قافیه را بیاموزید




عنوان مجموعه اشعار : تنهایی
شاعر : علیرضا براتی


عنوان شعر اول : تنهایی
تنهایی ام سهمِ چراغ خانه ای گردید
بر سایه دیوار گویی ، سایه ام خندید

آیینه از آیینه ی چشمم گریزان شد
لب های خشکیده ، میان چهره ام خندید

چتری بدون دست در دستان باران بود
شبهای بارانی ، سراسر گریه ام خندید

بر کودک ناخفته ام رنگِ اسارت بود
آزادیِ اندیشه ام بر حسرتم خندید

آری چنان شعرم برایم قصه می خواند
تعبیرِ چشمانِ تَرم بر دفترم خندید


#علیرضا_براتی

@cafeashena

عنوان شعر دوم : بهانه
درمان چه بود که درد را بهانه کرد
خوابی نرفته چرا تعبیر خواب را بهانه کرد

در دل نبود جز آستان مهر و وفای یار
راهی نرفته چرا تفسیر راه را بهانه کرد

هرچند آب رفته نمی آید به کوزه باز
دریا نرفته چرا ساحل امواج را بهانه کرد


#علیرضا_براتی

@cafeashena

عنوان شعر سوم : خاطره
برسایه دیوار خود ، خطی کشیدم
خطی میان ساعت و خنجر کشیدم

در قاب عکس خالی ام پروانه ای بود
بر پیله یِ نقاشی ام دستی کشیدم

در خاطرِ آن خاطرات رفته ام بود
بر سینه یِ تنهایی ام عکسی کشیدم

در جام آن میخانه ام لطفی دگر بود
بر پیک یِ یک پیمانه ام رسمی کشیدم

در مسلک آن خانه ام ، ویرانگی بود
بر تار و پود جامه ام عطری کشیدم

#علیرضا_براتی

@cafeashena
نقد این شعر از : آرش شفاعی
هنگامی که قرار است یک شعر را نقد کنیم و دربارۀ آن نظر دهیم، می توانیم از چند منظر به شعر نگاه کنیم. می توانیم نقدی صرفاً فرم گرا ارائه دهیم و کاری به مضمون نداشته باشیم و بالعکس می توان نقدی مضمون گرا کرد و کاری به فرم نداشت. هردو منظر، در نقد رویکردهای خاص خود را دارد و از خاستگاه های فکری و فلسفی مشخصی برمی خیزد. اما نکته ای که در این میان هست این است که ممکن است نقدی فرم گرا ارائه کرد و به مضمون کاری نداشت، نه به این دلیل که مضمون را مهم نمی دانیم بلکه به این دلیل که فرم شعر هنوز آنقدر قوام نیافته است که اصولاً بشود وارد حوزۀ مضمون شد. در شعرهای این دوست عزیزمان این اتفاق افتاده است. شعر دچار کاستی هایی روشن در حوزۀ شکل و فرم است. این ایرادات آنقدر مهم و بنیادین هستند که دیگر ورود به حوزۀ مضمون و حرف زدن دربارۀ دیگر عناصر قوام دهندۀ شعر، بی وجه است. دوست عزیز توصیۀ اکید من به شما این است که باید (متأسفانه به هیچ وجه نمی شود از زیربار این باید فرار کرد و آن را به بعد موکول کرد) قافیه را بشناسید و اصول آن را بیاموزید. شعرهای شما از نظر قافیه ایرادات روشنی دارد. به عبارت درست تر شما تفاوت میان قافیه و ردیف را نمی‌شناسید و قالب های شعر را به درستی نیاموخته‌‌اید.
ممکن است بگویید من شعر را به صورت ذوقی آموخته اید و فرصتی برای خواندن فنون و قواعد قافیه نداشته اید. این توجیه به نظر من قانع کننده نیست. کسی که قرار است شعربگوید و در عرصۀ شعر برای خود نامی دست و پا کند باید سختی های این راه را هم به جان بخرد، بخشی از این سختی این است که قواعد و قوانین شعر یعنی عروض و قافیه را بخواند و درک کند که مثلاً خانه و سایه و چهره و گریه و حسرت و دفتر به هیچ عنوان با هم قافیه نمی‌شوند و ردیف چیست و وزن کدام است و....
کتاب «آشنایی با عروض و قافیه» نوشتۀ استاد دکتر سیروس شمیسا می‌تواند به شما در این مسیر کمک کند.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.