مقایسۀ دو بیت از یک شاعر




عنوان مجموعه اشعار : شادی زارهای شبانه
شاعر : علی نظری سرمازه


عنوان شعر اول : لبخندیار
گاهی قرار جریان دارد در انتظارش /
گاهی فرار جریان دارد در انتظارش /
گاهی عنان بادی در دست ابر رحمت/
تا بی شمار جریان دارد در انتظارش /
گاهی صدای بغضی در یک سکوت سنگین/
از اضطرار جریان دارد در انتظارش /
هم سعی با صفا و هم سود با سعادت/
هم کسب و کار جریان دارد در انتظارش /
هم صبر و استقامت هم صلح با صلابت/
هم ذوالفقار جریان دارد در انتظارش /
در وار یادواره با صد بهون ستاره/
مشک و ملار جریان دارد در انتظارش /
طبعی که می کند گل در زادگاه بلبل/
با افتخار جریان دارد در انتظارش /
سیصد سهیل پنهان با سیزده نمایان/
بر یک مدار جریان دارد در انتظارش /
یک آش پیش پا و یک کاش ناشتا با.../
لبخند یار جریان دارد در انتظارش /
نزدیکتر به جمعه آن پنجشنبه ای که/
دیوانه وار جریان دارد در انتظارش /
قشلاق گرمسیری ییلاق سردسیری/
یعنی بهار جریان دارد در انتظارش /
این جمعه هم نیامد تا جمعه ای فرا رو/
باز انتظار جریان دارد در انتظارش /





عنوان شعر دوم : آرزوی دستش
آب آبرو گرفته از آبروی دستش/
با خون وضو گرفته در سمت و سوی دستش/
دستی بر آتش دل دستی بر آب بی دل/
دل پشت سر رها شد سر روبروی دستش/
سر ، سر حق پرستی دل تکیه گاه هستی/
اینگونه آسمان را بگرفته روی دستش/
یک دست کوه طور و یک دست هور نور است/
سیراب گشته دنیا از خلق و خوی دستس/
چون شهد هرچه زیبا یا شور هر چه دریا/
بس استعاره دارد ایجاز جوی دستش/
سرها به روی نیزه از غزه تا هویزه/
مستند مثل گلها از عطر و بوی دستش/
رگهای غیرت او شد اقتدار دینش/
سر از تمام قدرت بغض گلوی دستش/
در الغدیر علم شد در کربلا قلم شد/
به به!چه بوی سیبی دارد سبوی دستش/
از مروه تا صفا را شرمنده وفا کرد/
ماندن کنار مولا بود آرزوی دستش/



عنوان شعر سوم : سرگردانی خنجر
از خنجر نامردان/
تا حنجره ی مردان/
یک نقطه ی توفیر است/
یک نقطه ی سر گردان/
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعرهای شما با وجود اینکه مضمون های ارزشمند و یکسانی دارد، دارای تفاوت های آشکاری در شیوه های شاعری است. اگر اولین شعر شما را در کنار دومین شعر شما بدون نام به کسی عرضه کنیم شاید به درستی متوجه نشود که این دو شعر از یک شاعر است. شاید دلیل اصلی این باشد که در شعر اولی ردیف بلندتری انتخاب کرده اید که دارای فعل است. این ردیف از همان ابتدا خط و ربط شاعری شما را روشن کرده است. مشخص کرده است از کجا باید شروع کنید و به کجا باید بروید. مشخص کرده است که در چه زمینه هایی باید حرف بزنید و چون خود ردیف، پیام شعر را هم روشن کرده است دست شعر را در ایجاد لحظات حسی و عاطفی به شدت بسته است. این البته به این معنا نیست که شاعر در شعر کاملاً شکست خورده است اما به این معنا هست که نسبت به شعر بعدی، شعرش دارای ارزش و مرتبۀ هنری پایین تری است. برای اینکه دقیقاً مشخص شود منظورم چیست، دو بیت از دو شعر را با هم مقایسه می کنیم:
شعر اول:
هم سعی با صفا و هم سود با سعادت
هم کسب و کار جریان دارد در انتظارش
در این بیت سعی شاعر در ایجاد رابطه های میان کلمات و نجات دادن شعر، به جایی نرسیده است. مشخص است شاعر به دنبال این بوده است که با استفاده از رابطۀ میان سعی و صفا، کسب و کار و سود و سعی و سعادت، شعر را ارتقا ببخشد اما چون در اصل بیت براساس ذهنیت و ساختاری که از ابتدای شعر، بر آن تحمیل شده است؛ ساخته شده نتوانسته است تأثیر روشنی بر روند کلی شعر بگذارد اما در شعر دوم:
از مروه تا صفا را شرمنده وفا کرد
ماندن کنار مولا بود آرزوی دستش
در این بیت هم از همان ارتباط قدیمی و تکراری میان صفا و مروه استفاده شده است اما این بیت نسبت به بیت قبلی شاعرانه تر است چرا که شعر از پیش ساختاری را برای شاعر تعریف و تحمیل نکرده است و شاعر توانسته است با استفاده از جاندارپنداری دست و رابطه لفظی میان وفا و صفا، بیتی زنده تر و خیال انگیز تر بنویسد که نسبت به بیت قبلی خیلی و شعر قبلی خیلی بیشتر، شاعرانه است.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
علی نظری سرمازه » یکشنبه 24 شهریور 1398
سلام شاعرگرامی ومنتقدبزرگوار ممنونم بابت نکاتی که فرمودید اما یه نکته سردبیر بزرگوار فرمودند حتما سه شعر ارسال کنید حضرت عالی دوبیت از دوشعر رامقایسه کردیدوبس...

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.