از آینه تا آیینه



عنوان مجموعه اشعار : غزل
عنوان شعر اول : آیینه
هزار توی زمان توو به توی آیینه
نشسته آینه ای روبروی آیینه

دوید تا ته تصویر سمت بچگی اش
دوید قهقهه ای در گلوی آیینه

رسید و دخترکش را نشاند بر دوشش_
_همان کسی که شده آرزوی آیینه

چه زود بچگی اش از بلوغ سیلی خورد
پرید قطره ی خونی به سوی آیینه

سوارِ بخت سیاهش به سور و خنده رسید
کشید تور سفیدی به روی آیینه

خدای صبر شد و هر چه بغض را بلعید
برای اینکه شود آبروی آیینه

نشسته شانه کشیده سپیدی مو را
که اعتراف کند مو به موی آیینه

برای اینکه نجاتش دهد از این اندوه
نهیب  ها زده این "من" به "او"ی آیینه

زنی  که صد زن تنها درون خود می دید
شکسته آینه ای روبروی آیینه

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
غزل گفتن با ردیف اسمی تجربۀ خوبی برای هر شاعری است. این شکل شعر، خود تجربه ای است که هم می‌تواند باعث رشد و کشف در شعر شود و هم می تواند به شعر آسیب بزند. دربارۀ این حسن و عیب کوتاه صحبت خواهم کرد و البته پیش فرض همۀ این حرف‌ها این است که شاعری که در مسیر حرفه‌ای شعر قدم می‌زند، خوب است همۀ حوزه‌ها و نحله‌های شعر را تجربه کند و از این منظر، کوشش شما برای تجربه در نوع خود قابل ستایش است و باید به این ریسک پذیری و تجربه گرایی مهر تأیید زد.
حسن اینکه شعر با ردیف اسمی بگوییم، این است که خود همین ردیف اسمی فضاها و مضمون های تازه ای در اختیار شاعر قرار می دهد. به شاعر این امکان را می دهد که با استفاده از این فضاها، مضمون های تازه و تصویرهایی بیافریند که در شعر دیگران نیست و نتیجۀ کشف خود شاعر است. از سوی دیگر باید از عیب‌های این شکل از شعر هم گفت. یکی اینکه شعر ممکن است چنان بر ذهن و زبان شاعر سنگینی کند که مخاطب متوجه شود، شاعر به دنبال شعر و بخصوص در پی ردیف رفته است. به عبارت دیگر ردیف توانسته است برخی حرف ها، مضمون ها، صورت های زبانی و ساخت ها را به شاعر تحمیل کند. اگر بخواهم از شعر شما مثال بزنم باید به یک مورد ایراد زبانی اشاره کنم. در این مصرع:
نشسته آینه ای روبروی آیینه
شما دوباره از کلمۀ آینه استفاده کرده اید اما یک بار از «آینه» و یکبار «آیینه» استفاده کرده اید یعنی در یک مصرع دو شکل از یک کلمه استفاده شده است و خب مخاطب متوجه می شود که این مشکل به این دلیل پیش آمده است که شاعر مجبور بوده است وزن را رعایت کند و به همین دلیل نتوانسته است وحدت زبانی را در همۀ شعر رعایت کند.
نکتۀ دیگری که در شعر شما زیاد به چشم می آید و مهمترین ایراد غزل شماست این است که در شعرهای با ردیف حرفی، وجه استعاری و استفاده از استعاره ها زیاد می شود. گاهی نامشخص بودن استعاره ها به کل شعر آسیب می‌زند. شما در این شعر از کلمه «آیینه» استفاده کرده اید. این آینه در برخی مصرع ها، خود آینه است. اما در برخی جاها آینه استعاره ای است از کسی یا چیزی دیگر. باید برای مخاطب مشخص باشد که قرار است این آینه استعاره از چه باشد وگرنه باعث ایجاد ابهام در شعر می شود. مثلاً در این مصرع:
برای اینکه نجاتش دهد از این اندوه
نهیب ها زده این "من" به "او"ی آیینه
مخاطب واقعاً در می ماند که منظور از «این من» و «اوی آینه» چیست؟ اوی آینه کسی است؟ چیز خاصی است؟ استعاره از کیست؟ این ابهام در شعر پاسخ داده نمی شود و برای همین به درک معنای مورد نظر شاعر، آسیب می زند.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.