از دست رفتن مضمون




عنوان مجموعه اشعار : دلخواه تو
شاعر : غلامرضا رنجبری


عنوان شعر اول : دلخواه تو
رفتی چرا؟! کم گفته بودم دوستت دارم ؟؟!
باشد ، ولی این روز ها دلتنگ ِ دیــدارم

سر میرود یادت دمادم از سرم ، امشب
باید درون گوش هایم پنبه بفشـــارم

لب را به یادت غنچه کردم ،چشم را بستم
روی هوا بر گونه هایت بوســــه می کارم

تا فکر ِ " هم آغوشی ِ " با عشق را کردم
طفلی به نام عقل آمـــد گفت : بیدارم

چون خُرده های نان فقط یک آرزو کردم :
"بردارم و با بوسه ات ، یک گوشه بگذارم "

فرق میان ما فقط یک " حرف " ناچیز است
تو دوست"ش" داری من اما دوست"ت" دارم

غلامرضارنجبری





عنوان شعر دوم : ...
...

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : آرش شفاعی
وقتی قرار است از احساسات عاشقانه که رقیق ترین و عمیق ترین احساسات بشری است، بگوییم درگیر کردن مخاطب با پیچیدگی های زبان و خم و پیچ هایش باعث می شود که این احساسات از دست برود و مخاطب به جای همراه شدن با شاعر و احساسش، به دنبال کشف رمزهای شعر برود. این مشکل وقتی روی می دهد که شاعر به دنبال مضمون آفرینی است اما گاهی وقتها مضمونی که در ذهن شاعر است، به همان روشنی و سادگی به قلم جاری نمی شود و به اصطلاح رایج و دقیق شعر دچار نوعی «ضعف تألیف» شده است. این مشکل در شعر شما هم روی داده است. مثلاً در همان بیت خرده های نان با وجودی که اصل مضمون قشنگ است و قابل ستایش، پرداخت شعر به همان زیبایی و خوبی نیست. شاعر در اینجا می خواهد بگوید که من هم چون خرده های نانی که بر روی زمین افتاده اند آرزو می کردم که کاش معشوق در مسیر خودش مرا از روی زمین بردارد و با بوسه ای یک گوشه بگذاردم. اما مصرع دوم دچار کژتابی زبانی شده است. شما گفته اید: بردارم و با بوسه ات یک گوشه بگذارم. به ضمیرها دقت کنید و به فعل ها: بردارم یعنی من چیزی را بردارم، با بوسه ات یعنی تو با بوسه هایت و بگذارم یعنی من چیزی را جایی بگذارم. یک بار دیگر ضمیرها را و فعل هایی که استفاده شده است، مرور کنید. شکل درست این فعل ها این بود: برداردم، یا مرا بردارد. بوسه اش به جای بوسه ات( چون ضمیرهای دیگر سوم شخص است) و بگذاردم یا مرا بگذارد. عدم دقت در استفادۀ درست از زبان باعث شده است که اصلاً همۀ مضمون پردازی و احساسی که در این تصویر بود، برای مخاطب از دست برود و قابل تصور نباشد. ضمن اینکه هنوز ذهنتان درگیر تصویرهای کلیشه ای شعر گذشته است. دیگر چه تازگی و جذابیتی در تشبیه عقل به طفل وجود دارد؟ به نظر می رسد باید بیشتر و بیشتر روی زبان کار کنید و سعی کنید در استفاده از افعال و ضمایر دقت بیشتری کنید.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۳
سهیلا السادات اولیایی » یکشنبه 03 شهریور 1398
درود بر شاعر ارجمند و آفرین بر شما. و درود خدمت جناب شفاعی که من همیشه مخاطب خاص شعرهایشان بوده ام و نقد هایشان را هم دنبال میکنم و یاد میگیرم. آنچه برداشت من از بیت "خرده های نان"دوست شاعرمان بود و فکر کنم خودشان هم همین مد نظرشان بوده،قدری با نقد جناب شفاعی متفاوت است. چون خُرده های نان فقط یک آرزو کردم : "بردارم و با بوسه ات ، یک گوشه بگذارم " شاعر در این بیت آرزو میکند که معشوق را در حد یک زمان هرچند بسیار کوتاه ببوسد و بالاجبار او را ترک کند. پس میگوید آرزو میکنم میدیدمت و .....
سهیلا السادات اولیایی » یکشنبه 03 شهریور 1398
ادامه ... اینجا شاعر به نان اشاره دارد و مورد احترام بودنش و اینکه میخواهد او را بوسه زند و کناری بگذارد تا از دسترس دیگران دور بماند. چون خُرده های نان فقط یک آرزو کردم : "بردارم و با بوسه ات ، یک گوشه بگذارم " بردارم و با بوسه ای ،تو را کناری بگذارم.اینجا "ات"به معنای تو را آمده است. آرزو کردم که این فرصت دست دهد که تو را مثل خرده نانی ببوسم و کناری بگذارم. برای دوست شاعرمان آرزوی سربلندی دارم.توفیق ،رفیق راهتان.
سهیلا السادات اولیایی » یکشنبه 03 شهریور 1398
درود بر شاعر ارجمند و آفرین بر شما. و درود خدمت جناب شفاعی که من همیشه مخاطب خاص شعرهایشان بوده ام و نقد هایشان را هم دنبال میکنم و یاد میگیرم. آنچه برداشت من از بیت "خرده های نان"دوست شاعرمان بود و فکر کنم خودشان هم همین مد نظرشان بوده،قدری با نقد جناب شفاعی متفاوت است. چون خُرده های نان فقط یک آرزو کردم : "بردارم و با بوسه ات ، یک گوشه بگذارم " شاعر در این بیت آرزو میکند که معشوق را در حد یک زمان هرچند بسیار کوتاه ببوسد و بالاجبار او را ترک کند. پس میگوید آرزو میکنم میدیدمت و .....

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.