رابطۀ شقایق و نیلوفر




عنوان مجموعه اشعار : جاری تر از رود کر
شاعر : اسد زارعی


عنوان شعر اول : شرح زندگی
آری عزیزم زندگی بی درد سر نیست
چون زندگی بی درد در شان بشر نیست
روح تهی از عشق مثل سایه ی سرد
همراه تن می آید ، اما همسفر نیست
دیدی ، خزان وقتی تعرض می کند که
نیلوفر از قلب شقایق با خبر نیست
خالی شدند از محتوا شیران در سیرک
پس زندگی کردن به هر قیمت ، هنر نیست
از گرگ و میش زندگی می ترسم آری
وقتی ته آن آفتابی جلوه گر نیست
گفتی که سخت عاشق شدی، اما گل من
در دست های سبز عاشق که تبر نیست
من گرد خورشید آنقدر گردیده ام که
روشن شوم سر قد دل صاحب نظر نیست






عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
دیدی ، خزان وقتی تعرض می‌کند که
نیلوفر از قلب شقایق با خبر نیست
از این بیت شروع می کنم چون فکر می کنم جامع همۀ حرف هایی است که دربارۀ شعر می شود گفت. بیت، بیت ساده ای است. شاعر حکمی صادر کرده است و من به عنوان مخاطب دربرابر این حکم شاعرانه قرار دارم. قرار است از این شعر و از این بیت لذت ببرم و علاوه بر لذت بردن، پیامی را هم که شاعر برایم فرستاده است، درک کنم.
صحبت شاعر دربارۀ خزان است. خزان از نظر شاعر، چیزی بد است. باید از خزان فرار کرد و نباید گذاشت خزان به قلب تعرض کند. خب، تا اینجا حرف زیادی نداریم. ممکن است بگوییم چه کسی گفته است خزان بد است؟ خزان خیلی هم زیبا و شاعرانه است. بله، به خزان به این صورت هم می شود نگاه کرد اما فعلا حرف شاعر است که برای ما حجت است. اما خزان چه وقت به قلب ما تعرض می کند؟ و برای جلوگیری از تعرض خزان به قلبمان باید چه کنیم؟ شاعر به ما می گوید که خزان وقتی به قلب تعرض می کند که نیلوفر از شقایق بی خبر باشد. اما ربط میان شقایق و نیلوفر چیست؟ هر دو نام یک نوع گل هستند، اما یکی در مرداب ها و مناطق مرطوب می روید و دیگری در وسط بیابان و صحرا. پس طبیعی است که نلیوفر از شقایق بی خبر باشد! ممکن است بگویید شاعر خواسته است از ظرفیت استعاری کلمات استفاده کند. خب اگر با این نگاه به بیت توجه کنیم می توانیم بگوییم که نیلوفر معمولاً استعاره و نماد آرامش، نیروانا، حضور قلب و روییدن زیبایی در عین زشتی است. شقایق هم با داغ و خون پیوند معنایی دارد. از این جنبه هم اگر نگاه کنیم به نظر می رسد، معنایی برای بیت نمی شود تراشید. شاید درست ترین برخورد با این بیت این باشد که شاعر دو جای خالی وزنی داشته است و خواسته است وزن را با نام دو چیز پر کند و اولین چیزهایی که به ذهنش رسیده، نیلوفر و شقایق بوده است. به همین دلیل این بیت می شد به این صورت ها هم نوشته شود، مثلاً:
ارکیده از قلب گلایل با خبر نیست
شیپوری از قلب گل رز باخبر نیست
و...
البته تفاوت چندانی هم در شعر ایجاد نمی شد. به هرحال به نظر می رسد ایراد اصلی این شعر این است که شاعر با ساده انگاری هرچیزی که در لحظه سرودن به ذهنش آمده است را در شعر وارد و تثبیت کرده است در صورتیکه هر واژه در شعر باید چنان استوار و دقیق باشد که نتوان آن را به همین سادگی و راحتی تغییر داد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۳
اسد زارعی » شنبه 05 مرداد 1398
سلام خیلی لطف کردید ممنون
آرش شفاعی » شنبه 05 مرداد 1398
منتقد شعر
منظور من ارتباط استعاری یا لفظی بود، یکبار دیگر نقد را بخوانید. درود
اسد زارعی » چهارشنبه 02 مرداد 1398
درود بر شما استاد عزیز ممنون بزرگوار خب نیلوفر وشقایق هر دو گل هستند از جامعه گلها مثل جامعه انسان ها خزان در ادبیات فارسی هم معمولا نماد غم و افسردگی است حالا اگر رابطه نیلوفر وشقایق تعمیم داده شود به انسان آیا یک انسانی که در مناطق مرطوب سبز با خصوصیات اخلاقی خاص خود زندگی میکند نمی تواند از حال یک نفر که در بیابان خشک با روحیه مخصوص خود زندگی میکند با خبر باشد نمی شود گفت غم زمانی هجوم می آورد به جامعه که آدم های دارای زندگی راحت از انسان های در تنگناه بی خبر هستند؟

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.