یوسف خوش جمال درباری!




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : محمد مهدی رضایی


عنوان شعر اول : غزل
بسم الله
اگر چه رفتنت برده ست از جسم و تنم جان را
به خاطر می سپارم نغمه های باد و باران را

ملک او را اطاعت کرد و ما دل را به او دادیم
چه چیزی جز محبت  برده بالا شان انسان را

خداوند آفرید اول به جای قلب یک لاله
سپس گِل را گرفت و زد به قالب طرح گلدان را

سفر بود عاشقی کردن در این دنیا ولی صد حیف
منم جوجه پرستویی که گم کرده ست پایان را

به مقصد میرسم یا نه؟ نمیدانم،ولی دیگر
به دست دل سپردم _هرچه بادا_ گوی و میدان را

عنوان شعر دوم : غزل
بسم الله
بگو کنار منی آینه! بگو کنار منی!
گذشته اند رفیقان بگو که یار منی

چنان ذلیل شدم پیش خود که تصویرم
درون آینه میگویدم تو عار منی

از آن زمان که تو را عاشقم تو میدانی
هنوز هم که هنوز است راز دار منی

حدیث عشق تو از قلب تا زبان نرسید
تو محرمانه ترین برگ روزگار منی

غم عزیزِ به جا مانده از زمانی عشق
اسیر سینه ی لا یمکن الفرار منی

به «آه» مات شدی در شب زمستانی
بگو!کنار منی آینه بگو:کنار منی؟

عنوان شعر سوم : غزل
بسم الله
خسته و دل شکسته می نگرم،نا رفیقیّ همسفر ها را
چاره ای نیست پس تحمل کن،ظلم نا چیز این تبر ها را

این چه رسمی ست که در این عالم،حسن و مهر و جمال زیبارا
می دهد گوییا خداوندم ، از خداوند بی خبر ها را

حسرتت بر نخ کلافم ماند یوسف خوش جمال درباری!
لا اقل از فراز مرکب خود بنگر خیل خون جگر هارا

قلب من را گرفتی ودر خود،هستم و خالی از خودم هستم
ساکن قلبمی نمی دانی،حال ما:حال در به در ها را

همچو شاهی که تاج بخشیده،بی کس و بی رفیق می ماند
عاقبت آن کسی که در قلشبش،راه می داد رهگذر هارا
نقد این شعر از : آرش شفاعی
سه غزل با وزن و قافیه ای درست و کامل، با بیت هایی که گاه توانسته‌اند خود را به خوبی از آب و گل درآورند و حتی بیت هایی که به خوبی نشان دهندۀ توانمندی های ذاتی شاعر است، ما را به شاعر 18 ساله این شعرها امیدوار می‌کند. البته در کنار این امیدواری باید نکاتی را هم تذکر داد، نکاتی که عمدتاً در حوزۀ زبان شعر قرار دارد و توجه شاعر به این نکات و تمرین و استمرار در رفع آنها می تواند به شعرش رنگ و بویی تازه بدهد. بگذارید غزل به غزل جلو برویم و درباره هر شعر به تناسب همان شعر، بحثی را مطرح کنیم.
در شعر اول، وقتی شاعر در دوبیت پشت سر هم از دو موضوع بی ربط سخن می گوید (در بیت اول از فراق می گوید و در بیت دوم از شأن انسان و محبت) سعی کرده است در بیت های بعدی پیوندی میان این دو مفهوم ایجاد کند. به همین دلیل بیت سوم باید احتمالاً بیت مهمی در ساختار شعر باشد. این بیت را با هم مرور کنیم:
خداوند آفرید اول به جای قلب یک لاله
سپس گِل را گرفت و زد به قالب طرح گلدان را
مصرع اول ما را خوب جلو می برد. خداوند اول به جای قلب یک لاله آفرید. اما در ادامه شاعر می گوید:
سپس گِل را گرفت و زد به قالب طرح گلدان را
اگر بخواهیم این بیت را به زبان فارسی ترجمه کنیم! باید گفت که شاعر منظورش این بوده است که آنچه ما به عنوان قلب می شناسم، قالبی است به دور لاله ای که خدا در سینۀ ما کاشته است. از جناس خوب قلب و قالب که بگذریم، احساس می شود این تصویر رمانتیک و احساسی در تعقید و پیچیدگی زبان شاعر حرام شده است. ضمن اینکه شاعر باید به بار معنایی منفی اصطلاح «گل گرفتن» هم در زبان روزمره توجه می‌داشت.
در غزل دوم، خیال شاعر به اندازۀ خیال در شعر اول به کار و تکاپو نیفتاده است به همین دلیل این شعر به طور کلی بیشتر بر زبان متکی است تا تصویر. در مجموع غزل نرم، عاشقانه و احساسی یی هم هست ولی چون اتکای شاعر بر زبان است، ایرادات یا سستی های زبان در این شعر بیشتر به چشم می آید. مثلاً در این بیت:
از آن زمان که تو را عاشقم تو میدانی
هنوز هم که هنوز است راز دار منی
توی که دوم در مصرع اول، فقط برای پرکردن وزن آمده است و کاملاً حشو است و شاعر حتماً می‌داند که حشو به زبان شعر، ضربه می‌زند.
در غزل سوم، وزن شعر به شعر ضربه زده است. دلیلش هم این است که وزن بلند و دوری نیاز به تجربۀ زیادی در عرصۀ سرودن دارد و برآمدن از عهدۀ آن کار ساده ای نیست.
در همان مصرع نخست شاعر مجبور شده است برای رعایت وزن تلفظ درست نارفیقی همسران را عوض کند و یک تشدید بی دلیل به واژگان شعر اضافه کند. باز، وقتی شاعر گفته است: «قلب من را گرفتی ودر خود،هستم و خالی از خودم هستم» توقف و سکته ای که بین دو پارۀ مصرع ایجاد شده است، به موسیقی شعر ضربه زده است.
کوتاه سخن اینکه انتظار ما از شاعر این است که همیشه شعرهایش سرشار باشد از بیت‌های خوبی مثل این:
حسرتت بر نخ کلافم ماند یوسف خوش جمال درباری!
لا اقل از فراز مرکب خود بنگر خیل خون جگر هارا

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
محمد مهدی رضایی » دوشنبه 13 خرداد 1398
ممنونم از نقد بسیار عالیتون آقای شفاعی حتما سعی میکنم با توجه به توصیه های شما سطح شعرم رو ارتقا بدم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.