ابهام در تصویر




عنوان مجموعه اشعار : ترنم خیال
شاعر : محمد حسین ناطقی


عنوان شعر اول : لاعلاجی
لطف کن، از وسط ِ خاطره هایم برخیـز
دور شو! ای شبِ بی حوصلگی در پائـیز

با تو شاعر شدنم عینِ بلاتکلیـفی ســت
دست بردار از این در به درِ بی همه چیز

ریخته در بـم ِ تنهـایی یِ من آوارت !
در تو چادر زده ام ای گُسلِ حادثه خیـز

پیـله کردم به تـو وُ شعر تـنیدی در من
از تو آغاز شدم، ای شب ِ پروانه ستیز

به خیابان، به دل ِ نازک باران زده ام
که ندارم به جز آغوش ِ خودم راهِ گریز

چه کنم! شهرِ پر از فتنه یِ چشمانت را
که به من زل زده از قاب شکسته سر میز

که تو! هم دردی و هم مرهـمِ تنهایـی هام
لا عـلاجی یِ تو غیر از تو ندارد تجویـز

محمدحسین ناطقی


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
غزل عاشقانه، با زبانی نرم و همراه با تلاش نسبی شاعر برای کشف و انتقال تصویرهای تازه، بی شک یکی از اولین چیزهایی است که مخاطبان بی شماری در شعر امروز را راضی می کند. از این حیث باید به شاعر شعر «لاعلاجی» تبریک گفت چرا که شیوه ای برای نفوذ در دل و احساس مخاطبانش پیدا کرده است که سابقه ای دیرین در جواب دادن و جواب گرفتن دارد و کوتاه ترین راه برای نیل به مقصود محسوب می شود. اما یک مرحله بالاتر از پسند مخاطب اگر بخواهیم دربارۀ این شعر و شعرهایی مانند آن حرف بزنیم، حرف هایی است که باید دربارۀ تخیل و زبان زد و در این نوشته من میخواهم با تمرکز بر تخیل، پیش بروم. اجازه بدهید از یکی از بیت های همین شعر شروع کنیم:
پیـله کردم به تـو وُ شعر تـنیدی در من
از تو آغاز شدم، ای شب ِ پروانه ستیز
در اولین برخورد با این بیت، چیزی که مشخص است این است که شاعر سعی کرده است از ظرفیتی استفاده کند که مراعات النظیر برای او ایجاد کرده است. در این بیت کنار هم آمدن پیله، تنیدن و پروانه نشان دهندۀ این است که شاعر حواسش به رعایت مراعات النظیر بوده است ضمن اینکه او سعی کرده است با استفاده از یک اصطلاح( پیله کردن) سطح استفادۀ خود از مراعات النظیر را یک پله بالاتر ببرد. اما نکته دقیقاً این است که محوریت تصویر در این بیت، مبهم است. این بیت خطابی است، خطاب شعر به توی مستتر در بیت، با استفاده از یک استعاره شکل می گیرد: ای شب پروانه ستیز!
سؤال این است که آیا این خطاب روشن است؟ شب پروانه ستیز، یعنی چه؟ پروانه ستیز بودن شعر، مدح است یا قدح؟ مثبت است یا منفی؟ در شعر و در ادامه ابیات ما جواب روشنی برای این سؤالات پیدا نمی کنیم و محوریت تصویر همچنان مبهم باقی می ماند. به نظر می رسد شاعر باید در ساختن تصویرهای خود کمی از شتاب زدگی و برخورد ساده انگارانه با کلمات دست بکشد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۳
شیرین سیاسر » جمعه 14 تیر 1398
بسیار زیبا و روان و‌ دارای انتقال حسی سریع و عاشقانه بود
محمد حسین ناطقی » جمعه 22 شهریور 1398
درود و سپاس????
محمد حسین ناطقی » شنبه 08 تیر 1398
درود جناب شفاعی ممنون که وقت گذاشتید .

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.