مراتب تأثیرپذیری




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : حسین چمن سرا


عنوان شعر اول : .
خدشه‌ی اظهارْ وارد می‌کنیم؛ آهیم ما!
خویش را در جنگْ با آیینه می‌خواهیم ما

تا توانی هست انکارِ حقیقت می‌کنیم
تا نفس داریم با بیراهه همراهیم ما

غفلتْ‌ایجادیم و عمری صرفِ نسیان کرده‌ایم
بی‌خودیم از خود، ضمیر ناخودآگاهیم «ما»

مَردِ فقدانیم و در کارِ خللْ اندوختن
در ازای نیستن، از خویش می‌کاهیم ما
*
ما گلستان در دل آتش مهیا ساختیم
حلق اسماعیل: ما، چاقوی ابراهیم: ما

عنوان شعر دوم : .
مگر از آینه‌ی ما چه خطایی سر زد
که هرآیینه، قضا کینه‌ی نو می‌ورزد؟

مرغ بسمل، به بلندای رهیدن نپرید
هرچه در مهلکه‌ی خون و جنون پرپر زد

زیستن، زخم عمیقی‌ست که بر گُرده‌ی ماست
چه کسی سرزده از پشت به ما خنجر زد؟

عرصه‌ی عَرضه‌ی عجز است؛ که هر جنبنده
بید سستی‌ست که از باد به خود می‌لرزد
*
کرم شب‌تابی و دل‌خوش به شعاعی بودیم
آفتاب آمد و بر جلوه‌ی ما تسخر زد

عنوان شعر سوم : .
خدای من! روز آخر است! چه روز؟ روزی به رنگ غم
غمی به غایت غلیظ‌تر از آنچه تا حال دیده‌ام

از آنچه تا حال بر سرم، در این ستم‌گاه رفته است
مهاجرت می‌کنم به جبر، به خاک بی‌حاصل عدم

نشسته‌ام مات، خیره‌ بر سیاه‌بازی سرنوشت
و کنجکاوم که بعد از این چه بدتری می‌خورد رقم

نشسته‌ام روی راحتی، نشسته‌ام مستِ شوکران
و گیج در کوچه‌های ذهن سُوی عدم می‌زنم قدم

به روزهای سیاه‌تر به بعدهای تباه‌تر
نشسته‌ام روبه‌روی در به رفتنم فکر می‌کنم
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شاید به یاد نداشته باشید اما در دهۀ شصت و اواویل دهۀ هفتاد، کشف شاعری مانند بیدل، در شعر ایران غوغایی به پا کرد. در آن دوران کشف شاعری با مجموعه ای گسترده از زبان، تخیلی قدرتمند و مفاهیمی که مانند آن در شعر ایران، کم بود باعث شد که ناگهان شاعران بیدل زدۀ ایرانی مانند مور و ملخ صحنۀ شعر معاصر را پر کنند و همه در تقلید از زبان بیدل از هم سبقت می گرفتند. آن شاعران البته در اوج هیجان بودند و نمی دانستند هر خوانندۀ حرفه ای و زرنگی که شعرهایشان را بخواند، تأثیرپذیری های آشکارشان را از بیدل به سرعت متوجه می شود. در آن دوران، دیدن ترکیباتی مانند غفلت ایجاد و ابیاتی از این جنس که:
مَردِ فقدانیم و در کارِ خللْ اندوختن
در ازای نیستن، از خویش می‌کاهیم ما
چیزی عجیب نبود و البته حدس زدن اینکه شاعر در حال تقلید از بیدل است، هم کار ساده ای بود. آن شاعران البته از آن جو هیجانی عبور کردند و هرکدام سهمی از شعر بیدل را در شعرشان برداشتند و آن را درونی خود کردند. آن هایی هم که در آن هیجان باقی ماندند، خیلی زود فراموش شدند و به جای نرسیدند. به نظر می رسد شعر شما سی سال دیر به دنیا آمده است. در زمانه ای که دیگر بیدل کشفی خاص نیست و تقلید از بیدل خیلی زود،دست شاعر را رو می کند. البته نمی خواهم نسخه ای بپیچم و بگویم از بیدل یا هر شاعر دیگری تأثیر نپذیرید اما می خواهم بگویم که تأثیرپذیری مراحل و مراتبی دارد و ساده ترین مرتبه اش همین است که جوری شعر بگوییم که همه بفهمند در قرن یازدهم هجری گیر کرده ایم و حتی ترکیبات مشهور شاعری را به عینه در شعرمان می آوریم. البته دربارۀ ذهنی بودن و کلی گویی های شعر شما باید مفصل حرف زد اما فکر می کنم این تذکر، عاجل تر و مهم تر از هرچیزی است که می شود درباره غزلهایتان گفت. درود.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.