اول؛ وزن




عنوان مجموعه اشعار : شعر نو
شاعر : ريحانه مسماريان


عنوان شعر اول : ميهماني باران
ميدوم تا برسم
خيس خيس از تب تند باران
كوچه ها غرقِ سكوت
خانه ها در دلشان غرق نياز
و چه از باران دور...
عابري چتر به دست
در تكاپوي رسيدن شايد!
به كدامين مقصد...؟
آسمان اين لحظه
نذر باران دارد
در خيالم راه را برگشتم
من به ميهماني باران رفتم
دوره گردي ديدم
دست به دامان گلي
تا كه امشب بخرد حال خوشي
را در خواب
به گمانم عشق مانند گلي است
مي رود از كف هر رهگذري
و كسي نيست كه گل را بخرد!
باران
در دل مردم شهر
بارش ابر نبايد ها بود
عشق نامي است عجيب!
خاطرم آشفته است
در دياري كه گل عشق
چنين بي يار است
در دياري كه كسي
لطف نمي داند چيست
آسمان بودن و از عشق
حفاظت كردن
به چه اندازه ، چه بي حد
زيباست.


عنوان شعر دوم : .
دل دلتنگ مرا فرض بگير
اندكي مهر و محبت از كسي قرض بگير
به سراغم تو بيا
من گلي بيمارم
مرضم مسري نيست
اين مرض مال دل سنگي نيست
من اگر بيمارم ، از سر معرفت است
از سر عشق ، وفا
عشق يك موهبت است
آنچه از خاك بيرون آيد اميد است ، اميد
لحظه اي فكر بكن.
صبح ، تاريكي شب را نويد است ، نويد
علت كوشش من باش، بيا
بستر رويش من باش، بيا
دل دلتنگ مرا فرض بگير
اندكي رحم و مروت از كسي قرض بگير
به سراغم تو بيا
من به تو محتاجم
عدمم را به تماشا ننشين .

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
در شعرهایی که از این شاعر می‌خوانیم دو نکتۀ مثبت وجود دارد، یکی اینکه مشخص است شاعر، بر عنصر احساس و عاطفه تسلط نسبی دارد و اگر شعرهایش از نظر فنی به جایگاهی قابل ملاحظه برسد، می تواند از این خصیصه در شعرش بهره‌مند باشد و مخاطبانش را با خود همراه کند. نکتۀ دومی هم که باید به آن اشاره کرد این است که شاعر سعی کرده است تجربه‌های خود را محدود نکند، مثلاً اگر از قالب‌های شعرنو استفاده می کند، سعی کرده است از ظرفیت های قافیه هم استفاده کند و شاهد این ادعا این بندهای شعر است:
آنچه از خاك بيرون آيد اميد است ، اميد
لحظه‌ای فكر بكن.
صبح ، تاريكي شب را نويد است ، نويد
علت كوشش من باش، بيا
بستر رويش من باش، بيا
دل دلتنگ مرا فرض بگير
اندكی رحم و مروت از كسی قرض بگير
اما در این سطرها علاوه بر تلاش شاعر برای ایجاد موسیقی از طریق قافیه، نکتۀ دیگری هم هست که باید به حساب ضعف های شاعر گذاشت. اگر شاعر وقت بیشتری برای آموختن وزن عروضی بگذارد و سعی کند در این عرصه تمرین کند، خودش متوجه خواهد شد که در این سطرها نتوانسته است وزن را به درستی رعایت کند:
صبح ، تاريكي شب را نويد است ، نويد
یا:
اندكی رحم و مروت از كسی قرض بگير
این لغزش‌های وزنی کوچک می‌تواند باعث شود که مخاطب جدی و حرفه ای شعر، اصلاً رغبتی به خواندن شعر حتی به صورت تفننی نداشته باشد. حیف است شاعر توانمندی های احساسی و عاطفی شعر خود را به دلیل نداشتن تجربۀ کافی در وزن از دست بدهد. به همین دلیل مهترین و نخستین توصیۀ ما به شاعر این است که شعرش را از نظر وزنی به حد لازم از سلامت و کیفیت برساند تا بشود بعد دربارۀ دیگر عناصر شعر حرف زد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.