در طنز و فکاهه رندی کنیم




عنوان مجموعه اشعار : مستاجر
شاعر : محمد ولیزاده


عنوان شعر اول : مستاجر
جور خرج موجران مستاجران باید کشند
درد بی جا ماندگان مستاجران باید کشند

کام او تلخ ست و شیرینی ندارد زندگی
زخم تن را رایگان مستاجران باید کشند

سینه ای دارد پر از اندوه و دردی بس گران
نقد جرم قاصران مستاجران باید کشند

بچه ای در خانه گر محکم بکوبد پا زمین
نیش صاحب خانگان مستاجران باید کشند

ماه آخر وقت تمدیدست و جان پر استرس
اضطرابی بس گران مستاجران باید کشند

آهِ بی پولی که دارد بر دلش آن یک طرف
آهِ صاحب خانگان مستاجران باید کشند

اختلاسی گر نمایان می شود در کشوری
احتمالا حبس آن مستاجران باید کشند

سهم هر خرمایه ای کم می شود تقصیر اوست
بار کم کاریِ خان مستاجران باید کشند

در دبستان گر بخواند کودکی آهنگ خاص
حکم قاضی بی گمان مستاجران باید کشند

ای "رسا" روزی اگر مستاجرت گردد کسی
آن زمان دردی گران مستاجران باید کشند!!!


