از کلیشه‌ها دل بکنید




عنوان مجموعه اشعار : آئینه
شاعر : فرهاد امیدی


عنوان شعر اول : آئینه
وقتی که با پیمانه هایم نقضِ پیمان میکنی
یک لشکرِ ترسیده را راهیِ میدان میکنی

خواهی اگر راهی شوی بر خیمه ای دیگر بدان
کاخِ خیالِ خام را با خاک یکسان میکنی

در صومعه, در بُتکده, در معبد و آتشکده
بر درگهِ هرکس رَوی او را مسلمان میکنی

من پادشاهی غیرِ تو بر تختِ دل ننشانده ام
در حیرتم کین گونه تو بر بنده عصیان میکنی

گاهی به لب, گاهی دلت, گاهی به چشمت مؤمنم
هر لحظه تعبیری دگر در دین و ایمان میکنی

صحرای تن خشکیده ام, حتی اگر دریا شوی
لب تشنگی بر تشنه را تنها دو چندان میکنی


*ای عشقِ چون آتشکده در نقش و صورت آمده*
کِی این همه نازِ گران بر من تو ارزان میکنی

با خود دلم را برده ای در چاهِ غم افکنده ای
آخر چرا جانا چنین با پیرِ کنعان میکنی

من جلوه ی جانِ تواَم, گر میروی این را بدان
آن روی چون آئینه را از خویش پنهان میکنی

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
تلاش کردن برای بهتر شدن در عرصۀ هنر، یک ایراد بزرگ دارد. آن ایراد این است که این تلاش و نتیجه دادن آن ناگهانی و سریع نیست و یکدفعه به چشم نمی آید. هنر و ادبیات مثل داستان هایی دربارۀ درخشش و مشهور شدن برخی افراد نیست که از اقبال مناسب در یک زمان مناسب در موقعیت مناسب قرار می گیرند و درهای خوشبختی به رویشان باز می شود. در شعر هیچ دری ناگهان به روی هیچ شاعری باز نمی شود. درها را باید سالها کوفت و منتظر ماند تا اندک اندک بر لولای خود بچرخند و گشوده شوند. برای همین اولین و مهمترین توصیه به هر شاعر تازه کاری این است که صبر و حوصله داشته باشد و از نقد شدن و ایراد شنیدن خسته نشود. بداند که در این مسیر، ممکن نیست یک شبه به جایی رسید. یک شبه نمی شود بر زبان مسلط شد و قدرت تخیل داشت یا آن را تقویت کرد. این حوصله و اندک اندک در مسیر جلو آمدن در شعرهای شما محسوس است. سعی بر اینکه در جزئیات شعر دقت کنید و سعی کنید زبان را بیارایید. مثلاً این مصرع که : کاخِ خیالِ خام را با خاک یکسان میکنی... و تلاش شما برای ایجاد موسیقی از طریق همحروفی نشان دهندۀ این است که کم کم دارید به مسیر درستی وارد می شوید و تجربه هایی پیدا می کنید که قطعاً در ابتدای شاعری از آن محروم بوده اید. از این نمونه های قابل بیان که انسان را به آیندۀ شعری شما امیدوار می کند باز هم در شعرتان هست. اما نکته ای که به نظرم باید همچنان بر آن دقت کرد و درصدد تقویتش برآمد این است که شعر شما از منظر تخیل دست خالی است. جایی هم اگر خواسته اید تصویری بسازید و به تخیل بال و پری بدهید، محافظه کارانه عمل کرده اید و نتوانسته اید تصویری درخور و برآمده از طبع شاعری خودتان بیافرینید. سعی کرده اید از همان کلیشه های ادبی موجود مانند پیرکنعان و تقابل صحرا و دریا بهره ببرید. تصویرها و مضمون هایی که دیگر از بس با آنها کار شده است، جانی ندارد و حسی برنمی انگیزد. کمی به تخیلتان اجازۀ پرواز و وارد شدن در مرزهای تجربه نشده بدهید. این به نفع شعر شما خواهد بود.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
فرهاد امیدی » یکشنبه 10 شهریور 1398
از اینکه اینطور با دقت شعر بنده رو بررسی کردید سپاسگزارم. حتما از نکاتی که فرمودید استفاده خواهم کرد.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.