متوقف در لایۀ اول




عنوان مجموعه اشعار : ماجراهای گلبان
شاعر : حسین نوری


عنوان شعر اول : وصال
آن زمانی که رُخت تابید بر ایوان دل
عقل و هوشم سایه شد افتاد در دالان دل

آسمان دلبری دارد هزاران کهکشان
دلبر من چون شدی گم شد همه کیهان دل

گونه ی گلگون تو سیب نگاهم شد سپس
بوسه ای، آنگه هبوط و شادیِ شیطان دل

آسمان کردم رها و هم رهت سوی زمین
رخ به رخ در بازیِ شطرنج شد میدان دل

مات کردی ناگهان گلبان و کامل شد وصال
در وصالت مست دیدم چهره ی خندان دل

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
هر شعر علاوه بر مفهومی که مورد نظر شاعر است، حاوی پیام ها و نشانه های دیگری هم هست. بخشی از این پیام ها و نشانه ها، فرامتنی است. یعنی اینکه در متن اشاره ای مستقیم به آنها نشده است اما مخاطب با توجه به نشانه هایی که در متن می بیند، آن ها را می شناسد و درونی می کند. مثلاً شعر حافظ را در ردۀ شعر عاشقانه - عارفانه رده بندی می کنند. وقتی قرار است شعر او را با اتکا به متن تفسیر و معنا کنیم، از دایرۀ اصطلاحات عرفانی یا مفاهیم موجود در ادبیات عاشقانه یا لیریک بهره می بریم. در شعر او بسیاری از اصطلاحات ادبیات عرفانی مورد استفاده قرار گرفته است اما تنها مفاهیمی که از شعر او برای مخاطب درونی می شود، اینها نیست. خوانندۀ شعر حافظ علاوه بر ادبیات عرفانی و عاشقانه، با مجموعه ای از نشانه ها رو به رو می شود که او را به فرامتن می برد. مثلاً دلیل اینهمه شکایت او از وجود ریاکاری و گلایه از دوران خود، چیست؟ در شعر او نشانه هایی می بینیم که ما را موقعیت تاریخی خاصی ارجاع می دهد. به همین دلیل بسیاری معتقدند که در لایه دوم شعر حافظ ما با یکی از درخشان ترین نمونه های شعر سیاسی و اجتماعی نیز مواجه می شویم. او با زیرکی و رندی توانسته است مخاطبان خود را با فضای سیاسی و اجتماعی قرن هشتم و بی ثباتی پس از حملۀ تیموریان آشنا کند. اگر از این بحث استفاده کنیم و به سراغ شعر «وصال» بیاییم، در لایۀ نخست با شعری عاشقانه روبه رو می شویم اما به نظر می رسد در همین لایه متوقف خواهیم ماند. اگر فرض را بر این بگیریم که این شعر را در این سایت نخوانده ایم و به صورتی ناگهانی به دست ما رسیده است، واقعاً متوجه نخواهیم شد که شاعر این شعر در قرن چندم زندگی می کرده است؟ آیا شاعری در قرن هفتم که در بخارا یا بلخ زندگی می کرده است، زبانی جز زبان این شعر داشته است؟ ارجاعات زبانی، تصویری، مفهومی و ... در این شعر ما را به جایی نمی رساند و همین ایراد بزرگی است که شعر را در خوانش نخست متوقف می کند. البته زبان و تصویرسازی های شعر نیز چندان قدرتمند نیست که اقلاً ما را در همان خوانش نخست به لذت زیبایی شناسانه ای برساند. اما فرض کنیم که این لذت هم حاصل می شد، شعر چیزی ورای آن برای مخاطب نداشت.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۲
حسین نوری » شنبه 25 خرداد 1398
اینکه علاوه بر این دو مفهوم، شعر، مفهوم سومی (و یا بیشتر) در لایه های پنهان داشته باشد، البته قلم توانمند و تجربه و سواد بالایی می‌خواهد که مثل بنده تازه کار حالا حالا ها باید در آسیاب شاعری کار کنم. در هر صورت از اینکه از شعر بنده چنین انتظاری دارید، افتخاری است برای بنده
حسین نوری » شنبه 25 خرداد 1398
سلام ممنون از نقد بسیار مفید شما بنده تقریباً در تمامی اشعاری که تا کنون سروده ام، مفهومی غیرقابل بیان در نظرم بوده و هست (که فکر می‌کنم اکثر یا تمامی شعرها چنین خصوصیتی داشته باشد) که جدای از ظاهر برداشت می‌شود و اگر یکی دو خط توضیح بنویسم، شاید خواننده متوجه شود و جالب هم باشد ولی در حال، مطلوبم نیست و سعی کرده ام نشانه هایی خیلی گنگ بگذارم و یا یکی دو بیت را قبل از انتشار حذف کنم. اینکه علاوه بر این دو مفهوم، شعر، مفهوم سومی (و یا بیشتر) در لایه های پنهان داشته باشد، البته قلم توانمند و تجرب

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.