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
شعر تازه آقای محمد ولیزاده رگه هایی از شوخ طبعی و طنز دارد. البته شاید بهتر باشد که آن را در نوع «فکاهه» جای داد. در این شعر بیشتر از اینکه با نوعی انتقاد عمیق و گزنده موجه باشیم با شکلی از شوخی روتر و بر سطح تر مواجهیم. البته باید به یاد داشته باشیم که این به خودی خود عیب نیست. آثار فکاهی بسیار درخشانی در تاریخ ادبیات فارسی وجود دارد و شاعران فکاهه پرداز بزرگی چون ابوالقاسم حالت و غلامرضا روحانی، اهمیت و شهرت خود را از همین نوع آثار خود دارند. اما یک اثر کی قابل اعتنا و مهم می شود؟ وقتی که اجرای خوب و مناسبی داشته باشد. وقتی روی اثر تعمق و تامل شده باشد. و البته وقتی اثری از اندیشه در مطلب باشد.
جور خرج موجران مستاجران باید کشند
درد بی جا ماندگان مستاجران باید کشند
بیت اول اشکال قافیه دارد. باید یادمان باشد که «ان» جمع جزء حروف قافیه نیستند. «موجر» و «جامانده» در واقع کلمات اصلی مایند که خب این دو واژه با هم هم قافیه نیستند. اما گذشته از قافیه نکته مهمی که شاعر باید به آن توجه داشته باشد «آورده» شعر است. حال وقتی شعر شکل و حالتی از شوخ طبعی را هم به خود بگیرد، مخاطب مدام منتظر است، شاعر برای او نکته ای ظریف و رندانه و خاص بیرون بیاورد. خب با این تفاصیل آیا «خرج صاحبخانه ها را باید مستاجران بدهند» کشف خاصی دارد؟ آیا مصرع از جنس همان حرف های همیشگی مردم کوچه و بازار نیست. شاعر به جز موزون و مقفا (مقفا؟) کردن متن، چه کار دیگری برای شبیه شدن اثرش به شعر کرده است؟ باید به یاد داشته باشیم که این نکته مهمی است که ما «نکته ای» را برای مخاطب خود داشته باشیم. صرف موزون بودن متن، شعر نمی آفریند. مصرع دوم هم به همین ترتیب است.
کام او تلخ ست و شیرینی ندارد زندگی
زخم تن را رایگان مستاجران باید کشند
این بیت می توانست با تقابل قرار دادن پول و خرج و رایگان، نکته رندانه و خنده آوری بسازد اما این اتفاق نمی افتد. مصرع اول دربارهء تلخ وشیرینی و مصرع دوم در مورد «زخم» و «رایگان» است. شاید با خود بگویید اینها از نظر معنایی به هم ارتباط دارند که باید بگویم: درست است اما نکته اینجاست که ارتباط قطاری و پشت سر هم معنایی کلمات، بدون ارتباط های شبکه ای و چند بعدی، متن ما را با یک جمله معمولی یکی می کند. حال فرض کنید این بیت اینطور بود:
بهر هر چیزی ز آنها پول خواهند و فقط
زخم تن را رایگان مستاجران باید کشند
البته این مصرع پیشنهادی عالی نیست اما برای مثال مناسب است. می بینید که با یک تقابل دادن پول و رایگان، توانستیم از بیت کارکردی تازه بیرون بکشیم.
سینه ای دارد پر از اندوه و دردی بس گران
نقد جرم قاصران مستاجران باید کشند
اول اینکه نهاد در مصرع اول با مصرع دوم از حیث تعداد متفاوت است؛ اولی مفرد است و دومی جمع که این اشکال دارد. اما به جز این، ارتباط «جرم قاصران» به «مستاجران» چیست؟ ما برای بیان بیت نیاز به منطق داریم. این منطق البته شاعرانه است اما باید باشد. مخاطب الان با خود می اندیشد: «جرم قاصران» چه ارتباطی با «مستاجر» دارد؟ شاید شاعر در ذهن خود شبکه ای از قرینه ها و ارتباط ها و معانی را ساخته است اما نکته اینجاست که او باید بتواند این شبکه فکری را به مخاطب خود منتقل کند.
بچه ای در خانه گر محکم بکوبد پا زمین
نیش صاحب خانگان مستاجران باید کشند
این بیت هم علاوه بر اینکه با حذف «بر» در «پا زمین» و «زبان» در «نیش صاحبخانه»، زبان شعر را خراب کرده است، نکته خاص و رندانه ندارد. همان حرف عادی است. «اگر بچه محکم پا بر زمین بکوبد، مستاجر باید نیش زبان صاحبخانه را تحمل کند.» باز باید به سوال اول برگردیم: «بیت شما با این جملهء من به جز در وزن عروضی چه تفاوتی دارد؟»
ماه آخر وقت تمدیدست و جان پر استرس
اضطرابی بس گران مستاجران باید کشند
اینجا شاعر موفق شده است از کلمه «گران» استفاده دومعنایی کند و ایهام را در شعر خود بیاورد اما به نظر من می شد آن را باز هم بهتر و عالی تر بیان کرد. مثلاً
می شود ارزانی آنها دم تمدید، ترس
اضطرابی بس گران مستاجران باید کشند
*
آهِ بی پولی که دارد بر دلش آن یک طرف
آهِ صاحب خانگان مستاجران باید کشند
خب در این مورد هم همان بی منطقی و کم ارتباطی کار را سخت می کند. اینکه چرا «آه صاحبخانگان را مستاجران می کشند» توجیه شده و مشخص نیست.
اختلاسی گر نمایان می شود در کشوری
احتمالا حبس آن مستاجران باید کشند
این بیت جالب بود و طنز جالب و رندانه ای داشت فقط حذف «را» مفعولی در مصرع دوم به زبان شعر آسیب زده است. بیت بعدی هم بد نیست اما این «کم کاری خان» جا نیفتاده است. خان چه کاری می کرده که حالا کم کاری می کند؟ بیت بعدی هم با همان فرمول دو بیت پیشین نوشته شده است که فضای شوخی آمیزی رد شعر ساخته شده است.
ای "رسا" روزی اگر مستاجرت گردد کسی
آن زمان دردی گران مستاجران باید کشند!!!
بیت آخر بیت خوبی است. شاعر مخاطب را غافلگیر می کند و نکته ای جلوی رویش می گذارد که منتظرش نیست. شاعر تا اینجا از مستاجران حمایت کرده و برای شان دلسوزی کرده اما یکباره به خود نهیب می زند که اگر یک روز مستاجر داشته باشی، او باید درد بزرگی را بکشد! همین تناقض طنزی ساخته است و پایان بندی شعر را خوب از آب در آورده است.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۱
محمد ولیزاده » سه شنبه 07 خرداد 1398
ممنون نقد بجا و زیبایی بود متشکرم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.