تجربه‌هایی که تجربه شده‌اند




عنوان مجموعه اشعار : آن شرلی
شاعر : آیدین قلی نژاد


عنوان شعر اول : آنه
من: همنشینِ پنجره ،شب ها، غریبانه
مویِ تو را در شعرهایم می کنم شانه

تو همنشینِ دوستدارانت!همین خیلِ
در ظاهر عاشق باطنا با عشق بیگانه

اِی #گیلبرتِ شیکِ این عصرِ مدرنیته
می خواستم سهمم شوی امّیدوارانه-

که بوده ام ورّاجه ای پیشت...ولی هستم
مثل #مَتیو ساکت و آرام در خانه

تو مثل #ماریلائی و می شد به دست آورد
قلبِ تو را با حرف هام آنگونه که #آنه ...
.
اما نه حالا که دلت را برده و حتی
قاپ تو را دزدیده است آن شخص،خصمانه

خوش باش با آن...مرد! اما لااقل گاهی
اِی کاش می شد دیدنت باشد بلامانع

آیدین قلی نژاد

عنوان شعر دوم : ...
...

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : آرش شفاعی
فراروی از معیارهای کلاسیک در شعرهای کلاسیک، از ترفندهایی است که شاعران نوگرا برای تازه کردن حال و هوای شعر کلاسیک و استفاده از ظرفیت این قالب ها برای مواجه شدن با مخاطبان بیشتر، از آن استفاده کرده اند. این شیوه و شگرد البته در سال های پیش به اندازه ای مورد توجه بود که شاعران با وارد کردن چند واژۀ بیگانه یا تغییر لحن یا شگردهایی این گونه به سرعت مورد توجه مخاطبان قرار می گرفتند. آنچه دربارۀ آن صحبت می کنیم، سابقه ای بیست ساله دارد و در این دهه ها به اندازۀ کافی از این شگردها بهره برده اند و اگر قرار است کسی از این شگردها استفاده کند، باید کاری تازه کند وگرنه تکرار جسارت های زبانی شاعران در گذشته، جسارت محسوب نمی شود.
در این غزل ما با شاعری مواجهیم که انگیزه ای بسیار برای نوجویی و نوگرایی دارد اما در عین حال دلبستگی هم به قالب های کلاسیک دارد. او برای اینکه به هر دو گرایش پاسخ دهد در شعر هم جنبه هایی از حال و هوای مألوف غزل را استفاده کرده است و هم سعی کرده است با تعبیه واژگان نو و اصطلاحات روزمره فضای شعرش را تازه کند. این کار اگر با حفظ تعادل و هوشیاری برآمده از تجربه همراه باشد، موفق خواهد بود وگرنه نمی تواند شعر را به سرمنزل مقصود برساند و باعث نوعی دوهوایی و فضاهای دوگانه و متناقض در شعر خواهد شد مثلاً شاعر جایی می‌گوید:
قاپ تو را دزدیده است آن شخص، خصمانه
در همین مصرع نیمۀ اول مصرع کاملاً از زبان محاوره و روزمره بهره برده است و اصطلاح کسی قاپ دزدیدن را از زبان عامیانه وارد شعر کرده است اما در ادامه ناگاه زبان و فضای شعر به شکلی محسوس کلاسیک می شود: آن شخص، خصمانه. آیا ما در زبان عامیانه این گونه حرف می زنیم؟
ورود کلمات بسیاری که شاید معنای خیلی از آنها را هم مخاطب نداند، باعث شده است نوعی گیجی در دریافت معنای شعر حاصل می شود که در مجموع به سود شعر نیست. همۀ اینها را گفتیم و این را هم بگوییم که نشانه های امیدوارکننده ای از شعر خوب در این اثر هست که باشد که بیشتر و بیشتر شود. مثلاً:
موی تو را در شعرهایم می کنم شانه...

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.