاق نمی افتد. شاعر با یک زبان تا حدودی روان (اگر چه نه همه جا) در حال تعریف کردن یک داستان است. پس با این حساب شعر اولین امتیاز خود را از دست می دهد. امتیاز بعدی که باید بر شعرهای روایی متصور باشیم، خاص بودن و نکته دار بودن خود داستان است. در واقع ما به عنوان مخاطب منتظریم که بدانیم این پری رو از کجا آمده؟ کیست یا چیست؟ با چه ارتباط و قرینه ای از داخل گل بیرون آمده است. به کجا می خواهد برود؟ اگر از عالمی دیگر آمده است، با چه دلیل و منطق شاعرانه ای سر از آن باغ در آورده و البته به سراغ گلبان رفته است؟
باید به یاد داشته باشیم که بدون دلایل و منطق های شاعرانه (که البته متفاوت از دلایل واقعی و عادی است) مخاطب را بپذیرانیم که آن پری رو باید از آنجا بیرون بیاید و آن حرف ها را بزند. ضمن اینکه ما باید فلسفه و علتی برای گفتگوی گلبان و پری رو داشته باشیم. اما از این گذشته، امتیاز نهایی شعرهای روایی نتیجه شگفت آور و قدرتمند آن است. این قدرت هم در حوزه معنا و مفهوم اتفاق می افتد و هم در حوزه تصویر، فرم و مضمون. متاسفانه این اتفاق هم در شعر نمی افتد و ما با یک پایان گنگ و کم اثر مواجه می شویم.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.