تصویرسازی و تصویرنسازی




عنوان مجموعه اشعار : ناشنیده
شاعر : لیلا ساتر


عنوان شعر اول : مثنوی .آتش و دود
آهای مرد هوایی کجا دلت گم شد
خمیر بازی دست زنان مردم شد
پرنده ی هوس دختران رویایی
تو از خراب کدام آشیانه می آیی
بزرگ قدرت مطلق پر از توانایی
مترسک سر جالیز ها مقوایی
همیشه پیش زنان لاف من بدم زده ای
و مخفیانه بر احساسشان قدم زده ای
تو نشئه ی زنی و زن خمار سادگی ات
تو بنده ی هوسی بند بی ارادگی ات
زنی که واسطه ی بین آتش و دود است
زنی که شاخه ی سبز درختی از عود است
تو از خراب کدام آشیانه می آیی ؟
پرنده ی هوس دختران رویایی

عنوان شعر دوم : غزل . خرگوش کلیله
دو آسمان سیاه میان صورت ماهت
غروب نیلی خورشید ابروان سیاهت
پرندگان مهاجر فروختند چه ساده
ترانه تر جالیز را به شرم نگاهت
چه ساده به پرچین شانه هات برقصند
چقدر سیب بچینند از درخت گناهت
تو ای شهامت خرگوش قصه های کلیله
چه شیر ها که بیفتد به چاه بر سر راهت
شرابخانه ی پاییز واپسای غم انگیز
بهار می چکد از برگهای زرد نگاهت

عنوان شعر سوم : ترانه . مرگ تدریجی
تن داده به ی مرگ تدریجی
هر ثانیه روح خود آزارم
بسته هوا دورو برم سقفی
چون رو زمین چشماتو کم دارم


نسل پلنگا منقرض می شه
امشب اگه زندون کنی ماهو
تو انفرادی جم می شن موشا
هی می جون نورای کوتاهو


من با تو چندین سال پی در پی
تو آسمونا زندگی کردم
تو نشئه ای داغی نمی فهمی
من دائم الخمرم که برگردم


خورشیدی و از من چه می دونی ؟
از این شهاب سرد و فرسوده
دور از تو و دور از خودش هرشب
آهنگری بیهوده می کوبه


همزات پنداری بکن با من
یک لحظه روی این زمین سرد
رو دامنم با هم گلاویزن
طغیان ی زن تو هجوم مرد
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعرهای شما نشان می دهد که به ضرورت های بایسته و شایستۀ شعر امروز توجه دارید. تمرکز بر گسترش دایرۀ تخیل، عمده ترین وجهی است که شعر شما بر آن استوار است و گسترده تر کردن این دایره به شعر شما قدرت و تشخص بیشتری خواهد بخشید. نکته ای که باید دربارۀ شعر شما بر آن تمرکز کرد ، این است که شعر شما از آبشخور تخیل شاعران دیگر سیراب نمی شود و این نکته، در میان شعرهای به شدت تقلیدی و تکراری امروز، نکتۀ مهم و قابل توجهی است. شما در اغلب ابیات شعرتان کوشیده اید به جای نوشتن از روی دست دیگران، به دنبال کشف و آفریدن تصویرهای نو باشید و این ویژگی را در هر سه شعرتان که در قالب های گونه‌گون سروده شده‌اند، می‌شود به روشنی دید.
برخی تصویرهای شعرهای شما البته این ویژگی را ندارند مثل مترسک سرجالیز ( که تصویری تکراری و هزاربار گفته شده در شعر امروز است) و در برخی بخش های شعر نیز از این ویژگی شعر دست کشیده اید و خواسته اید به جای تصویرسازی، مستقیم حرف بزنید و اتفاقاً همین بخش های شعر است که از بقیه کم جان تر و کم خون تر است:
همیشه پیش زنان لاف من بدم زده‌ای
و مخفیانه بر احساسشان قدم زده‌ای
تو نشئه‌ی زنی و زن خمار سادگی‌ات
تو بنده‌ی هوسی بند بی ارادگی‌ات
در اینجا شاعر تصمیم گرفته است مخاطب خود را گوشمالی اساسی بدهد، به همین دلیل اصولاً دیگر به چیزهایی مثل تصویرسازی و تخیل خیلی اعتقاد نداشته است! و اتفاقاً همین سطرها، ضعیف ترین سطرهای شعر هستند.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.