فصاحت کلام را فراموش نکنیم




عنوان مجموعه اشعار : زردآلو
شاعر : حسین نوری


عنوان شعر اول : زرد آلو

من ز زردآلو ندیدم میوه ی شیرین تری
چون که می‌خندد کند رخسار او هم دلبری

رنگ آن زرد است لیکن گونه هایش آتشین
عین روی دلبرم پیش از وصال و مُسکری

بس که زیبایی نهفته در دل این بهترین
سر به زیر آرد! درختش در زمان نوبری

بارشی را از طلا آنگه ببینی بر زمین
سفره ای زرین به زیر و سهم مادر اخضری

در دل این میوه پنهان یک جهان دیگری
پرده ای دارد به رو، باید بیابی معبری

پرده را چون می شکافی، لحم تازه در میان
راه آن پر آب، گرداگرد چوبین پیکری

قسمت چوبین آن همچون دژی پر رمز و راز
چون صدف دارد درونش دانه ای چون گوهری

این صدف «گلبان!» اگر پنهان کنی در زیر خاک
خود شود انگه درخت و بعد آن هم مادری!

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
شعر جدید آثای حسین نوری رگه هایی از طنز و شوخ طبعی را در خود دارد. اما قبل از اینکه به موضوع شوخ طبعی در شعر بپردازیم وارد حوزه ای می شویم که در هر حال برای نوشتن هر موضوع و سوژه ای در هر سبک و سیاقی، شاعر به آن احتیاج دارد؛ حوزه زبان! در مورد زبان قبل از این هم به شاعر تذکر داده شده است اما با توجه به اثر حال حاضر باز هم نیاز به گفتن است. اول از همه باید بگویم حرف این نیست که شاعر در حال حاضر از زبانی جدید یا قدیم استفاده می کند. اشکال بزرگ این است که ما با زبانی غیرهمگن و درهم مواجهیم. علاوه بر این، شاعر از استفاده از کلمات کم کاربرد یا حتی بی کاربرد در زبان هم مضایقه ندارد. مثلاً واژه ای مثل «لحم» به طور قطع در زبان فارسی کاربرد ندارد، چه در گذشته و چه در حال. در آثاری از گذشتگان اگر هم استفاده ای از این واژه شده است برای این است که آنها در استفاده از زبان عربی چه به صورت جمله کامل (بیت و مصرع) و چه اصطلاح و کلمه مشکلی نداشتند و استفاده از زبان عربی در شعر گاه نوعی مفاخره و تبختر هم بوده است. اما امروز اینچنین نیست و ما باید بدانیم که بهتر است از واژگانی استفاده کنیم که در دایرهء محیط زندگی ما وجود دارد. این موضوع باعث می شود ما بتوانیم از تجربهء زیستی خود برای شعر استفاده کنیم. در این اثر، این اتفاق افتاده است که شاعر از نگاه خود به گوشه ای از جهان هستی نگریسته است. شاعر میوه زردآلو را وصف کرده است. این وصف طبیعت مخصوصاً در شاعران قرن پنجم و ششم و قبل از ورود توصیفات جنگی به شعر وجود داشت. منوچهری دامغانی یکی از شاعران بزرگ این عرصه است. اما گذشته از این ابیات قبل از هر چیزی باید روان و بدون دست انداز باشد. .
من ز زردآلو ندیدم میوه ی شیرین تری
چون که می‌خندد کند رخسار او هم دلبری
اول از همه باید در مورد تنافر حروف باید حرف بزنیم. چیزی که در ساخت وزن شعر اشکالی ندارد اما حضور حروف متنافر در گوش خوشایند نیست. «ز زردآلو» تکرار دو بار حرف «ز» در اینجا جالب نیست. اما علاوه بر این در مصرع دوم مصرع دچار ضعف تالیف گشته است. «چون که می‌خندد کند رخسار او هم دلبری» صورت سالم زبان این مصرع اینطور است: «چون که –هم- می خندد و –هم- رخسارش دلبری می کند» می بینید که در مصرع یک «هم» کم است و یک «او» زیاد. جابجایی عناصر جمله هم باعث اختلال در معنی شده است.
رنگ آن زرد است لیکن گونه هایش آتشین
عین روی دلبرم پیش از وصال و مُسکری
این بیت بیت خوبی است. تشبیه شاعرف تشبیهی جالب و بلیغ است اما حیف که قافیه چندان قدرتمند نیست. چرا که «مسکری» واژه ای است که در اینجا خیلی خوش ننشسته است. اگر به جای «مسکری»، «مستی» (گذشته از مسئله قافیه) بود، بیت کاملاً دلنشین بود.
بس که زیبایی نهفته در دل این بهترین
سر به زیر آرد! درختش در زمان نوبری
این بیت هم در روانی بیت خوبی است اما مشکل آن قدرت منطقش است. زیبایی ارتباطی به سر به زیری ندارد. مثلاً این ارتباط می توانست با نجابت و باشخصیتی زردآلو برابر شود!
بارشی را از طلا آنگه ببینی بر زمین
سفره ای زرین به زیر و سهم مادر اخضری
در مصرع دوم این بیت شعر دچار ضعف تالیف شده است. تصویر شعر تصویر قشنگی است اما معنا مختل است. تشبیه زردآلوهای بر زمین ریخته به سفرهء طلا زیباست اما در ادامه باقی وصف الکن مانده است. «سهم مادر اخضری» یعنی چه؟ البته می دانم یعنی مادر طلاها را به زمین می بخشد و سهم خودش سبزی برگ هایش است اما جمله چقدر فصیح و سلیس است؟
ادامه بیت ها هم به همین ترتیب اشکالات زبان و بیان دارند.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.